مسعود دارستانی
دکتر صادق زیبا کلام در همایش سی امین سالگرد انقلاب اسلامی که از سوی نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه شریف برگزار شد مقاله ای ارائه داد که به گفته وی باعث به وجود آمدن بحث و گفت وگو و مجادله هایی شد. حرف زیبا کلام در این مقاله رد دو نظر در خصوص رابطه آمریکا با شاه در کوران انقلاب بود. نظر اول اینکه آمریکا تا آخرین لحظه از شاه حمایت کرد و نظر دوم اینکه آمریکایی ها نه تنها هیچ حمایتی از شاه نکردند بلکه فرش را از زیر پای شاه کشیدند و اسباب سقوط شاه را فراهم کردند. وی پس از رد این دو نظر، نظر سوم که نظر خودش است را ارائه می دهد و می گوید: آمریکایی ها نه سرکوب کردند، آنگونه که انقلابیون تصور می کنند و نه پشت شاه را خالی کردند آنگونه که مخالفان انقلاب بیان می کنند. بهترین تعریفی که از رفتار آمریکا در قبال ایران می توان داشت آن است که بگوییم شاخص ترین مولفه رفتار آمریکایی ها در دوران انقلاب خلاصه می شود در «بی عملی» یا نداشتن هیچگونه ابتکار عمل، نداشتن هیچگونه استراتژی و سیاست و بالاخره نداشتن هیچگونه دستورالعمل و «چه باید کرد.»
تنها ویژگی نظر زیبا کلام شاذ بودن آن است و شاذ بودن هیچگاه به معنای صحیح بودن نبوده و نیست و عکس آن بیشتر تایید شده است. برای رد نظر شاذ زیبا کلام و کسانی که احتمالا مانند وی می اندیشند چند نکته یادآوری می شود:
1- ژنرال هایزر آمریکایی که در زمان انقلاب جانشین فرمانده نیروهای ناتو بود در ماههای پایانی حکومت شاه برای بازسازی روحیه ارتش و ترغیب آن به مقابله با انقلابیون و سر و سامان دادن به دولت وقت در راستای حمایت از شاه به ایران آمد.
2- سایروس ونس جایگاه حکومت شاه را برای آمریکا در پیش از انقلاب چنین بیان می کند: «اهداف عمده آمریکا از ژاندارمی ایران در خلیج فارس عبارت است از تامین ثبات و امنیت منطقه برای حفظ منافع بلوک غرب، تضمین صدور نفت به کشورهای غربی، ایجاد سدی مستحکم و مطمئن در مقابل اهداف و سیاستهای توسعه طلبانه شوروی و بهره برداری از حمایتهای ایران به عنوان هم پیمان و دوست صمیمی غرب در سازمان اوپک.» چگونه امکان دارد حکومت آمریکا شاهد فرو ریختن چنین پایگاه راهبردی و ارزشمند باشد اما در تصمیم گیری برای حمایت از آن دچار سردرگمی و بلاتکلیفی باشد؟
3- براساس شواهد و قرائن متقن، آمریکا تا آستانه پیروزی انقلاب از حفظ حکومت شاه ناامید نشده و دست بر نداشته بود و مرتب از ثبات رژیم شاه و حمایت بی قید و شرط از وی دم می زد و تنها حدود 40 روز مانده به سقوط شاه در پایان کنفرانس «گوادلوپ» که در 15 دی 1357 با شرکت جیمی کارتر، ژیسکاردستن، جیمز کالاهان و هلموت اشمیت برگزار شد و به دنبال گزارشهایی که سران سه کشور اروپایی به آمریکا ارائه دادند، متوجه شد که کار از کار گذشته و سقوط شاه حتمی است. در آن موقع بود که آمریکا چاره ای جز دست روی دست گذاشتن و نظاره کردن رخدادهای ایران نداشت.