صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۵  ، 
کد خبر : ۷۰۰۸۶
در سایه بی‌توجهی مسئولان تئاتر کشور صورت می‌گیرد

خیانت در هنر


نمایشنامه خوانی به عنوان ساختاری اجرایی در حوزه تئاتر چند صباحی است در ایران مطرح شده است. این شیوه نمایشی طی چند سال اخیر عملاً در محافل خصوصی و عمومی و توسط نهادها و جمعیت های مختلف مرتبط با هنر نمایش مورد حمایت قرار گرفته و استمرار یافته و حتی به صورت دوره ای و جشنواره ای هم پشتیبانی شده و در مدت کوتاهی توانست به واسطه هزینه و امکانات کمی که می طلبید مورد توجه قرار گیرد.
نمایشنامه خوانی گونه ای از نمایش است که توسط گروهی از بازیگران اجرا می شود و به امکانات اصلی نمایش صحنه ای نظیر دکور، نورپردازی و ... احتیاج ندارد. به همین خاطر طی چند سالی که این شیوه رونق فراوانی پیدا کرده از این منظر که ممکن است در مواردی به اشتباه جای نمایش صحنه ای را بگیرد همواره مورد انتقاد قرار گرفته و در ضمن برخی نیز شیوه های اشتباه اجرای آن در ایران را نقد کرده اند. از طرفی هم به این شکل از نمایش به واسطه امکانات کمی که نیاز دارد، به سرعت موردتوجه هنرمندان قرار گرفته و از رشد آن با خوش بینی استقبال شده است. آنچه در مورد نمایشنامه خوانی واضح و مشخص است این است که این حوزه از هنر آنچنان که باید جایگاه خود را به دست نیاورده و در نحوه اجرا و برگزاری با بسیاری از مشکلات عمده مواجه است.
نمایشنامه خوانی در حال حاضر در کشور ما نه تنها وضعیت مطلوبی نداشته بلکه مخرب هم هست، بحث در مورد نمایشنامه خوانی و شیوه درست اجرای آن مجالی کاملاً مفصل می طلبد و در وهله اول باید تعریف درستی از آن ارائه شود. در ساختار تئاتر ما نمایشنامه خوانی به توجیهی تبدیل شده است برای کسانی که سالن تمرین و اجرا نداشته و یا بضاعتی برای روی صحنه بردن اثر خود ندارند. این افراد خود را با نمایشنامه خوانی سرگرم کرده اند. نمایشنامه خوانی تئاتر نیست و شیوه آن در کشور ما اساساً اشتباه است. در دیگر نقاط دنیا روال بدین صورت است که هنرمندان حرفه ای نمایشنامه های نویسنده های جوان و با استعداد را که عمدتاً چاپ شده هم نیست به این شیوه می خوانند. در جشنواره های بزرگ، مدیران و کارگردانان جهان در کنار یکدیگر به این امر مبادرت می ورزند تا استعدادهای نمایشنامه نویسی را معرفی کرده و مورد حمایت قرار دهند اما ما در کمال ساده لوحی آثار ایبسون و چخوف را در جشنواره های نمایشنامه خوانی، قرائت می کنیم. این که عده ای دور هم جمع بشوند و اثری را بخوانند که بارها اجراهایی قوی از آن را دیده اند نه تنها خلاقیتی ندارد بلکه جانشین خلاقیت در نمایش شده و خیلی هم خطرناک است. علاوه بر این اجرای متونی که به لحاظ اجرا مغایر قوانین جاری جامعه است بیشتر مورد توجه این حلقه ها قرار می گیرد. هنرمندانی که خود از قبل می دانند این متن ها به لحاظ مفهوم، محتوا و اجرا دارای مشکلات عدیده ای است برای اجرای عقیم این متون و اشاعه این مفاهیم از طریق شیوه نمایشنامه خوانی تلاش می کنند.
محمد یعقوبی نمایشنامه «خیانت» نوشته هارولد پینتر را به همت نشر نی و به سرپرستی تینوش نظم جو و کیومرث مرادی در تالار بتهوون خانه هنرمندان روخوانی می کند. وی این نمایشنامه را با نقش خوانی علی سرابی، آیدا کیخایی و اشکان جنابی روخوانی می کند. این نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر ساختار نمایشنامه «خیانت» را جذاب توصیف کرده و می گوید:«در این اثر بازگشت به گذشته به شکل خاص و متفاوتی تجربه شده است و البته پیش از این من چنین فضایی را در نمایشنامه«گلهای شمعدانی» تجربه کرده بودم که البته با ساختار خیانت قدری متفاوت بود. این متن به روابط میان زوج ها می پردازد که از جمله موضوعات مورد علاقه من است و از این نظر به کارهای من نزدیک است».
پیشتر «شعله آذر»، «خیانت» و دو نمایشنامه دیگر را در نشر نیلا ترجمه کرده بود، اما اجرای محمد یعقوبی از ترجمه جدید تینوش نظم جو و نگار جواهریان است که در نشر نی چاپ شده است. این ترجمه بعد از چهار سال وقفه به چاپ رسیده است که بنابر گفته نگار جواهریان با تغییرات بسیار کمی روبرو بوده است.
فضاسازی این نمایشنامه خوانی کمی متفاوت است. ویدئو پروژکشن عکس هایی از اجرای خیانت در لندن را در عمق صحنه هویدا می کند. عکس هایی نانجیب از یک نمایشنامه گستاخ و بی حیا که غرب فروپاشیده از بنیان را به خوبی به تصویر می کشد و صحنه های خیانت انسان ها به یکدیگر را مایه مباهات کارگردان اثر می کند، یعقوبی از این که توانسته عکس هایی از اجرای خیانت را در ابتدای کار به تماشاچی نشان دهد به شدت مشعوف است.
متن «خیانت» برخلاف تعریف و تمجید و غلوهای محمد چرمشیر (نمایشنامه نویس) بعد از اجرای نمایشنامه خوانی، به شدت سخیف و نازل است. متنی از جنس ساخته های دهه چهل آمریکا که خانواده های باز با روابط بی حساب و لجام گسیخته را به تصویر می کشد.
همه چیز مهیاست هارولد پینتر آنقدر خواننده اش را آزار می دهد و نه شاید تحت تأثیر قرار می دهد که این اثر در لیست پرفروش ترین ها راه یافته است، اتفاقی که کمتر برای یک نمایشنامه رخ می دهد که به کمک بازیگر و کارگردانی هیچ نیازی ندارد. «ا ما»، «رابرت» و «جری» سه شخصیت این داستان در یک مثلث سکسی گرفتارند، ا ما سال هاست که بعد از ظهرها با نزدیکترین دوست و همکار همسرش،«جری» زندگی مشترکی را هر روز تجربه می کند. او از جری یک فرزند نامشروع دارد که به زندگی مشترکش تحمیل کرده است،« خیانت» درست صبح یک روز وقتی فرسنگ ها از فاسقش فاصله دارد رو می شود. رابرت هیچ عکس العملی نشان نداده و به دوستی خود با جری ادامه می دهد. زن و مرد بعد از سالها که رابطه را خاتمه داده اند یکدیگر را می بینند بدون آن که سایه ای از تب تند عشق بالای سرشان باشد اما طعم تلخ خیانت هنوز پابرجاست.
این اثر مجموعه پیچیده ای از رابطه های پیدا و ناپیداست، رفاقت های کاری و مردانه و مردی که می داند هر رفیقی که دیگر با او برای بازی اسکواش همراه نمی شود با همسرش رابطه ای دارد، زن هم می داند که مردش به او خیانت می کند. کلمات و جملاتی مبنی بر روابط چند ساله غیرمشروع زن و مردی که هر دو همسر و خانواده دارند با ذکر جزئیات در سراسر درام جریان دارد، در لابلای اثر وقتی که نمی شود برش های سکسی را اجرا کرد بازیگران چگونگی آن را از متن نمایشنامه«خیانت» که نشر نی چاپ کرده است با وقاحت می خوانند و شلیک خنده تماشاچی بی بند و بار تئاتر را با خود به همراه می آورند. در جایی از نمایشنامه پینتر، رابرت شوهر ا ما برای این که جری دوستش و فاسق همسرش از این که رازش بر ملا شده ناراحت نباشد می گوید:
« رابرت: تو انگار خوب متوجه نمی شی، تو انگار متوجه نمیشی که تمام این داستان اصلاً برام مهم نیست. درسته که یکی دو بار روی «اما» دست بلند کردم اما نه برای اینکه از اصولی دفاع کنم. این کار من برانگیخته از هیچ دیدگاه اخلاقی نبوده، فقط دلم می خواسته یه فصل سیر کتکش بزنم، تنش می خارید... می فهمی؟»
محمد چرمشیر در جلسه ی تحلیل نمایشنامه بعد از اجرا می گوید: «مشروب خوردن در یک بعدازظهر با فاسق زن هایمان نه تنها یک اضمحلال و فروپاشیدگی نیست بلکه یک روند و حرکت اجتماعی و فرهنگی است».
وی می افزاید:«دکتر پروانه مژده که در گذشته های دور به ایران آمد تئاتر ایران را با هارولد پینتر آشنا کرد، تئاتر ما که به شدت در سطح حرکت می کند سالها از پینتر و آثارش محروم بوده است و این هنرمند سالها به دست اداره های نمایش و سیاست هایشان ممیزی شده است، اینک که حواس این اداره و سیاست گذاران نمایش به پینتر نیست بیشتر آن را بخوانید.»
خوب است بدانیم هارولد پینتر تنها فرزند پدر و مادری یهودی در اکتبر 1903 در لندن متولد شد او در فضایی سرشار از اظهارات یهودستیزی بزرگ شد که اهمیت به سزایی در نمایشنامه نویس شدنش داشت. در سال 1950 اولین اشعارش را منتشر کرد و به خاطر اجراهای شکسپیر مشهور شد او در این سالها با نام«دیوید بارون» بازی می کرد و با نوشتن نمایشنامه«اتاق» خود را به عنوان نویسنده تثبیت کرد.«جشن تولد» اولین نمایشنامه اش در تئاتر لیریک لندن به روی صحنه رفت و به دلیل ابعاد افسانه ایش با شکست فاحشی مواجه شد و فقط یک هفته روی صحنه ماند. او به عنوان نمایشنامه نویس در دهه 60 مشهور شد گرچه بازیگری و کارگردانی تئاتر را نیز همزمان ادامه می داد. پینتر نماینده تئاتر ابزرد (پوچی) در دنیاست. او در حالیکه خود را رئالیست می داند او از سال 1974 در کنار نویسندگی فعالیت هایی در زمینه حقوق بشر و سیاست داشته و اغلب مواضع جنجالی اتخاذ می کرده است «پینتر» در سال 2005 با بردن جایزه ادبیات نوبل باعث درگیری بحث های گوناگونی شد که تصمیم آکادمی را از جهاتی انتخابی گریزناپذیر از عوامل سیاسی و یهودی بودن پینتر می دانستند. پینتر فردای روزی که مطلع شد برنده جایزه نوبل شده در سخنرانی ای که با عنوان «هنر، حقیقت، سیاست» ضبط کرده بود گفت: »تشخیص بین این که چه چیز واقعی و چه چیز غیرواقعی است سخت نیست همینطور بین چیزی که درست است و چیزی که غلط است. لازم نیست چیزی درست باشد یا غلط، می تواند هم درست باشد هم غلط. اعتقاد دارم که این تأکیدها هنوز هم در کشف واقعیت از طریق هنر، کاربرد دارد».

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات