محمد قربانپور
آموزش و تعلیم در یک مفهوم هم حقی بشری و در معنای دیگر ابزاری اجتناب ناپذیر در شناسایی و درک دیگر حقوق بشری است.به عنوان یک حق اختیار دهنده، آموزش به منزله گام اولی است که توسط آن کودکان و نوجوانان حاشیه نشین، از نظر اقتصادی و اجتماعی می توانند خود را از فقر برهانند و به طور کامل در فعالیت های اجتماعی خود شرکت کنند. آموزش نقشی حیاتی در اعطای قدرت به زنان، محافظت از کودکان در مقابل سوء رفتارها و خطرات کار اجباری، ارتقاء حقوق بشر و دموکراسی، حمایت از محیط زیست و کنترل جمعیت دارد. به طور فزاینده ای، آموزش به عنوان یکی از بهترین زمینه های سرمایه گذاری دولت ها شناخته شده است.
با این حال اهمیت آموزش تنها به جنبه عملی آن خلاصه نمی شود، یک ذهن خلاق ، روشن و دارای سطوح عالی تحصیلات، یکی از لذایذ زیست بشری محسوب می شود. اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دولت را موظف می کند برای نیل به اهداف قانون اساسی، همه امکانات خود را برای آموزش و پرورش رایگان همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی به کار گیرد. همچنین اصل سی ام از قانون اساسی بیان می دارد که: «دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خود کفائی کشور به طور رایگان گسترش دهد». این مهم در اسناد و معاهدات حقوق بشری نیز مغفول نمانده است. میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در مواد 13 و 14 خود به این امر اشاره دارد.
در بند 1 ماده 13 میثاق مذکور، اهداف و مقاصد مد نظر از آموزش و پرورش را تعالی شخصیت انسانی و احساس حیثیت آن و تقویت احترام به حقوق بشر و آزادی های اساسی می داند. در این میان آنچه به عنوان مهمترین هدف از پیگیری آموزش و پرورش افراد دنبال می گردد این است که آموزش بایستی به منظور توسعه کامل شخصیت انسانی هدایت گردد. اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز هم داستان با میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر این امر تاکید دارد.
با وجود اینکه کشورها از نظر امکانات در ارائه تسهیلات و خدمات آموزشی برای مردم خود از برابری یکسانی برخوردار نیستند و بنابراین بایستی در حد توان و قدرت آنان انتظار تامین استانداردهای حاکم بر آموزش و پرورش را داشت، با این حال حداقل های مذکور نیز در هنگام ارائه بایستی برخوردار از مولفه های محیا بودن، در دسترس بودن، قابل پذیرش بودن ، سازگاری و تطابق باشند. در این میان آموزش ابتدایی از اهمیت به سزایی برخوردار است. آموزش ابتدایی در قالب دبستان بایستی جهانی بوده، تضمین کننده این باشد که نیازهای ابتدایی یادگیری کودکان را برآورده نموده و فرهنگ، خواسته ها و فرصت های اجتماع را در ارائه آموزش مد نظر قرار دهد.در این رابطه بیان گردیده است که آموزش ابتدایی دارای دو جنبه متمایز کننده «اجباری بودن» و «رایگان در دسترس بودن» است. اما ادامه تحصیل در مقطع بعد از تحصیلات ابتدایی - که دارای مولفه جهانی بودن و بالتبع یکسان بودن در همه کشورهاست- دارای ساختار برابر و یکسان در همه کشور ها نیست.
با این وجود و تحت هر عنوانی که از این دوره یاد گردد، ارائه این خدمات آموزشی بایستی با هدف تکمیل نیازهای آموزش ابتدایی صورت پذیرند. با این حال به عنوان یک رویه در سطح دنیا چنین پذیرفته شده است که این آموزش ثانویه - که در کشور ما تحت عنوان راهنمایی و متوسطه ارائه می گردند - بایستی برای عموم محیا و در دسترس باشد.این مهم بیان کننده این است که اولاً تحصیلات ثانویه بسته به ظرفیت و توانایی دانش آموز نیست بنابراین گذر از مقطع ابتدایی، او را واجد صلاحیت ورود به این دوره می کند و ثانیاً این مقطع آموزشی در سراسر کشور به نحوی که برای همه به یکسان در دسترس و محیا باشد ارائه خواهد گردید. در این میان آموزش های فنی و حرفه ای از نقش به نسبت مهمی برخوردار هستند. آموزش های فنی و حرفه ای هم در مقوله حق بر آموزش و هم حق بر شغل و کار محسوب می گردند. این آموزش قاعدتاً در مقوله آموزش های فرا ابتدایی قرار می گیرد. در دسترس عموم بودن این آموزش البته در اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز مورد تاکید قرار گرفته است.