
بصیرت: برای حفظ جایگاه ارتش در اجتماع و تداوم نقش برجسته ارتش در معادلات اجتماعی و از همه مهمتر حفظ حمایت گروههای افراطی بسیاری از رهبران نظامی رغبت و میل چندانی به بازگشت خانواده بوتو به قدرت سیاسی نمیبینند، برای اینان بینظیر بوتو یک خطر موجودیتی است در حالی که برای تروریستهای وابسته به القاعده بینظیر بوتو به لحاظ وابستگی به آمریکا و به لحاظ دستنشانده بودن یک خطر محسوب میشود.
خبر بسیار کوتاه بود: "بی نظیر بوتو کشته شد"، شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای جهان با قطع برنامه های عادی خود ضمن اعلام ترور بوتو به پخش صحنه هایی از این انفجار و وضعیت فوق العاده در منطقه ترور می پردازند. وزارت کشور پاکستان لحظاتی قبل خبر قتل بوتو را تائید کرد. این سوء قصد به جان بوتو که به قیمت جانش تمام شد، دومین سوءقصد به جان وی طی 70 روزی بود که وی از تبعید خودخواسته اش به وطن برگشته بود، و سعی داشت که اصول دمکراسی را در این سرزمین "تروریسم خیز" برپا کند، اما نه تنها موفق با این عمل نشد ، بلکه خود قربانی تروریسم شد.
اگر چه هنوز هیچ گروهی مسولیت قتل خانم بوتو را به عهده نگرفته است، اما با توجه به شواهد و قراین و همچنین تاریخچه تحولات سیاسی در پاکستان می توان در این زمینه سناریوهایی را در نظر گرفت.
ژنرال پرویز مشرف رئیس جمهور پاکستان در اولین واکنش به این حمله تروریستی ضمن محکوم ساختن آن انگشت اتهام را به طرف گروههای افراطی نشانه رفت و سه روز عزای ملی در این کشور اعلام کرد، وی در اظهارات خود به این نکته اشاره کرد که تروریست هایی خانم بوتو را به قتل رساندند که دولت پاکستان با آنها در حال جنگ است. اشاره پرویز مشرف از تروریست ها، طرفداران طالبان و گروههایی بودند که در برخی از استان های مرزی پاکتسان با افغانستان دارای قدرت بالایی هستند، این گروهها پیشتر نیز پرویز مشرف را مورد سوء قصد قرار داده بودند. طالبان و طرفداران افراطی آنها در پاکستان بدلیل نزدیکی خانم بوتو به آمریکا و احتمال مبارزه با آنها در صورت پیروزی در انتخابات پاکستان، از خانم بوتو هراس داشتند به همین دلیل از مخالفین سرسخت به قدرت رسیدن وی به شمار می رفتند، از سویی دیگر تمایلات غرب گرایانه خانم بوتو از جمله دلایل احتمال دخالت گروههای افراطی در ترور وی به شمار می رود. این مسئله از آنجا دارای اهمیت می شود که خبر هایی مبنی بر توافق خانم بوتو با آمریکاییها مبنی بر مبارزه با افراط گرایی در پاکستان در صورت رسیدن به مقام نخست وزیری شنیده شد.
اما سناریوی دیگری که می توان برای ترور خانم بوتو در نظر گرفت، دخالت ارتش و نیروههای امنیتی پاکستان است. بازی قدرت در پاکستان بسیار پیچیده شده است و خانم بوتو بدلیل پیشینه خانوادگی و سیاست هایی که در طول دوران نخست وزیری خود اتخاذ کرد از محبوبیت بالایی برخوردار بود، به همین دلیل بسیاری از شخصیت های سیاسی و بویژه نخبگان نظامی و امنیتی این کشور از به قدرت رسیدن مجدد وی در هراس بودند. آنچه برای خانم بوتو و یاران حزبی او از قطعیت برخوردار بود این واقعیت است که به دلایل تاریخی برخاسته از کیفیت رقابتهای سیاسی در پاکستان او همیشه در معرض خطر است. نفبح گرفتن پدیده تروریسم آمریکاستیز به عنوان سمبل مدرنیته و غرب که برخاسته از واقعیت حضور آمریکا و اشاعه این حضور بعد از در هم فروریزی ساختار حاکم سیستم بینالمللی بعد از چهلوشش سال است به ضرورت وجودی و به علت ذهنیت حاکم بر بینظیر بوتو و حزب او، حذف فیزیکی او را گریزناپذیر ساخته است. این دو واقعیت برخاسته از ویژگیهای تاریخی پاکستان و شکل گرفته از ماهیت چینهبندی قدرت در صحنه جهانی که دارای خصلتی غیرتاریخی است، بر این نکته کلیدی اعتبار میبخشند که تنها این افراطیون نیستند که خواهان حذف فیزیکی بینظیر بوتو هستند بلکه صاحبان جایگاه در ساختار سیاسی، تشکیلات نظامی و دستگاههای امنیتی یا حداقل بخشی از این چارچوبها در راستای منافع خود مییابند که شاهد ترور نخست وزیر سابق باشند. در موازات این آگاهی است که به دنبال اولین سوءقصد به جان بی نظیر بوتو، رهبران حزبی و مطبوعات طرفدار ، نگاه را کاملا متوجه احتمال عملیات انتحاری از سوی بنیادگرایان یا تروریستها نکردند. در همان دقایق اولیه بسیاری از اعضای عالیرتبه حزب مردم پاکستان که جایگاه حزبی خانواده بوتو است بر این نکته تاکید کردند که احتمال فراوانی وجود دارد که بخشهایی از تشکیلات امنیتی ساختار نظامی در این اقدام نقش مستقیم داشتهاند و خود آنها طراح این ترور بودهاند. این نکته از آن روی قابل توجه و قبول جلوه میکند که بدانیم ذوالفقار علی بوتو که در سال 1979 به وسیله ژنرال ضیاءالحق اعدام شد. حلقآویز کردن نخستوزیری که در سال 1976 از کار برکنار شده بود و اتهام دست داشتن در قاتل مخالفان جرم او بود بیش از همه مقبول گروههای افراطی بود. ژنرال ضیاءالحق مدت طولانی بر سریر قدرت بود و در یک حادثه هوایی مشکوک کشته شد. آنچه دوران حکومت او را متمایز میکند، گرایش شدید افراطی او و سیاستهای به شدت متناسب و همسو با نظرات ساختارهای سنتی و مخالف غرب او بود. به همین دلیل بود که او فزونترین حمایتها را از جانب قشرهای غیرمدرن، غربستیز و نمادهای وابسته به سیستم اقتصادی فئودالیته داشت. ائتلاف فئودالها، گروههای سنتی، افراطیون، طبقات اجتماعی وابسته به حیات و ساختارهای غیرمدرن، ساکنان حومههای شهرهای بزرگ و گروههای فقیر و کمدرآمد شهری، زیربنای اجتماعیهای ضیاءالحق را تشکیل میدادند. قرار گرفتن ارتش در کنار این زیربنای اجتماعی منجر به این شد که سیاستهای ضدغربی و مخالف ارزشهای غربی از اعتبار سیاسی، دولتی برخوردار شود. سرنگونی بوتو در سال 1976 محاکمه او در سال 1978 و اعدام او در سال 1979 به معنای نفوذ گروههای بنیادگرا در ساختار ارتش و بالاخص چارچوب امنیتی آن باید محسوب شود. تلاش خانم بینظیر بوتو برای کسب مقام نخستوزیری برای سومین بار عملا در تعارض با منافع بخشهای وسیعی از ساختارهای امنیتی و نظامی است. این یک ضرورت تاریخی برای این گروههاست تا از به قدرت رسیدن تفکر و منشی که به شدت غربی و به همان میزان خواهان وارد کردن جنبههای حیات مدرن به پاکستان است جلوگیری کنند.
ارتش پاکستان به خوبی آگاه است که ریشه اصلی قدرتش را باید در حمایت بیدریغ گروههای سنتی و ضدمدرن در جامعه پاکستان جستوجو کند و به همین دلیل است که هر گاه ضروری باشد برای راضی نگه داشتن پایگاه اجتماعی خود از مخالفت منافع آمریکا با دوستان آمریکا ابایی ندارد. در این چارچوب است که میبایستی ترور بینظیر بوتو را به تحلیل کشید. گروههای مقتدر طرفدار اخطار بنیادگرایانه و قشریگری در بطن ارتش پاکستان و مخصوصا در ساختارهای امنیتی ارتش حضور مجدد بینظیر بوتو در قدرت را زمینهساز مشروعیت یافتن جریانها و تفکرات غربی مییابند که این از نظر افراطیون به شدت مذموم است. به همین روی برای حفظ جایگاه ارتش در اجتماع و تداوم نقش برجسته ارتش در معادلات اجتماعی و از همه مهمتر حفظ حمایت گروههای بنیادگرا و سنتی، بسیاری از رهبران نظامی رغبت و میل چندانی به بازگشت خانواده بوتو به قدرت سیاسی نمیبینند. برای اینان بینظیر بوتو یک خطر موجودیتی است در حالی که برای تروریستهای وابسته به القاعده بینظیر بوتو به لحاظ وابستگی به آمریکا و به لحاظ دستنشانده بودن یک خطر محسوب میشود. هر دو خواهان حذف او از صحنه سیاسی هستند، هر چند که دلیل نظامیان ماهیتی وجودی دارد. به همین دلیل است که میتوان درک کرد چرا خانم بینظیر بوتو پس از سوءققد اول به جان خود، در بیان اینکه طراحان ترور چه کسانی بودند، اعلام کرد که او بانیان را در بین صاحبمنصبان در ردههای بالای امنیتی میبیند و در این خصوص حتی نام افرادی را نیز در اختیار پرویز مشرف فرمانده ارتش قرار داده است. خطری که دموکراسی به شدت شکننده پاکستان را تهدید میکند فعالیتهای تروریستی طرفداران القاعده نیست بلکه نفوذ افراطیون در ارکان ارتش و ساختارهای امنیتی آن است. ترور نخستوزیر سابق، کوشش نظامیان طرفدار بنیادگرایی و تجددستیزی برای سرکوب کردن حیات مدنی در پاکستان است.