بصیرت: حمله اسرائیل به نوار غزه با چراغ سبز حامیان صهیونیست ها و سکوت اعراب که گویاى رضایت آنهاست آغاز شده و تاکنون صدها فلسطینى شهید و زخمى شده اند. اسرائیل که از ماه ها پیش نوارغزه را در محاصره اقتصادى قرارداده از روز شنبه سیل گلوله و بمب را به سوى مردم این ناحیه روانه کرده است و کشتارها همچنان ادامه دارد. به منظور بررسى و تحلیل عوامل و تبعات این حملات با مجید صفاتاج کارشناس مسائل خاورمیانه گفت وگویى انجام داده ایم.
***
چرا حمله اسرائیل به نوار غزه در این برهه صورت گرفت عوامل داخلى و خارجى تأثیرگذار در تصمیم کابینه صهیونیستى براى اتخاذ چنین تصمیمى چه بود
حمله گسترده رژیم صهیونیستى به غزه را نمى توان بدون ارتباط با رویدادهاى گذشته و اتفاقات احتمالى آینده مورد بررسى و تحلیل قرار داد. پس از آن که حماس قدرت در نوار غزه را به دست گرفت امریکا، اسرائیل، اتحادیه اروپا و برخى از رژیم هاى عربى تمام تلاش خود را صرف سرنگونى حماس کردند و آن را تحت محاصره اقتصادى قرار دادند. على رغم این فشارها دولت حماس سرنگون نشد که چنین قدرتى به اخوان المسلمین و جنبش هاى اسلامى کمک مى کند تا در کل منطقه تقویت شوند. اعراب از این وضعیت ناامید شدند و از سوى دیگر محاصره و سرکوب ها علیه حماس کارساز نشد و در سرزمین هاى اشغالى نیز نتیجه معکوسى برجاى گذاشت، به گونه اى که صهیونیست ها آینده مبهمى را پیش روى خود دیدند. به همین جهت، کوچ از اسرائیل آغاز شد. در چنین شرایطى و با توجه به انتخابات آینده اسرائیل، هر جریانى که بیشترین شعار سرکوب فلسطینیان را بدهد آراى بیشترى به دست خواهد آورد. تزیپى لیونى رئیس جدید کادیما پس از ناکامى در تشکیل کابینه در مسیر انتخابات قرار گرفت و این حملات عمدتاً ترفند او براى جلب آراست. نکته دیگر آن که این حملات در دوره انتقال قدرت امریکا از بوش به اوباما صورت مى گیرد. اوباما به دلیل شعارهایش مجبور است که تا مدتى وجهه تبلیغاتى خود را حفظ کرده و در ظاهر با سرکوب ها مخالفت کند.
با توجه به چنین تصورى که اسرائیل از اوباما دارد این حمله را جلو انداختند تا پیش از روى کار آمدن وى با مخالفت جدى مواجه نشوند.
نقش اعراب در اوضاع جارى چیست و سکوت آنها چه معنایى دارد
با توجه به پیشینه تاریخى اعراب طى ۶۰ سال اشغال فلسطین به ویژه پس از اشغال کامل قدس در سال ۱۹۶۷ واکنش هاى اعراب کاملاً انفعالى بوده و به اقدامات دیپلماتیک و گفت و گو با حامیان اشغال مثل امریکا محدود بوده است.
اما این رویکرد کارساز نبوده است. براى نمونه، عربستان با بوش مذاکراتى داشته است. بوش در حمایت از صهیونیست ها خط مشى افراطى داشته و تندتر از رؤساى جمهورى قبلى امریکا عمل کرده است. مصر نیز به دلیل قرارداد کمپ دیوید با اسرائیل و فشارهاى ناشى از سوى صهیونیست ها رفح را بست. مصر مى توانست رفح را بگشاید تا دست کم تسلیحاتى دراختیار حماس قرار گیرد. اگر حماس به پدافند هوایى مجهز بود غزه بى دفاع نمى ماند و قطعاً این حملات صورت نمى گرفت. بنابراین، عامل بخشى از این کشتارها را باید مصر و اردن و عربستان دانست.
واکنش احتمالى حماس به این حملات و آینده غزه چه خواهد بود آیا امکان آغاز انتفاضه سوم وجود دارد
به طور قطع، وضعیت غزه به این صورت باقى نمى ماند. اسرائیل گفته است که خواستار حذف حماس است. اما حماس صرفاً یک سازمان یا گروه نیست بلکه مانند حزب الله لبنان یک جنبش مردمى است که از حمایت ملت فلسطین برخوردار است. با ادامه این حملات چیزى عوض نمى شود مگر آن که تعدادى انسان بى گناه بیهوده کشته شوند. تداوم این تجاوز امکان انتفاضه سوم را به همراه خواهد داشت و مردم اردن، کرانه باخترى و سایر کشورهاى عربى رژیم هاى خود را وادار به واکنش خواهند کرد.
آیا این حملات تأثیرى در سیاست خاورمیانه اى امریکا و روند سازش و عادى سازى روابط میان اعراب و اسرائیل خواهد داشت
سیاست امریکا به ویژه در خصوص حمایت از اسرائیل با تغییر رئیس جمهور عوض نخواهد شد. بعد از جنگ اول جهانى که شوراى روابط خارجى امریکا شکل گرفت و صهیونیست ها موجودیت اسرائیل را اعلام کردند سیاست واشنگتن همواره مبتنى بر حمایت از اسرائیل بوده است. روند سازش نیز یک فرهنگ شکست خورده است و مفهوم صلح در فرهنگ امریکا و اسرائیل با مفهومى که در خاورمیانه مطرح است تفاوت دارد.
اسرائیل خواهان فرهنگ صلح مسلح و آرامش مطلق است تا اگر کوچکترین تهدیدى را احساس کرد به راحتى به فلسطینیان و اعراب حمله کند.