سیامک باقرى
هائیتى یکى از کشورهاى حوزه کارائیب است ، حوزه اى که آمریکایى ها از آن به عنوان حیاط خلوت خود یاد مى کنند . اما آنچه در هفته اخیر در هائیتى اتفاق افتاد در شناخت ماهیـت سـیـاسـت خارجه آمریکا بسیار درس آموز است .
1 ـ سیاست آمریکا در حوزه کارائیب ، آمریکاى مرکزى و آمریکاى لاتین ـ برخلاف تصور عامه ـ همواره برمبناى » دموکراسى کشى «بوده است .این سیاست تاکنون از دو طریق انجام شده است :
الف ـ پشتیبـانـى از دولت هاى دیکتاتور و سـرکوبگر و کمک هـاى ویـژه به حاکمان غیرمردمى این مناطق ، سال ها حمایـت آمریکا از دیکتاتورى در کوبا، پشتیبانى همه جـانـبـه از خـانـواده سومـوزا (دیکتاتورنـیـکـاراگوئه )،پینـوشـه در السالوادور و حاکمان غیرمردمى در گرانادا، گواتمالا، پاناما و ...نمونه هایـى از این دست هستند .در هائیتى نیز طى 200 سال اخیر سیاست آمریکا همواره به حمایت از ارتش و دیکتاتورى در این کشور بود .
ب ـ سرکوب و توطئه علیه دولت هاى مردمى مخال سیاست هاى آمریکا، زمانى که کاسترو در سال 1338 به واسطه یک انقلاب مردمى دیکتاتورى سابق کوبا را سرنگون کرد، سیاست آمریکا درقبال این کشور به براندازى و توطئه تبدیل شد؛ فرمان کندى تحت بـرنامه ترور از راه زمین تا نابودى کاسترو بر همین مبنـا صادر شده بـود .ساندنیست هـا در نیکاراگـوئه نیز چون مـردمى بودند و سوموزا دیکتاتور سى ساله مورد حمایت آمریکا را سرنگون کردند، دچار توطئه هاى مستمر آمریکا شدند .در السالوادور و گواتمالا در دهه 1360 صد هزار نفر کشته شدند تا نهضت مردمى نابود گردد . اما هائیتى نـمـونه جالب ترى بـود زیرا کاخ سفید از تـرس سقوط هائیتـى در دامن سـازمان مـردمى ، انتخابـات آزاد را دنبـال کـرد .دولتمـردان آمریکا تـصـور مى کردند با تمهیداتى که پیش بینى کـرده بودند فرد مورد حمایت آنها رأى خـواهد آورد، اما اینگونه نشد و ارتستید با پشتوانه سازمان هاى مردمى انتخاب شد .این دموکراسى براى آمریکایى ها یک فاجعه بود لذا در عرض یکسال با ایجاد کودتا در سال 1370 وى را سـرنگون کـردند و پس از چهار و پنج سـال کـه سـازمان هـاى مردمى نابود شدند، آمریکایى ها طى معاملـه اى ارتستیـد را به قدرت بازگرداندند اما پس از هشت سال مجدداً وى سرنگون شد؛ البته این بار به عنوان یک دولت دست نشانده از طریق حرکت هاى مردمى .
2 ـ شیوه هاى آمریکا براى سرنگونى دموکراسى مردمى و بومى ، بسیار مشابه هم بودند؛ ابتدا تحریم و مـحـاصـره اقتصادى علیـه دولت هاى مـردمى صورت گرفت .در کنار آن ، کمک هاى مالى و تسلیحاتى به نیروهاى ضد دولت انجام شد .رسوایى ایران کنترا یکى از نمونه هاى کمک آمریکا به مخالفان ساندنیست ها بود .در هائیتى نیز همین سیاست به صورت جدى پیگیرى شد .اقدامات نظامى یا اعزام نیرو به کشورهاى سرنگون شده محور دیگر کاخ سفید بود .اعزامنیرو به گرانادا، هائیتى و پاناما و واقعه خلیج خوک ها براى براندازى کاسترو نمونه هاى مثال زدنى هستند .فعالیت سازمان ملى حمایت از دموکراسى یکى از اقدامات مهم دیگر آمریکا در همه کـشـورهاى انقلابى بـود .این سـازمان در واقع کارکرد سازمان سیـا را در این کشورها و سایر مناطق انجام مى داد .در هائیتـى نـیـز ایـن سازمان جهت تضعی نهادهاى مردمى و جلب افکار عمومى و نخبگان هائیتى مؤثر دموکراسى آمریکایى بسیار فعال عمـل کـرد .در مجموع عملکـرد سیاست خارجى به این نتیجـه مـى رسیم که کاخ سفید تـاکـنـون هیچـوقت نتـوانسته رابطـه محترمانه اى را با دولت هاى مردمى برقرار نماید .