
بصیرت: کاندولیزارایس ،وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا طی روزهای اخیر به تحلیلگر مسائل ایران تبدیل شده است!در این راستا ملکه جنگ عراق از مسائل مختلفی مانند “شکست آمریکا در مقابله با ایران”و”لزوم حمایت غرب از اصلاح طلبان”سخن گفته است. جالب توجه اینکه “جان بولتون”نماینده سابق کاخ سفید در شورای امنیت سازمان ملل متحد و یکی از اصلی ترین اعضای شورای دوازده نفره نومحافظه کاران نیز اخیرا تصریح نموده است که واشنگتن در میدان تقابل با تهران یک بازنده تمام عیار بوده و دیگر نمی توان از “جنگ”یا حتی “تحریم”علیه ایران به عنوان اقداماتی کارآمد نام برد.حتی بولتون که در مخالفت ایدئولوژیک او با انقلاب اسلامی هیچ گونه شک و شبهه ای وجود ندارد از “تعامل با ایران”به عنوان تنها راهکار و روش باقیمانده در برابر آمریکا نام می برد.در خصوص اظهارات رایس و جان بولتون لازم است سه نکته زیر را مدنظر قرار دهیم:
-1نومحافظه کاران به طور ذاتی افرادی هستند که میان “واقعیات”و”ایده آلها”به سختی تفکیک قائل می شوند.خلط رئالیسم و ایده آلیسم در ذهن افرادی مانند “ایروینگ کریستل”و”پل ولفویتس”نمود بیرونی تلخی داشته است.وقوع حادثه 11 سپتامبر 2001 با هدایت مستقیم بوش و چنی و اشغال دو کشور عراق و افغانستان از جمله این موارد هستند.در هر صورت،تاثیر پذیری نومحافظه کاران از دو نظریه “جنگ تمدنهای ساموئل هانتینگتن”و”پایان تاریخ فرانسیس فوکویاما”غیر قابل انکار است.رایس و بولتون از جمله افرادی هستند که به لحاظ فکری در بدنه میانی و به لحاظ اجرایی در راس هرم نومحافظه کاران تعریف می شوند.از جمله خصایص بارز این گروه “عدم اذعان به شکست”بر اساس “باور به ایده آلهای کاذب”است.در طول مبارزات انتخاباتی سال 2004 میان بوش و جان کری،نومحافظه کاران خود را پیروز بلامنازع نبردهای خاورمیانه می دانستند.باید اذعان نمایم که همین اعتماد به نفس کاذب نومحافظه کاران در آن مقطع حساس توانست موجب راهیابی مجدد بوش به کاخ سفید شود.اما در فاصله سالهای 2004 تا 2008 همهچیز تغییر کرد!هم اکنون افرادی مانند رایس و بولتون سنت نانوشته میان نومحافظه کاران،یعنی “عدم اعتراف به شکست”را زیر پا گذاشته و جهت احیای حیثیت از دست رفته خود صراحتا از “شکست در برابر ایران”و”لزوم تعامل با تهران”سخن می گویند.
-2نظریه “براندازی نرم” پس از شکست جمهوریخواهان از دموکراتها در انتخابات میان دوره ای مجلس نمایندگان و سنای آمریکا در سال 2006 شدت و حدت بیشتری گرفت.اما جمهوریخواهان افراطی پس از شکست انقلاب سرو در بیروت و اثبات ناکارآمدی انقلابهای گل رز و نارنجی در گرجستان و اوکراین عملا در دوراهی انتخاب میان دو راه شکست خورده یعنی مقابله سخت افزاری و براندازی نرم در قبال مخالفان کاخ سفید مردد مانده بودند.تاکید می نمایم که واشنگتن به زعم خود باید یکی از این دو راه یا تلفیقی از آنها را انتخاب می نمود زیرا اساسا راه سومی که فرجام آن پیروزی باشد در برابر سران آمریکا وجود نداشت.بنابر این “براندازی نرم”محصول یک تفکر آزاد و هدفمند در سیاست خارجی واشنگتن نبوده و بیشتر آلترناتیوی اجباری است که تحت تاثیر حضور جمهوریخواهان سنتی در رفتار بین المللی آمریکا عینیت یافته است.
-3همزمان با پیروزی دموکراتها در انتخابات ریاست جمهوری سال 2008،صورت مسئله تقابل “واشنگتن”و”تهران”در اتاقهای فکر آمریکا بازتعریف شده است.مطابق این بازتعریف،دموکراتهایی که سردرگمی حزبی و چند پارگی رفتاری آنها در تاریخ سیاسی آمریکا زبانزد همگان بوده است،هم اکنون سعی دارند با تقویت اپوزیسیون مخالف داخل و خارج از کشور تنها تیر باقیمانده خود را در تاریکی به سوی قدرت اول خاورمیانه پرتاب نمایند.کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا در 14 فوریه سال 2006 میلادی،در کمیته روابط خارجه سنای این کشور حاضر شد و درخواست اختصاص 75 میلیون دلار را برای آنچه که توسعه دموکراسی و حقوق بشر در ایران خواند، مطرح کرد. اختصاص 75 میلیون دلار جهش بسیار بزرگی در مقام مقایسه با سالهای قبل به شمار میرود که میزان این بودجه بسیار کمتر و در حدود 1/5 میلیون الی 11 میلیون دلار بوده است. بسیاری از دموکراتهای کنگره آمریکا در آن زمان با طرح جنجال برانگیز رایس موافقت نمودند.
“دیوید دنهی” مشاور ارشد دفتر امور خاورمیانه آمریکا به عنوان گماشته واشنگتن برای نظارت بر توزیع میلیونها دلار بودجه،در طول سالهای گذشته دهها نفر از مخالفان نظام جمهوری اسلامی را انتخاب کرده تا با آنها درباره بهترین راهکار انجام وظایفش مشورت بگیرد. وی تاکنون با برخی سرمایه داران ایرانی مقیم خارج از کشور و سلطنتطلبان تماس برقرار کرده است.اما اظهارات اخیر کاندولیزارایس که حمایت از “اصلاح طلبان داخل کشور”را تنها راه مقابله با ایران دانسته است نشان می دهد که مجریان طرح براندازی نرم با مشاهده ناتوانی و ضعف فکری و سیاسی اپوزیسیون خارج از کشور،درصدد تقویت حامیان “گذار از قانون اساسی”در ایران برآمدهاند.
در هر صورت،اعتراف دیرهنگام رایس و بولتون نسبت به شکست در برابر جمهوری اسلامی ایران در حالی صورت می گیرد که آمریکادر سخت ترین وضعیت بین المللی خود پس از پایان جنگ جهانی دوم قرار دارد.وضعیتی سخت که انزوای مطلق آمریکا پس از فروپاشی نظام دو قطبی را رقم خواهد زد.