محمدجعفر جوادى نوبندگانى
در کلاس ها و کتـاب هاى جامعه شنـاسى دانشگاهى موضوعـى به نام » جامعـه شناسى انقـلاب ها «وجود دارد که درباره » پیدایش ، پیروزى و پایان انقلاب ها «بحث مى کند و آن را نسـخه ا ى بـراى همـه انقـلاب ها در جهـان از جمـله انقلاب در ایران مى دانند؛ براى اثبات نظر خود شواهدى از آنچه در ایران مى گذرد یاد نموده ، انتظـار پایان این انقلاب را نیز مانند سایر انقـلاب هایى که در دویست سال گذشته در دنیا حادث شده و اتمام یافته در مخاطب ایجاد مى سازند . در اینجا منظور پـاسـخـگـویـى بـه بـرخى مطـالـب ژورنالیستى نیست که با استناد به ظـواهر امور جارى در کشور » ختـم انقلاب «را اعلام نمودند، بلکه با نگـاهـى علمى به این موضوع مى پردازیم . انقلاب هایى که در مباحث جامعه شـنـاسـى مـورد بررسى قرار مى گیرند عبارتند از انقلاب فرانسه ، روسیه ، چین ، کوبا، نیکاراگوئه و ...که از اواخر قرن هجدهم تا اواخر قرن بیستم میلادى به وجود آمد، و سپس انقلاب اسلامى ایران را نیز اضافه مى نمایند . در هـر حـال تــوجـه بـه شـرایـط کـشــورهـایـى کــه انقلاب هاى مذکور (بهجز ایران )در آنها صورت گرفته مـهـم اسـت .چـنـانـکـه وضعـیـت کـشـور و دولـت در کشورهاى فوق اینگونه بود : 1 ـ دولـت در اثـر شـورش هاى داخـلـى یـا جـنـگ خارجى شدیداً ضعی شده بود 2 ـ وضع اقتصادى دولت دچار بحران و در آستانه از هم پاشیدگى بود 3 ـ روابط کـشـور بـا دولت هاى همـسـایـه تـیـره و نامناسب بود 4 ـ موقعیت بین المللى حکومت متزلزل شده بود 5 ـ نـیـروهاى نظـامـى و حـافـظ حـکـومـت دچـار متلاشى شدن بود 6 ـ و در یک جمله نظام حاکم در بدترین وضعیت سیاسى ، اقتصادى ، نظامـى و امـنـیـتـى مـنـطـقـه اى و بین المللى قرار داشت . این وضعیت در حکومت لویى پانزدهم در فرانسه ، تزار در روسیه ، چیان کاى چک در چین ، باتیـسـتـا در کوبا، سومرزا در نیکاراگوئه و ...در آستانه انقلاب ها در این کشورها وجود داشت . از جانب دیگر این انقلاب هـا تـوسط یک یا چـنـد قدرت خارجى حمایت مى شدند تا به نتیجه رسیدند .
اما در مـورد انقلاب اسلامـى در ایـران مـوارد فوق برعکس بود، نظام حاکم در زمان وقوع انقلاب در ایران از نظر سیاسى ، اقتصادى ، نظامى ، امنیتى ، منطقه اى و بین المللى در قوى ترین و بهترین وضعیت خود در طول دوران حیاتش قرار داشت که از جمله مى تـوان به موارد زیر اشاره کرد : 1 ـ فروش نفت با بهاى بیـش از سـى دلار در هـر بشکه ، ثروتى هنگفت را در اختیار رژیم قرارداده بود 2 ـ ارتش 450 هـزار نفـرى مجهز بـه سـلاح هـاى پیشرفته غربى ، رژیم را از نظر نظامى آسوده خاطر کرده بود 3 ـ دستگاه امنیتى مخوف رژیم (ساواک)موفق به سرکوب کلیه گروه هاى چریکى و سازمان هاى مخال گردید 4 ـ حزب رستاخیز به عنـوان تنها حزب موجـود در کشور از تکنوکرات هاى فارغ التحصیل اروپا و آمریکا تا کادرهاى توده اى دوره دیده در شوروى و اروپاى شرقى را به خود جذب نموده بود 5 ـ مناسبات گرم و خودمانى با کشـورهاى منطقه که زاییده ژاندارمى از طرف دولت آمریکا بود، مـوقعیت ممتازى را ایجاد کرده بود 6 ـ شریک کردن قدرت هاى جهان در غارت ثروت ملى مردم ایران نه تنها موجب حمایت آمریکا و اروپاى غربى شده بود (بهصورت یک استثنا در زمان جنگ سرد ) همزمان از همراهى شوروى و چین نیز برخوردار گردید، به عنوان نمونه در کشتـار 17 شهریور 57 کارتر، رئیس جمهور وقت آمریکا بلافاصله از این اقدام شاه حمایت کرد و دو روز بعد چوئلان لاى ، نخست وزیر وقت چین در سفر به تهران از این جنایت پشتیبانى نمود و در چهارم آبان ماه همان سـال بـرژن ، رهبر وقت اتحاد جماهـیـر شوروى در پیامى از شاه تجلیل و حمایت کرد . لذا رژیم شاه هنگامى با انـقـلاب در ایـران روبـرو شد کـه در اوج قدرت و اقتدار در داخـل و خـارج بود و علامت ضع و سستى در وى مشاهده نمى شد .
هیچ یک از تحلیلگران سیاسى ، نظامى ، امنیتى و اقتصـادى ، گـزارشى از ناتـوانى رژیـم ارایه نکـرده اند و پیش بینى در مورد فروپاشى سریع نظام حاکم در محافل جهانى و منطقه اى نشده است ، یـعـنـى دقـیـقـاً خلاف شرایطى که براى سایر انقلاب ها دیده شده است . پس پیدایش انقلاب اسلامى با همه انقلاب هایى که طى دویست سال گذشته در جـهـان رخ داده تفـاوت کامل دارد، از این رو نمى توان بقا یا عدم بقاى آن را نیز با سایر انقلاب ها مقایسه کـرد یعنى علل مـوجبه مى تواند علل بقیه هم باشد . افرادى که بخواهند در مورد چگونگى ادامه حیات این انقلاب نظر دهند باید ابتدا پاسخ دهند که چرا تولد این انقلاب با همه انقلاب ها متفـاوت بـوده و اگر علل ایجاد به خوبى شناسایى نشود، در مورد بقا و ادامه کار انقلاب نیز نمى تـوان نظر دقیق و قابل قبـولى ارایه کرد . سایر انقلاب ها بر نظامى پیروز شده اند کـه از داخـل و خارج در حال فروریختن بوده ، ولى در ایران انقلاب بر رژیمى پیروز شد که در اوج قدرت و توانایى بوده است . آن انقلاب ها از حمایت خارجى بهره برده اند، اما انقلاب در ایران نه تنها از پشتیبانى خـارجى محروم بوده بلکه با دشمنى و ستیز همـه ابـرقـدرت هاى حاکم در عالم نیـز مواجه گـردیده است .آیا از این بـحـث مـى تـوان نتیجـه گرفت که این انقلاب از جنس و نوع سایر انقلاب هاى دو قرن اخیر نیست ، و آیا بهتر نیست که براى مقایسه و ریشه یابى این انقلاب در تاریخ بشرى سراغ سایر تحولات و دگرگونى هاى اجتماعى برویم ؟ مى تـوان گفت که همـه انقلاب هاى دو قـر ن اخیر ریشه در انقلاب فرانسـه دارد و تنها انقلاب اسلامى در ایـران است کـه هیچ شـبـاهـتـى بـا آنـهـا نـدارد، جـز در فروپاشیدن نظام موجود . بزرگ ترین مشخصه انقلاب فـرانسه که باید بـه آن توجه شود نوع نگاه آن است ، نگاه به زمین .
و مهم ترین برجستگـى انقلاب ایـران نیز نـوع نگاه آن یعنى نگـاه بـه آسمان است . باید به دوران دورترى برویم و مشخصات انقلاب ایـران را با تحـولات آن دوران ها مقایسـه کـنـیـم ، یـعـنـى دوران هایى کـه انسان هایى حق طلب و عـدالـتـخـواه و آزادمنش براى شکستن قدرت هاى مستبد و ضدبشرى با دست خالى به حرکت در مى آمده اند و مردم را ابتدا توجه به آسمان مى داده انـد تـا در زمین با اطمـیـنـان دعـوت را اجابت کنند، سپس سـراغ نظـام حاکم رفته با زبان نـرم سخن مى گفته اند و پس از مواجه شدن با پاسخ سخت و خشن رژیم به دست مردم که چیـزى در دستشان نبود نظام موجـود را در اوج ناباورى هم فرو مى ریختنـد و از صفحه روزگار پاک مى کردند . آیا ابراهیم (ع)جز این کرد؟ آیا موسى (ع)نیز و آیا محمد (ص)کار دیگرى کردند؟ امام خمینى در مدرسه فیضیه بـر مـنـبـر نشست و با دست خـالـى و بـا زبـانـى مهربان ، با شاه حرف زد و او را نصیحت کرد، و شاه با زبان درشت و گلـوله پاسخ داد .امام آمد بـا مـردمى که توجه به آسمان داشتنـد و دسـتـشـان خـالـى بـود در اوج ناباورى همگان رژیم را به زیر کشید . تنها مى توان انقلاب اسلامى را با نهضت هاى انبیاء مقایسه کـرد، مهم ترین دلیل آن است که مانند آنـهـا بـه وجود آمده و مانند آنها پیروز شده است .
آیا مى توان گفت مانند آنها نیز باقى خواهد ماند؟ اگرچه نهضت انبیاء دچـار فـراز و فرود در حرکت خود بوده است ، اما هرگز از بین نرفته است ، امروز سه نفر از انبیاء الهى حاکمان واقعى در جهان هستند یعنى عیسـى (ع)،مـحـمـد (ص)،مـوسى (ع)کـه بـر قـلـب میلیاردها انسان حکـومت مى کنند؛ اینها کسانى بـودند که با دست خالى و به نام خدا بر حاکمان مستبد عصـر خود شوریدند تا کلمه خدا را بزرگ شمرده و بندگان خدا را رهایى بـخـشـنـد؛ آنـهـا نـه قـدرت مـادى داشـتـنـد نـه کارشناسان زمان تصور مى کردند که پیروز شوند و بمانند اما شد آنـچـه شـد .(کـنـفـوسیـوسو بـودا نیـز در نـظـر مریدانشان از همین تبار و با همین مشخصات هستند ). بـدین تـرتیـب این انـقلاب نـیز سـرنوشـتى مـاننـد نهضت انبیاء خواهد داشت ، خواهد ماند و به حیات خود در مسیر زندگى بشر ادامه خواهد داد، ولو آنکـه در راه با سنگ هایى مواجه شود که الـبته آنها را خواهد شکست و عبور خواهد کرد و هر روز بشریت ثمرى نو از آن خواهند چید که خود نیز ثمره ا ى از ثمرات نهضت انبیاء است . بـه قـول فــوکـو یـامـا » انـقـلاب فــرانـسـه و سـایــر انقلاب هاى پس از آن نـگـاه بـه زمین داشته اند و تـنـهـا «.انقلاب ایران نگاهش به آسمان است.»