بصیرت: : سکوت و سستی فراگیر سران عربی در برابر نسل کشی و جنایتهای رژیم صهیونیستی در غزه و بازیگری مشارکت گونه برخی از این حکومتها بویژه مصر، رسوایی سیاسی بزرگی را برای آنها در پی داشته است، تا جایی که احمد ابوالغیط، وزیر خارجه این کشور ناگزیر برای فرار از بار مسؤولیت این افتضاح، راهی جز فرافکنی و برآوردن انگشت اتهام به سوی جریانها و مقاومت و البته ایران نیافته است.اکنون پرسش جدی این است که انگیزه سران مصری از اتهام وارد ساختن به ایران در بحث غزه چیست؟
خبرنگار سیاسی قدس این پرسش را با حسین کنعانی مقدم، کارشناس مسایل خاورمیانه و دبیر سیاسی حزب ا... ایران مطرح کرده است.
* در شرایطی که افکار عمومی منطقه و کشورهای اسلامی و بویژه مردم فلسطین، مصر را شریک اسرائیل و از عوامل توطئه اخیر علیه غزه می شناسند. فرافکنی وزیر خارجه این کشور علیه ایران را چگونه تحلیل می کنید؟
** با توجه به برخی از ارتباطات در روزهای اخیر و آشکار شدن روابط پنهانی مصر با آمریکا و اسرائیل و چراغ سبز آنها به تل آویو در حمله به غزه این طبیعی است که دولتمردان این کشور در برابر موج انزجار و واکنش افکار عمومی کشورهای اسلامی و حتی جهانی برای تبرئه خود و انحراف افکار عمومی در پی فرافکنی و طرح موضوعی انحرافی باشند و ایران از نظر آنها ابزار مناسبی است که با طرح اتهام علیه آن موضوع را به عواملی خارج از حوزه کشورهای عربی سازشکار نسبت دهند.
از سوی دیگر باید یادآور شد که ایران همواره در حمایت معنوی و مادی از جریانهای اصیل مقاومت و مردم فلسطین مواضعی آشکار و صریح داشته و برخلاف اعراب هیچ تناقضی در گفتار و رفتار آن وجود ندارد و همین مسأله موجب گسترش نفوذ معنوی و حمایت افکار عمومی جهان اسلام از مواضع ایران و جریانهای مقاومت شده است که این مسأله برخی کشورهای عربی و از جمله مصر و اردن را نگران کرده است.
بنابراین برخی از حکومتهای عربی تلاش دارند مسأله را از موضوعی در سطح کشورهای اسلامی و جهان اسلام به چالش میان کشورهای عربی و ایران تبدیل کنند.
* پس از افشاگری مقامهای حماس درباره همکاری مصر با اسرائیل پس از سفر وزیر خارجه صهیونیستی به قاهره آیا مصر می تواند خود را از این افتضاح سیاسی برهاند؟
** کارنامه سیاه دولت مصر در مسأله فلسطین با بستن گذرگاه رفح و انجام مأموریت محاصره غزه و نیز همکاریهای اطلاعاتی و امنیتی گسترده با رژیم صهیونیستی و تشکیلات فتح به رهبری ابومازن برای حذف حماس و دولت منتخب فلسطین، قاهره را زیر فشار شدید افکار عمومی قرار داده است و ملتهای اسلامی اکنون مصر را مسؤول و شریک جنایتهای اسرائیل در غزه می دانند.
در پیام مقام معظم رهبری هم شاهد بودیم که ایشان نیز علمای اسلامی بویژه مسؤولان «الازهر» و دولتهای عربی عضو سازمان کنفرانس اسلامی را خطاب قرار داده اند که در برابر رخدادهای جاری در فلسطین مسؤول هستند. از نگاه برخی سران عربی مانند مصر تا زمانی که دولت مردمی حماس در فلسطین وجود دارد آنها در وارد ساختن فلسطینی ها به پذیرش روند سازش ناتوانند و در این شرایط همه طرحهای عربی، عبری و یا ایده های مشترک این دو، پس از نشست آناپولیس برای پیشبرد روند سازش با شکست رو به رو شده بنابراین، آنها تنها راه را حذف مسأله می دانند نه حل آن، اما با مقاومت حماس و مردم غزه و موج حمایت مردمی در جهان از آنان، این شیوه پاسخگو نیست و تنها موجب رسوایی بیش از پیش حکومتهای مرتجع عربی و اسرائیل می شود.
* مصر از این مسأله و پیشبرد طرح سازش چه منافعی می برد؟
** مصر مایل است خود را به عنوان متولی مسأله فلسطین اثبات کند و با کمک به طرح سازش، موقعیت خود را در رابطه با آمریکا و اسرائیل و جلب حمایت و کسب منافع از آنها تثبیت کند.کشورهای مصر، اردن و عربستان در جوامع عربی، از دولتهای هستند که عهده دار بخش اعظم هماهنگی های موضوعات مرتبط با سرزمینهای اشغالی هستند و دیگر کشورهای عربی به دیدگاه های این کشورها توجه دارند و مشارکت یا حتی سکوت آنها در برابر تهاجم اسرائیل کار را برای رژیم صهیونیستی ساده تر می کند.
از سوی دیگر تسلط حماس بر نوار غزه مانع از جولان دهی حکومت مصر در غزه و اعمال سیاستهایش در این منطقه بوده است و قاهره تمایل ویژه ای دارد که با حذف حماس و واگذاری غزه به نیروهای فتح و ابومازن سلطه خود را بر غزه محقق کند تا از این فرصت در معادلات سیاسی منطقه ای در مقابل رژیم صهیونیستی برای کسب منافع خود بهره ببرد