صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۷  ، 
کد خبر : ۶۸۹۷۰

رمی شیطان در بغداد!/فتح الله پریشان


بصیرت:یکشنبه 24/9/87 اگر به «روز کفش» نامگذاری شود، نباید تعجب کرد. در این روز کفش‌های «منتظر الزیدی» خبرنگار مسلمان عراقی به سوی یک چهره پلید و منفور جهانی (جورج بوش رئیس جمهور آمریکا) پرتاب شد تا امتداد خط تاریخی برخورد قاطعانه و در عین حال با «دست خالی» مظلومان با ظالمان ستم پیشه را در زمان فعلی به نمایش بگذارد. اما در خصوص این عمل که در افهام افکار عمومی دنیا و منطقه اسلامی خاورمیانه از آن به «انقلاب کفش عراق» و «انتفاضه کفش» و از الزیدی به عنوان «قهرمان عرب» و یا «قهرمان عراق» تعبیر شد، سوالاتی مطرح است که بررسی اجمالی آنها می‌تواند در زنده نگه داشتن خط فکری ظلم‌ستیزی و پاسداشت چنین اعمال متهورانه ایفای نقش نماید.
اهمیت این حرکت در چیست؟ چه واکنش‌هایی در دنیا و ایران داشته است؟‌ و چه تبعاتی خواهد داشت؟
منتظر الزیدی و اهمیت پرتابش
منتظر الزیدی خبرنگار شبکه تلویزیون خصوصی البغدادیه است. وی دارای تحصیلات لیسانس در رشته ارتباطات بوده و چندین سال است که به صورت حرفه‌ای کار خبرنگاری را پیگیری می‌کند. منتظر به خاندان زیدی تعلق دارد که از خانواده‌های اصیل و مبارز شیعی عراق است. دو برادر شهید دارد که یکی در زمان حکومت بعثی صدام به شهادت رسیده است و دیگری در زمان اشغالگری آمریکائیان. یادآوری این نکته از این رو اهمیت دارد که به آگاهانه و مبارزه‌جویانه بودن حرکت تاریخی این خبرنگار مسلمان عراقی پی ببریم. پیشینه مبارزاتی عشیره او با ظالمان عرصه حاکمیتی عراق در برهه‌های مختلف، دستگیری و زندانی شدن 9 ماهه منتظر به خاطر مبارزه با اشغالگران آمریکایی و تلاش برای افشاء حقایق زندان‌های مخوف آمریکایی در عراق با انتشار کلکسیون جالبی از عکس‌های زندانیان پس از آزادی از زندان آمریکایی‌ها در کنار مفهوم فرهنگی حرکت او در بین مردم عراق و بسیاری از اعراب منطقه که تعبیر به حقیرانه راندن سگ از آن معنا می‌شود، عوامل و قرائنی هستند که اولاً به حرکت پرتاب لنگه‌های کفش این خبرنگار در مقابل پرمدعاترین رئیس‌جمهور دنیا مفهوم بزرگی از شجاعت، اخلاص و ایمان لبریز از تنفر از اشغالگری و ظلم را می‌بخشد ثانیاً بسیاری از گمانه‌زنی‌های تبلیغاتی آمریکائی‌ها از جمله بوش مبنی بر اینکه "وی با این کار می‌خواست مشهور شود» خط بطلان می‌کشد و نشان می‌دهد که رئیس‌جمهور بزرگترین و قدرتمندترین کشور دنیا از تحلیل چنین واقعه آشکاری چقدر عاجز است. ثالثاً این عمل که در نوع خود به دلیل اینکه با کمترین ابزار و با دسترس‌ترین وسیله انجام می‌گیرد و از این رو به تبعیت از «انتفاضه سنگ» فلسطینی‌ها به «انتفاضه کفش عراق» شهره می‌شود، از قابلیت بالایی برای زنده نگه داشتن خط تاریخی مبارزه با ظالم و آموزش آن به همه مبارزان و آزادیخواهان جهان برخوردار است.
بازتاب‌های یک پرتاب
اما عمل پرتاب کفش از سوی منتظر الزیدی همانند هر رخداد سیاسی دیگر با طیفی از واکنش‌ها و بازتابها در عراق، ایران، کشورهای مسلمان منطقه و افکار عمومی جهان و آمریکا روبرو شد. در یک سر این طیف تایید و تشویق خالصانه و موفقیت صددرصد این عمل قرار دارد و در سر دیگر آن بی‌نتیجه‌گی و بیهودگی این عمل در دنیای دمکراتیک و پررسانه که به راحتی می‌توان اعلام موضع و ابراز نظر نمود، قرار می‌گیرد.
در حالی که موجی از شادی توأم با افتخار آحاد مردم جهان اسلام و منطقه خاورمیانه را از اقدام شجاعانه منتظر الزیدی سرمست از غرور غلبه بر زورگویان شیطان صفت آمریکایی می‌نماید، برخی از رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران طرفدار آمریکا در کشورهای منطقه از این اقدام به خشم می‌آیند و آن را عملی غیردیپلماتیک و عاری از روح دمکراسی تعبیر می‌نمایند و در نقش وکیل مدافع بوش این حرکت نمادین و پرمعنای خبرنار عراقی را محکوم می‌نمایند. در معدودی از نشریات ایرانی نیز این خط تخریبی دیده می‌شود. به عنوان نمونه خانم "مسیح علی‌نژاد" که سابقه نگارش مقالات توهین‌آمیز نسبت به ادراک مردم ایران را نیز در پرونده کاری خود دارد و آنها را به دلیل رویکرد به دولت نهم به دلفین تشبیه می‌کند، طی یادداشتی در یکی از پایگاه‌های اینترنتی ضد انقلاب می‌نویسد: «چه بد است که جمعی در ایران برای لنگه کفش بزم گرفته‌اند.» وی در خصوص حمایت برخی از هم پالگی‌های خود این عمل نیز اعلام نظر کرده، آن را ناشی از جوگیری آنها می‌داند.
احمد زیدآبادی نیز در مطلبی در همان پایگاه می‌نویسد: «من هر چه را بفهمم قطعاً این همه خوشحالی برخی محافل داخلی ایران از پرت کردن دولنگه کفش خبرنگار عراق به سمت جورج بوش را نمی‌فهمم!!» تحلیل روزنامه کارگزاران و همچنین افاضات وب نوشت محمدعلی ابطحی نیز در این خصوص قابل توجه است. به گونه‌ای که اگر کسی خط و ربط فکری آنها را نداند، تصور می‌نماید کفش‌ها به سمت آنها پرتاب شده است.
اقدام تبلیغاتی آمریکا و جنگ تبلیغاتی رسانه‌های غربی نیز در بازتاب این خبر مهم قابل توجه است. شبکه‌های خبری و سیاسی آمریکایی با اقدام به تشکیل میزگرد برای بررسی این اقدام و وارونه سازی خبری آن در صدد بودند از اهمیت آن بکاهند. لذا همانند بوش تاکید ملال‌آور و تکراری بر شماره کفش خبرنگار عراقی که در بین تبعات و اهداف این اقدام از کمترین ارزش خبری و تحلیلی برخوردار است، خواستند با تمسخر موضوع از اهمیت و اثرگذاری آن بکاهند و یا اینکه خط تبلیغاتی خاص روی مذهب وی و دشمنی آن به یک اندازه با ایران و آمریکا تاکید می‌کردند. البته وارونه نمایی رسانه‌ای آمریکایی‌ها و متحدانش درباره هویت شیعی و انقلابی منتظر الزیدی در میان ملت‌های مسلمان و مخصوصاً مردم عراق که بارها شاهد مواضع مبارزاتی، انقلابی و اسلامی وی بوده‌اند با تمسخر روبرو شده و صاحبان طراحان این روند جنگ روانی را ناکام کرده است. ضمن اینکه برادرش عدی الزیدی خبرمخالفت وی با ایران را به شدت تکذیب کرد و تاکید نمود که برادرش یک شیعه متعهد و طرفدار جمهوری اسلامی ایران است.
آثار و تبعات
نکته مهم در مورد اقدام شجاعانه الزیدی که مورد استقبال گسترده تمامی مسلمانان از هر مذهب و قومیتی قرار گرفت، به تبعات و آثار بعدی این اقدام است.
1- تقویت اتحاد و همبستگی در بین مسلمانان: این عمل نه تنها شکاف حاصل از تصویب توافقنامه امنیتی بغداد- واشنگتن در عراق را ترمیم نمود بلکه به عاملی مستحکم برای ایجاد همبستگی در بین مسلمانان منطقه خاورمیانه علیه اقدامات یکجانبه گرایانه آمریکا تبدیل شد. تعبیر «رمی شیطان» با کفش از سوی الزیدی در مصاحبه خبرنگاران با حاجیان حاضر در عربستان که از کشورهای مختلف آمده بودند، نمادی از این اتحاد و همبستگی می‌تواند باشد. تظاهرات حمایت‌آمیز و با شکوه مردمی در عراق و در کشورهای اسلامی که در مقابل سفارتخانه‌ه‌ای آمریکا و عراق در تایید و اصرار بر آزادسازی این خبرنگار برگزارشده و می‌شود، نشان دیگری از شور و شعف مسلمانان از این اقدام و اتحاد آنها علیه غرب می‌باشد.
2- شکست هیبت و غرور کاذب ابرقدرتی: آمریکا با تبحری خاص به بهانه حوادث مشکوک 11 سپتامبر 2001 با شعار مبارزه با تروریسم به افغانستان و عراق حمله کرد. اما هدف اصلی آمریکا، مهار جهان اسلام بود. از این رو رسانه‌های غربی از بوش به دروغ، قهرمان صلیبی ساختند. این هیبت پوشالی ادامه داشت تا اینکه اقدام الزیدی که به لحاظ تاویل هرمنوتیک آن بار مفهومی بسیار تحقیرکننده‌ای داشت به راحتی و با کمترین هزینه توانست هیمنه آمریکا و رئیس جمهورش را بشکند.
3- فرهنگ‌سازی در بین مسلمانان و مبارزان دیگر: مقامات آمریکایی از این تاریخ در سفر به هر کشوری که به نوعی تحت انقیاد و ظلم آنهاست، باید مراقبت شدیدتری از خود نمایند. این اقدام متهورانه الزیدی به مردم دنیا و خبرنگاران آزاده یاد داد که می‌توان خط مبارزه را با کمترین هزینه و ابزار زنده نگه داشت. البته زیدی خود این عمل را از انتفاضه فلسطینیان یاد گرفته است. در انتها این مطلب را با گله‌گذاری از برخی رسانه‌های داخلی و خبرنگاران شریف وطنی به پایان می‌برم که خوب است خبرنگاران شرکت‌کننده در نشست دو هفته گذشته بروکسل برمقایسه عملکرد خود با الزیدی بپردازند و پاسخی برای افکار عمومی دست و پا کنند که می‌پرسند چرا خبرنگاران جمهوری اسلامی ایران در آن جلسه در مقابل زیاده‌گویی‌های سولانا در خصوص اتهامات خارج از حد و قواره‌اش به ایران به بهانه برنامه هسته‌ای سکوت کردند؟! و در انتها دلسوزانه این نکته را یادآوری می‌کنم که حرکت امثال الزیدی به لحاظ انقلابی و جهادی بودنش در مقابل ظالم و طاغوت ارزش فوق‌العاده دارد، لذا باید مراقب بود با تحلیل‌های سطحی و نوشتار تکراری در خصوص ظواهر قضیه خط اصلی که «مبارزه با استکبار و طاغوت است»، گم نشود.

 

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات