فـرانسـه ؛ نـامى کـه با شـنـیدن آن در وهـلـه نـخسـت ، دموکـراسى ، آزادى ، تـفکـیک قـوا، حـقـوق بشـر و واژگـانـى از ایـن دست در ذهـن تداعى مـى شود .اما نگـاهى دقیق تر، چـهره اى دیگر از این قواره شیک و ادکلن زده و کراواتى را نمایـان مى سازد که گـذشته نه چـندان دورش را یـادآورى مى کـنـد .هـمان گـذشـتـه اى که بـراى توسـعه مسـتعمـرات افریقـایى و یـغماى هـر چه بـیـشتـر مـعـادن نـفـت و پتـاس و آهـن و مـس و بـهره بـردارى کـامل تـر از امـکانـات اسـتحـصـال مشروبـات که در سراسر الـجزائر فراهـم ساخته بودنـد سرمایه داران و سـیاستمـداران فرانسوى را وادار کرد تا به این سرزمین بتازند .گویى شراب و شامپـاین و کنیاک وقتـى با اشک چشم و نـاله پیرزنان و کودکان الجزائرى و خون جوانان قهرمان این سرزمـین بهم آمـیخته شـوند، لذت و مسى کثیـ و ننگین آنـان را دو چندان مى کنـد !البته این خصـلت ذاتى سرمایـه دارى و سیاستمـدارى غربى اسـت که به خاطر پـول و قدرت بیشتـر از شـرف و انـسـانـیـت و اخـلاق و مـذهـب چشـم مى پوشد . ایـنـکـه در طـول اشـغـال الـجــزائـر از سـوى نیروهاى متجاوز فرانسه چه جنایت ها و فجایعـى در این سرزمین رخ داد به طور کامل معلوم نیست اما گـونه هایى از آن را جهت پـى بـردن به جنایـات استعمار به طور اجمال نقل مى کنیم : ...فرانسویان همه مردم یک شهر کوچک » را جمع کـرده و به سـوى بیابانى که آب و بـاتـلاق داشت سوق دادند .آنها قبلا در آن باتلاق ها نفت ریختـه بـودند و وقتى که مـردم اعـم از زن و مرد و کوچک و بزرگ به آنجا رسیدند همه را به مسلسل بستند .
مـردم بى سلاح و بى پنـاه خـود را به آب و باتلاق انداختند، ولى فرانسوى ها باتلاق ها را آتش زدند .سرانجام معلوم شد که عده افر ادى که کشته و غـرق شده و یـا سـوختـه انـد 70 هـزار نفـر بـوده (1)«.است علاوه بر این کشـتـارهاى جمعى و بـمـبـاران دهــات و اعــدام افـــراد ارتـــش آزادیــبــخـــش ، شکنجه هاى ناجوانمردانه اى که فرانسوى ها برضد افـراد مـسـلـمـان و مـبـارز روا داشـتـه انـد خـاطـره شکنجه هـاى سـازمان مخـوف انگیزیـسـیـون را در اذهان تجدید مى کند .مثلا فرانسوى ها پوست سر ـ یـکـى از رهبـران انقـلاب ـ را در «ابن المهیدى » الجزائر کندند ولى چون او اسرار انقلابیون را فاش نساخت ، میله آهنى را در آتش گداخته و در حلق او فرو بردند تا درگذشت .)2) همچنین » ابو مدین محمد «را از پا به سق آویزان کردند، وقتى که مخزن اسلحه مجاهدین را نشان نداد، سر او را در آتش گداخته اى فرو بردند تا جابجا سوخت ..و » مصطفاى محمد «را پس از شکنجه هاى غـیـرانسانى ، چون اقـرارى نکرد، با دینامیت منفجر و تکه تکه کـردند .مجاهد جوان را به درختى بستند و یک بازویش را «جلود احمد » به ماشین جیپ ... و چون در آن حال هم حاضر به اقـرار نشد، جیپ به حـرکـت درآمد و بازوى وى از بیخ کـنـده شـد و او پـس از تـحـمــل درد و عـذاب ، در اثـر خونریزى شدید درگذشت . نمونه دیگر از جنایـات فـرانسویان مربوط بـه :اسـت S .A .O یا گـروه «ارتش سـرى فرانسه » نفر 11 «برون له شان » بیمارستان 1340 در ژوئن » از زخمى هاى مسلمان را که در یک یـورش پلیس مجـروح شده بـودند بـراى تحقیـقـات لازم (!)بـه اردوگاه مـوقت فرستاند که در میـان آنـان یـک زن باردار نیز بـود .در بین راه ، مردان مسلمان سـرود مسلمانان الجزائر » عقاب بلندتر پرواز مى کند «را مى خواندند .تا آنکه به خیابان عبدالقادر رسیدند . در چهارراه خیابان شعر به این بـیـت رسیده بـود : بـلـنـدتـر پـرواز کن ، اى شـاهـیـن آسـمـان هـاى » الجزائر، بلندتر پرواز کن ، اى عقاب بى باک «که ناگاه گـروه حملـه S .A .O سـررسیدند و جـلـو چشم ماموران و پلیس به مسلمانان حمله کردند و همه آنان ر ا باکارد و گلوله کشتند و پستان هاى آن «.زن مسلمان را نیز بریدند روز بعد ژنـرالى گفت ::» گاه اتفاق مى افـتـد که موش ها از فـرط خوشحالى در انبار گنـدم آواز مىخوانند!»