* اگـر مـوافـق بـاشـیـد بــحــث را از تعری امنـیـت مـلـى شـروع مى کنـیـم ، لطفا بفرمایید مؤلفه هاى امنیت ملى در یک کشور چگونه شکل مى گیرد؟
** در یک بیان ساده ، امنیـت مـلـى یعنى مصونیت بخشیدن به ارزش هاى بزرگ ملى در مقابل آسیب پذیرى ها، ضـعـ هــا و تـهـدیـدهــایــى کــه آن 0ارزش هـا را در مـعـرض مـخـاطـرات جدى قرار مى دهند .به عنـوان مثال ، استقلال و تمامیت ارضى براى کشور ما یک ارزش ملى محسوب مى شود یا استقلال سیـاسـى بـه مـفـهـوم تعـیـیـن سـرنوشت سیاسى جـامـعـه بـه دسـت ملت نیـز بـه عـنـوان یک ارزش بـزرگ مـطـرح مـى شـود و یـک ایـده آل مـلـى است .آزادى هایى هم که براثر پیروزى انقلاب اسلامى به وجود آمده و فضاى سیاسى و اجتماعى کشور را براى رشد و توسعه همه جانبه کشور هموار نموده هم یک مـفـهـوم حیاتى مـلـى اسـت . اسلامیت نظام ما به معنى حاکـمـیـت دادن بـــه ارزش هــاى اســـلامـــى در مناسبات اجتماعى ، روابط سیاسى ، تنظیم قـوانین و قـواعدى است کـه در جامعه حاکم است و در تـعامل جامعه با محیط بیـرون و تعامل درونى جامعه یــک ارزش بـزرگ انــقـلابــى و مــلـى محسوب مى شود . از طرف دیگر، جمهوریت نظام ما که تجلى اراده ملت در تعیین مسیر و روندهاى مربوط به انتخاب مـراحل سـرنـوشـت ســاز زنـدگـى سـیـاســى ـ اجتماعى ملـت مـاسـت ، یـک ارزش مـلـى اسـت .در کـل ، ایــده آل هــا و ارزش هـاى بــزرگـى کــه یـک مـلــت حـاضـرنـد بـراى آن فـداکـارى کنـنـد، آرمان هـا و ارزش هاى ملى محـسـوب مى شود .مصونیت دادن به اینها یعنى استحکام بخشـى بـه حـیـات سـالـم و آزادانه و بدون مخاطره این ارزش ها که امنیت ملى مـحـسـوب مى شـود .هـر عنصرى که یکى یا مجموعه اى از این ارزش ها را تهدید کند امنیت ملى را به مخاطره انداخته است .
* آیـا مـؤلفه هـاى امـنـیـت مـلـى در موقعیت هاى مختل تغییر مى کند؟
** خـیـر، هـمـان مـؤلـفـه هـا بـاقــى مى مـانـد ولى تهدید نـمـى شـود .ایـن شدت مخاطرات است که پرداختن به موضوع امنیت ملى و مبنا قراردادن آن را تغییر مى دهـد چـون یک ملت ابتـدا باید حیـات و آزادى عمل داشته باشد و مصـونیتى داشته بـاشـد که در درون فضاى امـن بـتـواند سـایـر ارزش هـا و هدف هاى خود را دنبال و تعقیب کند . بنابراین درک حساسیـت زمانى و موقعیت و وضعیت امنیت ملى اهمیت دارد .اگر ما کالبدشکافـى دقـیـقـى از محیـط امنیت بین الـمـلـلـى و شـرایط امنیت منطقه اى و وضعیت امنیت ملى صورت ندهیم و درک درستى از امنیت ملى پیدا نکنیم ممکن است بسیارى از تصمیمات بـدون ملاحظه این مفـهـوم صورت بگـیـرد و بعـد وارد فضاهایـى شویم که ایـن فضاها نتواند در جهـت حفظ امنیت ملـى عـمـل کـنـد .مـثـلا گاهى درونى کردن چالش هاى سیاسى ممکن است امر پسندیده اى باشد ولى اگـر درونـى کـردن ایـن چـالـش هـا بــا ملاحظات امنیت ملى و در شرایطى که امنیت ملى یک موضـوع بسیار مهم و خطیر است صورت نگیرد ممکن است پایه هاى امنیت ملـى را به خودى خـود سست کند .
* آیـا حـوزه امنـیـت مـلـى فـقـط در داخـل مـرزهـاى یـک کـشـور مـعـنـا پـیـدا مى کند؟
** خیر .چون اساساً در جهان به هم پیـوسته امروز کـه ارتباطات و تعـامـل واحدهاى سیاسى خیلى نـزدیک شـده است ، محیط جهان شبیه یک دهکده شده و نـوعى دهکده جهانـى در حـال تولد است ، امنیت ملى هم یک مفهوم خاص ملى نیست .یعنى این امنیـت حتماً با شرایط منطقـه اى ارتباط بسیار نزدیکـى دارد و با اتفاقات در مـحـیـط بین المللى نیز ارتباط مستقیمى دارد . بنابراین نگاه به امنیت ملى و تعـریـ این مـفـهـوم در فضـاى کـنـونـى بـدون برداشت درستى از شرایط امنیت محیط پیرامونى و دوردست هم اساساً ممکن نیست .براى این منظور باید تحولات و روندهـاى مـربـوط بـه تغـیـیـرات در وضعیت امنیت منطقه اى و بین المللى را به خوبى بازشناسى کنیم و تأثیر این تحولات را نیز بر امنیـت خـود بررسى کنیم .بـراى ارزیابـى درست و تأمیـن امنیت ملى نیاز به بازى درست در این سه مـحـیـط (داخـلـى، مـنـطـقـه اى ، بین الملـلـى )داریـم .بـه ایـن تـرتیـب مى بینیم که مفـهـوم امنیت ملى بسیـار «ملى » گستـرده است و اگرچه پسـوند دارد ولى محصولى است که از ارتباط متقابل محیط هاى داخلى ، منطـقـه و بین المللى به دست مى آید .
* در موقعیت فعلى که وضعیت سـخـتــى را از نـظـر تـهـدیــدات خــارجـى سپرى مى کنیم ، شـرایط امنیت ملـى و خطراتى که آن را تهدید مى کند چگونه است ؟
** ایـران هـم اکـنــون بـا 15 کـشـور همسایه است .یعنى از نظر منطقه اى در یک زمیـنـه اى زندگى مى کنـیـم کـه حداقل 15 واحد سیاسى با ما همجوار هـسـتـنـد .غــالــب ایــن واحـدهــاى سیاسى ، زیستگاه سیاسى آمریکایى ها هستند، یعنى سیاست هاى آمریکا در بسیارى از مناطق پیرامونى ما به صورت فعال مشغول فعالیت هستند .
* شرایطى که گفتید مربوط به این دوره است یا در سال هاى گذشـتـه نـیـز شاهد آن بوده ایم ؟
** از اول انقلاب این وضعیت وجود داشته منتهى به نظر مى رسد که هیچگاه به اندازه امروز، سیاست هاى امنیتـى آمریکایى ها در این منطقه بـراى ایجاد سیستمى از تغیـیـرات به این حد فعال نـبـوده اسـت ..الان » عـراق «صـحـنـه حضـور مستقیـم سـیـاسـى ـ نـظـامـى آمریکایى هاست ..» کویـت «صـحـنـه سیاسى ـ نظامى حضور آمریـکـاسـت یعنى مبداء ایـجـاد تـغـیـیـر در منطـقـه پیرامونى ما بوده است .یعنى این کشور در دو جـنــگ پــى درپــى در دو دهــه مـتـوالى ، مـبـداء عـمـلـیـات نـظـامـى «بحـریـن » ..آمریکایـى هـا بـوده است محـل نـاوگان پنـجـم آمـریـکـاسـت . مـرکـز فـرمـانـدهـى و کـنـتــرل «قـطـر » آمریکایى هاست » عمان «در برگیرنده چند پـایـگـاه نـظـامـى آمـریـکـاسـت . یک نوع نوسان در «عربستان سعودى » برخورد سیاسى با آمریکایى ها را تجربه مى کند ..» پاکستان «تقریـبـاً در فـرایند مداخله آمریکا در افغانستان ، به عنوان یک مبداء سیاسى ـ نظامى عمل کرد . محل حضـور مـسـتـقـیـم «افعانستان » سـیـاسـى ـ نـظـامـى آمـریـکــاســت . کشورهاى آسیاى میانه و قفقاز تلاش مى کنند به نحوى نوعى تعامل مستقیم سیاسى و نظامى با آمریکا برقرار کنند . مفـهـوم اینها این اسـت کـه در حـریـم امنیت ملى ما یعنى در منطقه بلافاصله مرزهاى جغرافیایى ایران ، یک محیط امنیتى جدید و متفاوتى از گذشته شکل گرفته که در این کمربند، سیاست یکى از بـزرگ ترین تـهـدیـدات مـسـتـمـر و دائمى انقلاب اسلامى و نـظـام مـا در آن به صورت مستقیم در حال فعالیت است .یعنى ما در منطـقـه تـأمـیـن یـا حریم امنیت ملى مان با یـک بـازیـگـر بزرگ جهانى روبرو هسـتـیـم کـه ایـن بازیگر تلاش مى کند سیستم تغییـرات را از یک سو به سمت ما هدایت کند . بنابراین امنیت ملى ما امروز در معرض امکان پذیرى تهدید مستقیم آمریکا قرار گـرفتـه اسـت .
فـشـارها و تـهـدیـدات سیاسى آمریکایى ها را براى شکل دهى به یـک ائتلاف سیـاسـى عـلـیـه مـا در مـوضوع پـروتکل الـحـاقـى مـلاحـظـه کردید . تلاش آمریکایى ها این است کـه در منطقه اى که ما داراى منافع حیاتى هستیم یعنى منـطـقـهاى کـه کـمـربـنـد اصـلـى امـنـیـت مـلـى مـا مـحـسـوب مـى شـود، تـغـیـیــرات مـورد دلـخــواه خـودشـان را ایجاد کـنـنـد، یـعـنـى در منطقه تغیـیـراتى را به نفع «ژئوپلتیک » خـودشان ایجاد کنند و ایـن سـیـسـتـم دنباله دارى از تغییرات است که آمریکا دنبال آنهاست .این تغییرات متعلق به یک نقطه نیست بلکه مجمـوعـه اى از تغیـیـراتى است که تغییـر سـیـاسـى در عراق را شامل شده و احتمالا به سمت یک تغیـیـر » ژئوپلتیـک «هـم هـدایـت شود .
* یعنى به چه شکل ؟
** یعنى ممکن است اگر سـیـسـتـم ائتلاف قـومى در عراق شکل بگـیـرد، یک تغییر » ژئوپلتیک «جدیدى را ایجاد کند کـه ایـن مسأله ، تغییـر سـیـسـتـم منطقـه اى را تحت تأثـیـر قـرار بدهد . الان ترکیه نسبـت بـه اثـرات احتمـالـى شکل گیرى یک فدرال قومى در عراق بشدت نگران است ، سوریه نیز نگرانى خـود را اعلام کـرده اسـت ، ایـران هـم نگران است .پس آنچه در حال اتفاق است یک تغییر در یک نقطه نیسـت ، بلکه ممکن است منجـر بـه زنجیره اى از تغییرات شود .بنابراین چون امنیت ملى مـفـهـومى است که از خـاصـیـت پویش و دیـنـامـیـزم برخـوردار است ، حوادث بزرگ منطقه اى مى تواند آن را بـا تـلاطـم و نــوسـان مــواجـه کـنـد . حساسیت امنیت ملـى از ایـن جـهـت براى ما مهم است که با پدیده سیستـم تغییرات در مناطق مجاور کشور مواجه هستیم که ممکن است ایـن سـیـسـتـم تغییر حتى منطقه شـرق مدیترانه را هم در بر بگیـرد و روى پدیده انتفـاضـه و صلـح خـاورمیـانـه هـم اثـرات تعیـیـن کننده اى به جا بگذارد .
ما هم چون در مجمـوعه امنیـتـى خـاورمیانـه زندگـى مى کنیم و هر نـوع تأثیر و تغییر در هر زیـرسیستم امنـیـتـى ایـن مـنـطـقـه هـم مستقیماً ما را تحت تأثیر قرار مى دهد بنابـراین نسبت به سامانـه ایـن تـغـیـیـر بى تفاوت نیستیم . منطقه ما اساسـاً منطقه اى اسـت که به دلیل فعال شدن تهدید آمریکا در کانون این منطقه ، نوعى زلزله سیاسى را (بـاریشـتـرهاى مـتـفـاوت )تجـربـه مى کند .بنابـراین مقـاوم سازى امنیـت ملى در بـرابر پـس لـرزه هاى اینچـنـیـن تغییراتى اساساً کار بزرگى است که باید همه سیستم هاى سیاسى نسبت بـه آن حساس باشند .البته کانـون این تغییـر و تحول عراق است ولى دامنه هاى آن ممکن است منـاطـق پـیـرامـونى را هم تحت تأثیر قرار دهد .از این نظر رفتار ما در موضوع امنیت ملى درست مثل مقاوم سازى یک سیستم مسـکـونى در مقابل امکان وقوع زلزله است .
* راهــــکــــارهـــاى مــــقــــاوم ســــازى پـایـه هـاى امـنـیـت مـلــى در ایــن شــرایـط سخت چیست ؟
** با دقت در رفتار آمریکا و اسرائیل در ماههاى قبل و حتى اروپایى ها توجه کنید متـوجه مى شوید که این ها قصـد دارند آن پوسته سخت حاکمیت مـا را بشکنند و وارد زیرسطح حاکمیت ملى ما (فرایندهاىسیاسـى درون جامعـه ) شوند . احـسـاس آنـهــا ایــن اســت کــه ریشه هاى نظام ما بسیار مستحـکـم و حتى تکثیرپذیـر و تـرمیم پذیر اسـت ، یعنى اگر هر بافتـى از ریشه هاى نظام زده شـود بلافاصلـه تـرمیـم مـى شـود، خاصیت » خود ترمیمـى «دارد .اساساً تنه درخت امنیت ملى ما، تنه اى است که متناسب با شکل گـیـرى مخاطرات خـود به خـود قـدرت و مقـاومت پـیـدا مى کند .اعتقاد من این است کـه این قـدرت ها به ایـن نـتـیـجـه رسیدنـد کـه ریشه هاى نظام ما قـابـل زدن نیست . تنه این نظام هم مستحکم اسـت پـس آنها به دنبال این هستند که از آن پوسته سخت حاکمـیـت ، راه نفـوذى را پیـدا کنند و مى خواهند مثل یک باغبـان در این درخت یک قلمه و پیوندى بزنند تا بتوانند از محصول جدید آن بهره بردارى کنند .آمریکایى ها دنـبـال جـوانه هاى سـیـاسـى مـنـاسـب در داخـل کـشـور مـى گـردنـد تـا آن را پـیـونـد زده و یــک مـحـصـول سـیـاسـى مـتـفــاوتـى از آن محصول کلى درخت حاکمیت ملى و انقلابى ما بگیرند . بنابراین آنها دنبال این هستند کـه در مـجـمــوعـه ایـن سـرزمـیـن ، یــک سرزمین سیاسى مناسب را پیدا کنند و بذر تفکرشان را در آنجا بکـارند و یک جناح و جریان فـکـرى آمریکاگـرا و به تـعـبـیـر خـودشـان » آمـریـکـایـى هــاى غیرآمریکایى «ایجاد کنند . یـعـنـى عـنـاصـرى کـه تـابـعـیــت آمریکایى ندارند، داراى نژاد آمریکایى نیستنـد ولى صاحب تفکر آمریـکـایـى هستند . اسراییلى ها هم دنبال این هستنـد که ما را بیشتر » سخت افـزارى «تهدیـد کنند .یعنى با استفاده از پتانسیلى کـه آمریکا در تغییـرات عراق و افغانستـان ایجاد کرده ، ما را تهدید کنند و قدرت بـازیـگــرى مـا را در مــوضـوع صـلــح خاورمیانه از بین ببرند .اروپایى ها هم احساس مى کنـنـد کـه مـى تـواننـد وارد فضـاى داخـلـى مـا شـوند یـعـنـى ایـن احساس در آنها بوجود آمده است .
* در حـال حـاضـر آمــریــکــا بــراى ایجاد آن سـرزمین سیاسى که گفـتـیـد، در چه مرحله اى است ؟
** ببینید حمایت هایى که آمریکـا از مثلا معترضین به رد صلاحیت ها دارد، نشان مى دهد که آنها حساس کرده انـد مى تـواننـد جریانات هـمـسـویـى را در سیستم هـاى رسمى و غیررسمى ما به وجود بیـاورند که این جریانات حافـظ گفتمان آمریکایى در جامعه ما باشند . یعنى بتوانند بتدریج به گفتگوى مسلط در جامعه ما رنگ و بوى غربى بدهنـد و در مجموع فضاى سیاسى کشور را به نفع ضرورت برقرارى ارتباط با آمریکا به پیش بـرند .گزینـه اول آمریکا بـراى برخورد با هر کشورى ایجاد خاستگاه سـیـاسـى در درون آن کـشـور اسـت . تجربه نشان داده که آمریکا بدون اینکه جریان سیاسى همسوى داخلى در یک مجـمـوعه سیاسـى ایـجـاد کـنـنـد، بـه سیستم تغـیـیـرات فکر نمى کنـنـد .در افغانستان و عراق هم این اتفاق افتاد و در جاهاى دیگر هم به همین شکـل . طبعاً در کشور ما هم ظـرف سال هاى اخیر جلـوه هاى متفـاوتى از گرایش به سمت اندیشه هاى غربى را داشته ایم ؛ چه در ذهنیت شخصیت هاى سیاسى و چه در مجموع جریان فکرى بسیارى از جریانات سیاسى و احزاب نماد این مسأله دیده شده است .
به این شکـل اگر در جریانى نظام و آمریکا در بـرابر یکـدیـگـر مى ایستـادنـد ایـنـهـا سـعـى مـى کــردنـد نــوعـى مـشــروعـیــت در سیاست هاى آمریکا ایجاد کنند .البته ایـن مـسـألــه در واقـع بــا اسـتــراتـژى آمریکایى ها هم «تهى سازى از قدرت » هماهنگـى دارد .آمریکا اگر بـخـواهد علیه یک سیستم سیاسى عمـل کند، معـمـولا سعى مـى کـنـد اول یـک نـوع تهـى سـازى از قدرت ایجاد کـنـد .در مورد عـراق هم همیـن کـار را کـردند . 12ـ 10سال عـراق را از ارکان قـدرت خـودش جـدا کـردند و بـعـداز فـرآیـنـد به عراق حمله «تهى سازى از قـدرت » کردند . الان برخى از جریانات سیاسى ما به این فرایند تهى سازى کمک کرده اند یعنى سعـى کـردند اراده سیاسـى بـراى برخورد با آمریکا را سست کنند، باور و اعتماد به مقابـلـه را تضعی کننـد . طبعـاً وقتى اراده سیاسى در یک نـظـام سست شـود ممکن است آن نظـام در تصمیـم گـیـرى هاى خـود دچار تـزلزل سیاسى شود .الحمدلله این اتفـاق در کشور نیفتاد و علتش هم این است که ظرفیـت اراده سیاسـى بـراى برخورد بـا آمریکا در کشور ما آنقدر بالا بـوده که هر چه تلاش کردند آن را تخریب کنند به جایى نرسیدند .
* در مؤلفه هاى امنیت ملى بحث حضور مـردم و پشتیبـانـى مـردم از نظـام در کجا قرار مى گیرد؟
** ابتدا باید دید که گرانیگاه و مرکز ثقل امنیت ملى ما کجاسـت .مـرکز ثقـل بـرخى سیـسـتـم هـا یـک نـقـطـه است .مثلا در مورد عراق ، شخص صدام به عنوان مرکز ثقل و گـرانیگاه حاکمیت و امنیت در عراق محسوب مى شـد .بـه مـحـض ایـنـکـه صـدام تهدید شد و نتوانست اراده سیاسى را به زیرسیستم هاى حاکمیت پایین تر از خودش انتقال بدهد، این سـیـسـتـم فروریخت .نکتـه دوم اینکه امنـیـت ملى زمانى حاصل مى شود که اتصال بین ارکان امنیت ملـى بـرقرار باشـد . این ارکان مثل حلقه هاى یک زنجیر هسـتـنـد کـه در صـورت پیـوسـتـگـى مى تـواننـد زنجیـره مستحکـمـى را بـه وجود بیاورند که پـاره کردن آن تقریباً غیر ممکـن مـى شـود .در عـراق این حلقه ها از هم گسسته بـود .مردم در عراق از حاکمیت کاملا جدا بودند، یعنى عنصر جمعیت در خدمت دفاع مـلـى عــراق عـمـل نــکــرد .حـتــى جغـرافیاى عـراق در این راستا عـمـل نکرد یعنـى کردستان عـراق تمایل بـه جدا شدن از مجموعه عراق داشت و درسـت عـکـس تـمـامـیـت ارضـى و امنیت ملى عـراق عمـل کرد، ارتش عراق هم بى انـگـیـزه بود و صـدام در محاصره اینها مثل یک حلقه ضعی و بى ریشه به زودى فروریخـت .در کشور ما شـرایط متفاوت است ما بـا یک سیستم توزیع شده اى از قـدرت مواجه هستیم ، یعـنـى مـرکز ثقـل مـا نیست .قدرت در کشور «نقطه اى » ما تقریـبـاً »توزیعى «است .سـطـح قاعـده هـرم قـدرت ما خـیـلـى بـزرگ است .بنابـراین مراکز ثقل به قاعـده این هـرم خیلـى نـزدیک مـى شـونـد و چنین سیستم هایى از نظر فـیـزیـکـى کاملا پایدار هستند .
* مرکز ثقل امنیـت مـلـى در ایـران چه فاکتورهایى هستند؟
** در ایران گـرانیگاه و مرکز «مردم » ثقل اصلى قدرت هستند ..» رهبرى «نیز یکى دیگر از ارکان بزرگ این مرکز ثقل است . حسن بزرگ ما این است که بیـن مـردم و رهبـرى اتصال بـرقـرار اسـت . بـنـابـرایـن هـمـیـن مـسـألـه خـاصـیـت هم افزایى هم پیدا مى کند یعنى جغرافیا در ایـران با جمعیـت مـتـصـل اسـت و جمعیت هم با حاکمیت اتصال دارد . بـدیـن مـفـهـوم کـه در کـشـور مـا ایـن حلقه هاى قدرت کامـلا درهم فرورفته است .هر حلقه قابلیت تحمل تـمـام بار را پیدا مى کند و اگر کسى بخواهد این زنجیر را پاره کند باید همه مـردم را از بین ببرد که این ممکن نیست .مردم تجلى اصلى قدرت و امنیت ما هستند یعنى هر چقدر ما مقـاوم سازى امنیت ملى مـان را بـراساس مردم پایـه گـذارى کنیم ، امنیت ما عمیق تر خواهد شد و لایه هاى آن بسیار متعـدد مـى شـوند . طبعـاً نفوذ در این سیستم امکان پـذیـر نخواهد بود چون امکان لایه بردارى از پوسته اى کـه داراى عمق اسـتـراتژیـک قوى است ، وجود ندارد .
* با این مـقـدمـه چـه ارتباطـى بـیـن انتخابات و امنیت ملى وجود دارد؟
** در این شرایط اگر ملت ما نشـان بــدهــد کــه در مــوضــوعـات مــلــى مـشـارکـت جـوسـت و بـه ســرنـوشـت سیاسى خـود علاقه منـد است مفهـوم این مسأله آن است که پیوند بین مردم و نظام همچنان مستحکم است .هر چه مردم بیشتر شرکت کنند مفهومش این است که نظام از مقبـولیت بیشترى نزد مردم بـرخوردار است .یعنى حـضـور مردم در انتخابات نشانـدهـنـده میـزان علاقه مندى به سرنوشت نظام است . البته نـوع و کیفیت انتخـاب هـم مـؤثر است و طبعاً با انتخاب اصلح، مردم مسیر اصلى تغییر و تحول سیاسـى در جامعه را به نفع حاکمیت بخشى بیشتر به ارزش هاى اسلام و قـواعد انقلابى انتخاب کرده اند .یعنى انتخاب مـردم باید این را نشان بدهد؛ اول اینکه وقتى مردم در انتخابات در صحنه هستنـد و حـضـور دارند حـتـمـاً در پـدیـده هـاى سیاسى مـهـم تـر مـثـل دفـاع و جـنـگ و ...مـشـارکـت جـویـانـه تـر عـمــل مى کنند که این خود مبین ظرفیت ملى ما براى مشارکت در پدیده هاى سیاسى بزرگ تر و نـوعى مصـونیت بـخـش بـه امنیت ملى ماست .
* آیا این مسأله در همـه کـشـورها صدق مى کند؟
** بله ولى بـراى کشور ما حیاتى تـر است چـون عنـصـر اصـلـى قـدرت در کشور ما مـردمند .ما خیلى متکـى بـه ساختارهـاى فیزیکى قدرت دفاعـى و نظامى نیستیم گـرچه آنهـا را در اختیار داریم ، ولى معتقدیم کـه یـک دنـبـالـه پـایـان نـاپـذیــرى از قـدرت داریـم کـه نفـوذناپذیر است و آن مـردم هستـنـد . بـنـابـرایـن هـر چـقـدر مـردم وسـیـع تـر مشارکت کنند، ظـرفیت ملى ما بـراى مـشــارکـت در تــحــولات سـیــاســى بالاست .با این شرایط قدرت خارجى هم از برخورد با ما منصـرف مى شود . در کـل اگـر بــازتـاب اراده مـردم روى تصمیـم سـیـاسـتـمـداران قـدرت هـاى مداخـلـه گـر بـاعـث انـصـراف آنهـا از برخوردهاى خشن ، با نظام سیاسى ما شـود این نقـطـه ، نـقـطـه بـازدارندگـى است .انتخـابـات مـى تـواند یـکـى از تجـلـیـات بـروز ایـن اراده جمـعـى در جامعـه باشـد چـون انتخابـات جـایـى اسـت کـه اراده هـا فـشــرده و هـمـسـو مى شود .انتخابات از این نـظـر داراى اهمیت اسـت و در استحکام سیستـم امـنـیـت مـلـى بـه خـودى خـود تـأثـیـر مى گذارد .
* کــشــورهــاى اروپــایــى و حــتــى آمریکا از میـزان مشارکت بسیار پایینـى در انتخابات برخوردار هستند .آیا این میزان پایین مشارکت امنیت ملى آنها را نیز با خطر مواجه مى کند؟
** حساسیت هاى امنـیـت مـلـى در کـشـور مـا و در زمان هـاى مـخـتـلـ متفـاوت است .روش هاى برقرارى و مـرکز ثقل امـنـیـت ملى نیز مـتـفـاوت است .ما الان در حساس تریـن زمان از نظر امنـیـت مـلـى قـرار داریم چـون تهدیدات به مـا نـزدیک شـده ، تلاش مى کنند که شرایط داخلى و خارجى را همسو کنند و یک فشار مضـاعـفـى را روى سیستم سیاسى ما ایجاد کنند در صـورتى که اروپا و آمریکـا در چـنـیـن محیطى از تهـدیـد قـرار ندارند .نکتـه بعدى اینکه براى ما مردم عنصر اصلى قدرت هستند .چون از اول انقلاب به این طرف تحـولات سیاسى در کشـور ما را مردم (درپرتو رهبرى حضرت امام و رهـبــر عـظـیـم الــشــأن انــقــلاب ) ساخته اند .یـعـنـى یـک اراده ملـى در کشور ما سازنده تحولات بوده است . رکن اصلى دفاع و امنیـت ما هم مردم هستند .
* و کــدامــیــک از عــوامـل یــعــنــى تجهیزات فیزیکى یا نقش مردم در دراز مدت قابل اتکاتر هستند؟
** باز هم بستگى به شرایطى دارد که عرض کردم .ضمن اینکه براى ما ـ که با یک قدرت جهانى روبرو هستیم ـ هر دوى اینها لازم است .