بسماللهالرحمنالرحیم
هنوز مباحث فراوانى پیرامون انتخابات و نتایج انتخابات اول اسفند 82 مطرح است ..در این میان بحث » برنده «و » بازنده «که به تعبیر رهبر انقلاب ملال آور مى باشد، خواسته یا ناخواسته نقطه ثقل مباحث سیاسى را شکل مى دهد . واقعیت چیست ؟اگر بـرمبناى بـازنده و برنده بخواهیم انتخابـات را ارزیابى کنیم باید بگوییم مردم ایـران در انتخابات مجلس دوم )1363) به یک جناح رأى داده اند، 4 سال بعد به جناح دیگـرى ، 8 سال بعد به جناح دیگر و 4 سال بعد هم به جناح دیگر . تالى فاسد این نتیجه گیـرى این است که :1 ـ مردم ایران ثبات قدم ندارند و به فاصـلـه 4 سال گـروهى را کـه رد کرده انـد، پذیرفتـه انـد !2 ـ انتخابات ما یکسره جناحى است 3 ـ جناح ها به انفراد یا اجتماع معادل انقلاب و نظام هستند !4 ـ مردم ایران ساختار جناحى و گروهى دارند . این گزاره ها نمى تـوانند صحیح باشند چـرا که اجتماع میلیـونى مردم نمى تواند همواره بر محور خطا رقم بخورد .از سوى دیگر تـردید نداریم که انقلاب وراى گروه ها، شخصیت ها و احزاب داخلى خود یک حقیقت غیرقابل انکار ونیز مستقل مى باشد . با این وص ، اگر انتخابات را فرایندى انتخاب شده از سوى انقلاب و نظام مى دانیم لاجرم باید آن را در همین چارچوب ارزیابى کنیم .دقیقاً با همین شـاقـول رهبر معظم انقلاب در سفر قـزویـن فـرمـودند، کارکرد مسئـولان نظام تأثـیـر مستقیم بـر مـیـزان مشارکت مـردم دارد .این بـدان معناست که مردم کارکرد مسئولان نظام را عین کارکرد نظام مى دانند، به میزانى که از آنان رضایت دارند یا به میزانى که کاندیداهاى مسئولیت آینده بتوانند حس رضایت آنان را جلب کنند، در انتخابات شرکت مى کنند .
به زعم نگـارنده به همان میـزانى که بحث کردن از برنده و بـازنده به ملال آور است ، سخـن گـفـتن از زاویه جناح هـا دربـاره انتخابـات هـم ملال آور مى باشد . واقعیت این است که محرومین و قشر متوسط و پایین جامعه ، نظام جمهورى اسلامـى را تنها گزینه براى حل مشکـلات خود مى شناسند . آنان با نگاه به تجربه خدمت خالـصـانـه رهبر معظم انقلاب و نـیـروهایى نظیر شهـردار و نگاه به کارآمـدى » شوراى آرام و پرتلاش شهر تهـران «، افرادى را که به گمانشان واجد این خصـوصیات هستند (والبته به میزان بسیار زیادى با واقعیت انطباق دارد )رأى داده اند .آنان باید فقط وامدار این مردم باشند و ایـن را هم بدانند که در فکر مـردم بودن کافى نیست ، باید » با مردم «باشند .راه حل هاى خود را نه از کنج جلسات به اصطلاح کارشناسى که همراه آن و بیش از آن از طریق مراودات روزانه و مستمر با شهروندان جستجو نماینـد تـا راه حل هاى آنان به صفت مـردمى و » براى مردم «موصوف باشد .