صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۷  ، 
کد خبر : ۷۰۳۲۷

سیاست امپراتور


* سایمون مارس :به نظر شما، آیا دلیل حـمـلـه بـه عـراق تسلط بـه مـنـابـع انرژى این کشور بود؟
** نـوام چـامـسـکـى :بــبــیــنــیــد ] آمریکایى هـا [ به کنـگـوى شرقى که فجایع بیشتـرى در آن اتفاق مى افتـاد حمله نکردند، البته که به دلیل منابع انـرژى به عـراق حمـلـه کـردند، ایـن خیلـى روشن است و نیاز به پـرسش هم نـدارد .عراق یکى از مهم تـریـن کشـورهاى تـولیدکننده نفـت جـهـان است و دومین ذخیره بزرگ دنیا را دارد و دقیقا در قلب (وسط)خلیج فارس واقع شده است ، جایى که بنا به نظر سرویس جاسـوسى آمریکا، دوسـوم ذخیره نفت جهان را در سال هاى آتى خواهد داشت ] تأمین خواهد کرد [ . انگیزه هاى چندى حمله به عراق را تقویت مى کرد و تشریح استـراتژى جدید امنیت مـلـى ] آمریکا [ یکـى از آنها بود . براساس این استراتـژى ، آمریکا همواره فرمانرواى جهان است و هرجا که لازم باشد، از زور استفاده مى کند و هرگونه چالش بالقوه اى را که مانع سـلـطـه ایـن کـشـور شـود، از مـیـان برمى دارد . این جنگ ، جنگى پیـشـگـیـرانه بود .این سیاست آمریکا، سیاسـت جدیدى نیست ، اما هیچ وقت با این بى شـرمى اعـلام نشده بـود و همیـن باعث بروز جنجال میـان نـخـبـگـان سیاست خارجى این کشور شـد .از نـظـر ایـن افـراد، حـرکـت آمـریـکـا، حـرکتى انـزجـارآمیز بـود .امـا دولت آمریـکـا بـراى این که نـشـان دهـد در تصمیـم خـود جدى است ، نـیـاز بـه چنین حرکت عبرت آموزى داشت . اما اگر آمریکا قصـد حـمـلـه بـه جایى (هدفـى)را داشته باشد، بایـد چند مشخـصـه وجـود داشته باشـد؛ اولین و مهم ترین ایـن شاخصه هـا، این است که هدف (موردحمله )باید کاملا بى دفاع باشد .ایـن حـمـاقـت است که به جایى حمله کنید که توان پاسخگویى و دفـاع دارند .هر کسى این را مى داند .آمریکایـى هـا خـوب مى دانستند کـه عـراق کاملا بى دفـاع اسـت،ضـعـیـ تـریــن کــشــور در منطقه .تـوان ] هزینـه [ نظامى عـراق حدود یک سوم توان کویت بود که در جریان تحـریـم از پـاى درآمده بـود .
چیزى شبیه قطعات ازهم گسیخته اى که با چسـب نـوارى به هم چسبـانـده شده اند .مى تـوان گفت کاملاً خلع سلاح و تحت مراقبت کامل بود .به ایـن تـرتیـب عـراق شـرط اول را براى حمله احراز کرده بود . شـرط دوم این اسـت کـه هـدف ] مورد حمله [ باید آنقدر مهم باشد که ارزش حملـه را داشته باشد .دلیـلـى براى حمله به کنگـوى شرقى ـ که آن هـم بـى دفــاع اســت و شــرط اول را داراست ـ وجود ندارد .اما عراق فرق مى کرد .این جاست که مسأله نفت به میان مى آید، چراکه آمریکا قرارگاه نظامى خـود را دقیقا در قلب منطـقـه تولیدکننده نفت بنا خواهد کرد . مسأله سوم این است که اگر قرار است به جایى حمله کنید باید وانمود کنید که هدف ] مورد حمله [ تهدیدى بـراى مـوجـودیـت شـمـا مـحـسـوب مى شود .مردم ایران و کویت از تکـه تکه کردن صدام خرسند مى شدند . بـا وجـود این او را تـهـدیـدى بـه حساب نمى آوردند .اصلا هیچ کس صـدام را یـک تـهـدیــد مــحــســوب نـمـى کـرد، امـا آمـریـکـا بــه کـمـک تبلیغات مـوفق شد اذهان عمـومى را به این سمـت سـوق دهد و کنـگـره را وادار کند تا چاره اى بیندیشند و حق استفاده از نیـروى نظامى را به دولـت بدهد تـا از خـود در بـرابر تهـدیـدات مکرر عراق دفاع کند .نمى دانم شما چه فکر مى کنید اما خیلى خنـده دار است . چـه تــعــداد از مــردم آمـریـکــا مــى دانـــنـــد کـــه در ســـال 1362 ] همـیـن [ دونالـد رامسفـلـد صـدام را تحـریـک کـرد .تنهـا انـدکـى از ایـن جریان فاش شده است .
چه تـعـداد از مردم آمریکا مى داننـد کـه عـنـصـر میانه روى دولت کنونى ، کالین پاول ، در زمان قتـل عام حلبچـه ، مـشـاور امنیـت مـلـى بـود .زمانى که پـاسـخ دولت ریگان به عمل صدام ، افزایش کمک ] نظامى [ بود، همان کارى که بعـدا دولت بـوش ] پـدر [ انجـام داد، آنها مى دانسـتـنـد کـه ایـن کـمـک هـا صرف ساخت سلاح هاى شیمیایى و تـوسـعـه مـوشـک هـا و سـلاح هــاى هسته اى مى شود، اما توجهى نکردند و به فرستادن کمک ها ادامه دادند . امــروز، پـــاول بــر ســر مـــزار کشته شدگان حلبچه ناله سر مى دهد اما در آن زمان هیچ اهمیتى نمى داد . اکنـون این آقایـان مدعى هستنـد کـه حمایت نظامى آمریکا از عـراق ، در جریان جنـگ ایـران و عـراق صورت مى گرفته است ، اما ایـن حمایت ها هیچ ربطـى بـه آن جـنـگ نـداشـت ، جنگ ایـران و عـراق به پایـان رسیـده بود . آنها به ایـن دلـیـل بـه دوستشـان (صـدام )کـمـک مــى کــردنـد چــون مـوظـ بـودنـد از صـادرکـنـنـدگــان آمریکایى حمایت کنـنـد، چیزى کـه خودشان علناً اعلام کردند . صدام در جریان قتل عام کردها، مناطق کشـاورزى را هم ویـران کرد .
بنابراین به کمک هاى زراعى هم نیاز داشتند .بـخـش تجارت کشـاورزى آمریکا از این که خراجگزار آمریکا به آنها مالیات مـى پـرداخت تا به عـراق کمک زراعى بفرستند خرسند بودند . رونــالــد ریــگــان ، جـــرج بــوش ، کالین پاول و دیک چنى مى پنداشتند همه چـیـز روبـه راه است ، امـا بـعـد وضع روبه وخامت گذاشت . اکــنــون هــم کــه ســلاح هــاى کشتارجمعى در عـراق یافت نشـده ، توجیهات دیگـرى براى اشغال عـراق وجـود دارد .تــومـاس فـریـدمــن در نیویورک تایمز طى مقاله هاى متعدد خود، براى گورهاى جمعى اى که در عراق کش مى شـوند، مانند کالیـن پاول ناله سر مى دهد . این درست است که آمریکایى ها قبلا گـورهاى جمعى را ندیده بـودند اما مى دانستند که چـنـیـن چـیـزهایى وجـود داشتـه است .پس از جـنـگ خلیج فارس در سال 1370، آمریکا پس از تسلط بر تمام منطقه به صدام اختیار داد تا شیعیان را قتل عام کند و شورشیـانـى را که مى تـوانستـنـد او را سرکوب کنند از میان بردارد . امروز فریدمن وانمود مى کند که از فهمیدن وجـود گورهاى جمعى در عراق رنج مى کشد، اما اگر به عقـب بـرگــردیـم و مـقــالات او را در سـال 1370 بخوانیم مى بینیم کـه او در آن زمان هـم از وجـود این گـورها اطـلاع داشت .او، در آن زمان رئیس گـروه خبـرى دیپلماتیک نشـریـه نـیـویـورک تایمز بود و گفته بود :بهترین دنیا براى آمریکا دنیایى است که در آن ، دولت نـظـامـى بـا مـشـت آهـنـیـن بـر عـراق حکومت کند، دولتى مثل صدام .اما از آنجا که صدام مایه شرم و خجالت است ، باید به گزینه دیگرى فکر کرد . اگر نمى توانیم گزینه بهتـرى نسبت به صدام بیابیم ، آن گاه مجبوریم به خود صدام حسین رضایت دهیم . ] سیاستمـداران سانگلیسـى هـم افراد جالبى هسـتـنـد .دولت کنـونـى آمریکا تقریبا شبیه همان دولتى است که در سال 1370 در رأس کار بود .
اما در انگلسـتـان ، دولت کنـونـى در تضاد بـا دولت سال 70 است .] در آن زمان [ اعتراضات رسمى پارلمانى متـعـددى وجود داشت .امـا در ایـن میان سعى کنید نام تـونى بلر، جـ هون ، جک استراو، حتى رابین کوک را بیابید، اثرى از این آدم ها نیست .
* سـایـمـون مـارس :آمـریـکـایـى هـا دربــــاره مـــوقـــعــــیــــت اســــرائـــیــــل چــــه مى اندیشیدند؟
** مــــؤســـســــه PIPA دربــــاره نگرش هاى سیاست خارجى تحقیـق بسیار جالبى انجام داده است . در ایـن تـحـقـیـق نـگـرش مـردم دربـاره اسـرائیـل و فـلـسـطـیـن مـورد بررسى قرار گرفته است ، اما هیچ گاه گزارشى از آن منتشر نشده زیرا نتایج به دست آمده قابل قبول نبود . این تحقیق نشان داد که اکثریت قابل توجهى از مردم آمریکا از » طرح صعـودى «که آخرین و جدیـدتـریـن نسخه اتفاق نظر بین المللى بر توافق میان دو طرف درگیر است ، حمایت مى کنند .آمریکا به طور یک جانـبـه این طـرح را از سـال 1354متـوقـ نگاه داشت ، امـا دو سـوم جمعـیـت آمریکا از این طرح حمایت مى کنند . نظـرسنـجـى فـوق مشـخـص کـرد که تعداد زیادى از مردم آمریکا معتقدند اگر فلسطین و اسرائیل از شرکت در مذاکره خیرخواهانه ، انصراف دهند،
آمریکا بایـد کمک هاى خود را به هر دو طرف قطع کند . فـرض کـنـیـد هـر دو طـرف وارد مذاکره شدند، آمریکا چه باید بکند؟ ] درباره [ کمک بـرابر به هر دو طرف اسرائیلى و فلسطینى ؟ سپس این سئوال مطرح مى شود که آیا آمریکا باید بیشتر در این مسأله دخالت بکند؟ بله ، به همـان انـدازه این یک تناقض است که حتى خودش را هم نقض مى کند .دخالت آمریکا از نیمه 1349 است که توافق سیاسى ] بین ایـن دو کشور [ جلوگیـرى کرده است .راه به راه ] طرح هـاى [ شوراى امنیـت را وتو و یا با کمک یک یـا دو کشور وابستـه ] به آمریکـا [ که عضو مجمع عمومى سازمان ملل هستند، طرح ها را متوق مى کند .از اشغال لبنان ، با هدفى آشـکـار بـه مـنـظـور متزلزل کردن روند مذاکرات حمایت مى کند و موارد متعدد دیگر .به ایـن ترتیب آمریکا خـود را در آنچـه » روند صلح «مى خواند درگیر کرده است . در عـیـن حــال از بــرقــرارى صـلــح جلوگیرى مى کند .پى بردن به ارتباط این دو، کار دشوارى است .آمریکا آن گونه که خود مى گوید روند صلح را اجرا مى کنـد ولى آیا این یعـنـى کـه بــراى بـرقــرارى صـلـح هــم تــلاش مى کند، البته کـه نه .] بگذارید [ به سال 1350 برگردیم ، زمانى که انور سادات ، رئیس جمهور مصر پیمـان صلح تمام و کـمـالـى را به اسـرائیـل عرضه کرد، مشروط بر اینکه اسرائیل از خاک مصر بیرون برود؛ او چیزى درباره فلسطین ، کـرانه ى باختـرى یا بلنـدى هـاى جولان نخـواسته بـود، فـقـط ایــن کــه از قــلــمــرو مــصــر عقب نشینى کـنـد و در ایـن صـورت صلح برقـرار مى شد .اسرائیل ایـن را فهمید، ایـن را در نظر گـرفت .آنهـا مـى دانـسـتـنـد کـه ایـن پـیـشـنـهــاد، پـیــشــنــهــادى جــدیــد اســت کــه مى توانستند با قبول آن به جنگ پایان دهند، اما آن را رد کردند و گفتند کـه از نظر آنان ، گـسـتـرش منطقـه هـاى شهرک نشین مهم تر است .
در آن زمان ، شهرک ها در شمال شرق ] صحراى [ سینا واقع شده بودند و براى ساختن آنها ده هـا هـزار عرب بادیه نشـیـن از محل سـکـونت خـود رانده شده بـودند .این عملـکـرد یک دولت کارگر بود نه دولت شارون .از نظر این دولت کارگر توسعه شهرک ها در شمال ] صحراى [ سینا مهم تر بود و به این تـرتیب پیشنـهـاد سـادات رد شـد .خــوب !آمـریـکــا چــه کــرد؟ عملکـرد آمریکا بسیار حیاتـى اسـت زیرا مسبب اتفاقات بعدى است .در آمریـکـا و در مـیـان اعـضـاى دولـت بحثى در این زمینـه صورت گرفت و هنرى کیسینجر ] على رغم [ موقعیتش بالاخره موفق شد .طبق نـوشته او ما باید با مذاکرات مخالفـت مى کردیم و او به دنبال بن بسـتـى بـود، مذاکره نه ، فقط زور .به این تـرتیب آمریکا از تصمیم اسراییل مبنى بر رد پیشنهاد صلـح سـادات حـمـایـت کـرد و ایـن مستقیما باعث بروز جنـگ در سـال 1372 شد .این جنگ خطرى حتمى براى اسرائیل بود .بسیار خطرناک ، آمـاده بـاش هـسـتـه اى اعـلام شــد و خـطـرى حتـمـى بـراى جـهـان وجـود داشت .مى خـواهم بگـویـم اوضاع آنقدر وخیم بود که حتى کیسینجر هم که زیـاد بـاهـوش نیست فـهـمـیـد مـا نمى توانیم بنشینیم و به مصر به عنوان یک سبد گل نگاه کنیم .باید کـارى مى کردیم و این بـود که او دیپلماسى واسطه گرى در گفت وگوى دو کشور را آغاز کرد که نهایتا به جریان کمپ دیوید و معاهده کمپ دیـویـد خـتـم شد .این پیمان ، در سیاست خارجى آمریکا یک موفقیت خوانده مى شود ! و کارتر نیز بـراى همین جایـزه صلـح نوبل را دریافت کرد .

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات