بصیرت: تا پیش از شروع جنگ زمینى و تن به تن، مى شد طرح هجوم به غزه ایهود باراک را برخورد تاکتیکى و حتى زود گذر به حساب آورد. زیرا جنگ هوایى و موشک باران در همه سال ها از سوى ارتش این رژیم در نواحى فلسطینى و لبنانى دنبال شده است. اما ورود این رژیم به جنگ زمینى، نبرد غزه را در جایگاه سلسله جنگ هاى تاریخى صهیونیست ها با مسلمانان فلسطینى قرار مى دهد. بنابراین آنچه اکنون در باریکه کوچک غزه رخ مى دهد ششمین جنگ بزرگ این رژیم پس از ۴ جنگ با اعراب و جنگ ۳۳ روزه است. جنگ غزه از ۱۵ آذر که ارتش اسرائیل آهنگ اشغال این ناحیه را کرد دیگر یک جنگ مقطعى و نامنظم نیست بلکه یک نبرد نمادین است. از هر زاویه به این رویداد نگاه شود روشن خواهد شد که نبرد غزه متفاوت از همه کشمکش هایى است که به صورت فصلى در کرانه باخترى یا دیگر نقاط فلسطینى جریان داشته است. دست کم پس از پیمان اسلو که بر اساس آن ۲۰ درصد اراضى اشغالى در اختیار فلسطینیان قرار گرفت چنین نبردى مستقیم و رودررو میان مقاومت اسلامى فلسطین و ارتش صهیونیستى بروز نکرده بود.
جنگ غزه در نگاه همه جهانیان نیز یک نبرد نمادین است که اوضاع فلسطین اشغالى را به قبل از پیمان هاى سازش برمى گرداند. اشغال دوباره غزه که آریل شارون در ۲۰۰۲ فرمان عقب نشینى تاریخى از آن را صادر کرد مفهومى جز این ندارد که تل آویو همه ترتیبات و قول و قرارى که با اعراب و مجامع غربى داشته را براى همیشه باطل کرده است.
شاید تا پیش از حمله زمینى به غزه کورسویى از امید به برقرارى دوباره آتش بس یا توافق میان دو سوى این نبرد وجود داشت اما یورش تانک ها و زرهپوش هاى صهیونیستى به غزه همه پل هاى پشت تل آویو را تخریب کرد. اشغال غزه آن هم به صورتى که این شهر به یک ویرانه کامل تبدیل مى شود اتفاقى است که به اقرار همه ناظران سال هاى طولانى نظام صهیونیستى و شریک آن تشکیلات محمود عباس را در بحران فرو خواهد برد.
تل آویو تصمیمى حساس را به نام اشغال مهم ترین نقطه استقرار فلسطینیان گرفته و بنابراین پیامدها و تأثیرات چنین جنگى ابعاد تاریخى و ماندگار خواهدداشت.
براى هر دو طرف یعنى مقاومت اسلامى و ارتش صهیونیستى این رویارویى سرنوشت ساز است. مثلث گردانندگان دولت اسرائیل یعنى باراک، لیونى و اولمرت به این پندار و امید هستند که در چنین جنگى اولاً ناکامى تاریخى جنگ ۳۳ روزه را جبران کنند و معتقدند در وضعیتى که رویارویى با جنبش حزب الله ممکن نیست تنها راه یورش به دومین رکن جبهه مقاومت در غزه است که به زعم آنها در اثر دو سال تحریم و محاصره شکننده شده است. سران تل آویو در گام دوم به نتایج سیاسى این جنگ در انتخابات آینده چشم دوخته اند و این که امیدوارند در سایه اشغال غزه بتوانند مانع از قدرت یابى رقیب داخلى شان یعنى بنیامین نتانیاهو شوند.
اما براى جنبش حماس این جنگ نقطه پایان دیپلماسى سیاسى با دشمن و ورود در فاز انتفاضه سوم است. واقعیت این است که پس از انتخابات ژانویه ۲۰۰۶ جنبش حماس بر اساس پیمانى که بسته بود دوره اى را به مدارا با دشمن سپرى کرد به این امید که دامنه تعدیات و تعرضات آن بر فلسطینیان مظلوم کاسته شود. اما اکنون با این تهاجم، تل آویو بزرگترین پیمان شکنى را مرتکب شده است. این جنگ جنبش حماس را به راهبرد دیرین آن یعنى عملیات هاى استشهادى برمى گرداند و شاگردان شیخ یاسین در مبارزه اى تمام نشدنى با دشمن گام مى نهند.