صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۳ دی ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۸  ، 
کد خبر : ۷۰۶۳۶
تحلیل صبح صادق از مقاومت قهرمانانه مردم غزه

موشک‌هایی که ابلیس را به ذلت کشاند


حسین امیدی
در حالی که تجاوز نظامی و قتل عام و جنایت جنگی در غزه پس از دو هفته به اوج خود رسیده و کشتار هدفمند شهروندان فلسطینی هیچ نقطه امنی را در یک سرزمین کوچک باقی نگذاشته، مقاومت شجاعانه مردم غزه و گروه های جهادی با استحکام ادامه یافته و بیش از 800 شهید و قریب 3500 زخمی را تقدیم کرده است.
با وجود حملات رژیم صهیونیستی در بمباران های گسترده هوایی، دریایی و توپخانه و عملیات زمینی که به یک هفته نزدیک می شود، هنوز اقدامات دفاعی و شلیک موشک مقاومت به عمق رژیم صهیونیستی ادامه یافته و در آخرین برد به 20 کیلومتری جنوب تل آویو رسیده و پایگاه های نظامی، هوایی، مراکز تجمع یگانهای نظامی، شهرک ها و شهرهای صهیونیست نشین را در برگرفته است.
آنچه در غزه اتفاق افتاد یک اجماع از قدرت های استکباری، رژیم صهیونیستی و کشورهای مرتجع و مزدور رژیم صهیونیستی برای خلق غیرانسانی ترین صحنه های وحشیانه و کشتار و قتل عام و جنایت جنگی است. همه هماهنگی ها و تقسیم کارها و وظایف و تامین هزینه های مالی از قبل مهیا بوده و رژیم صهیونیستی در یک اشتراک منافع با دیگر عوامل یاد شده با هدف نابودی مقاومت و آرمان فلسطین وارد جنگ نابرابر با حکومت حماس و مردم غزه شد و مدیریت های تبلیغاتی و سیاسی و بین المللی به آمریکا و قدرت های غربی و هزینه های مالی به عربستان و کارسازی های مدیریت میدانی برای استمرار محاصره غزه و جلوگیری از اثرگذاری اعتراضات بین المللی و افکار عمومی اسلامی و عربی و جهانی بر سیر تحولات و نرسیدن کمک ها به غزه، به مصر واگذار شده است.
با اینکه تمامی ظلم و کفر جهانی در برابر اسلام و انسانیت صف کشیده و در آرزوی قربانی کردن کامل مردم غزه و مقاومت است ولی اوج گیری یکپارچه مقاومت در غزه و همبستگی با آنان در داخل فلسطین اشغالی، کرانه باختری، تمامی کشورهای اسلامی و عربی، کشورهای جهان و حکومت های بسیاری در جهان و ارتقای سطح واکنش های بین المللی، اهداف صهیونیست ها و هم پیمانان غربی و عربی را به چالش کشیده و آنان را در آستانه فروپاشی و چالش های گسترده قرار داد. پیام مقام معظم رهبری سرآغاز شدت یابی هدفمند تلاش های جهانی علیه جنایات صهیونیسم و استکبار جهانی شد و مواضع و اقدامات حزب الله و سیدحسن نصرالله، کابوس مجددی از وقایع 2006 و جنگ 33 روزه را بر روی صهیونیست ها تصویر نمود. واکنش جریان های اسلامی اصیل در منطقه، مصر را به آستانه شکنندگی و شورش گسترده اجتماعی و تمرد وسیع در بین نظامیان و نیروهای امنیتی و انتظامی پیش برد. درخواست گسترده از سوی جریان های مردمی برای باز شدن باب جهاد و تسهیل برای حرکت به سوی غزه و حمایت آنان از مردم بی دفاع فلسطینی و به حرکت درآمدن جوامع بشردوستانه در سراسر جهان، چشم انداز رسوایی و نگران کننده ای برای مرتجعین عرب، استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی را ترسیم کرد.
با اینکه آمریکا و خانم رایس مجدانه برای دادن فرصت کافی جهت کسب پیروزی رژیم صهیونیستی در غزه عمل کردند و رژیم صهیونیستی از تمامی امکانات و تجهیزات کشتارجمعی مانند اورانیوم ضعیف شده، فسفر سفید و بمب های خوشه ای برای سرکوب مردم غزه استفاده کرد ولی هیچ یک از هدفهای تعیین شده محقق نگشت و مقاومت با استواری و جانفشانی بر پای ایستاد.
کردسمن در آخرین مقاله خود اعلام کرده، آمریکا اگرچه در قبال ارتش های کلاسیک به پیروزی رسیده ولی در مقابل ارتش های مردمی شکست خورده است. البته این تلویحی برای بیان شکست رژیم صهیونیستی نیز هست و شکست 2006 و شکست امروز رژیم صهیونیستی در عملیات نظامی علیه مردم غزه، مصداق و گواه روشن این اعتراف است.
رژیم صهیونیستی که تمامی تجربه خود در شکست 2006 در مقابل حزب الله لبنان را به کار بسته در مسئله اهداف عملیات نظامی، عدم وضوح و ابهام را پیش گرفت تا در روند جنگ و نتایج آن دچار چالش نشود. خانم لیونی یک روز قبل از آغاز جنگ در غزه، پس از دیدار با مبارک در مصر، تغییر وضعیت در غزه را به عنوان دستور کار رژیم صهیونیستی اعلام کرد. پس از وی و طی هفته اول جنگ، لیونی و باراک، نابودی حماس و مقاومت و ساقط کردن حکومت قانونی هنیه را به عنوان هدف جنگی خود ابراز کردند ولی با استمرار مقاومت و عدم موفقیت در جنگ زمینی و پیشروی لازم در محورهای مطلوب در شمال، جنوب و یا بخش های میانی غزه، توقف تهدید موشکی مقاومت و سپس جلوگیری از امکان تسلح مجدد حماس و مقاومت و نابودی تونل های زیرزمینی در مرز رفح و کنترل بین المللی آن را به هدف جنگی خود تبدیل کردند. 25 کشته و 140 زخمی و 6 اسیر که از سوی رژیم صهیونیستی اعتراف شده حاصل دو هفته بمباران هوایی و 5 روز جنگ زمینی در این باریکه کوچک در مقابل مقاومت فلسطینی است.
از آنجا که بمبارانهای وحشیانه و گلوله باران دریایی و توپخانه بر مناطق مسکونی بی نتیجه بود و می توانست به یک پیروزی نظامی منجر شود، ارتش صهیونیستی با همه نگرانی و دلهره از نتایج و تلفات و ناکامی جدید، مدل عملیاتی شارون را برای حمله زمینی به غزه برگزید، تا به برخی اهداف جنگی برای نابودی حماس و مقاومت دست یافته و اشغال مناطق جدید در غزه را مبنای چانه زنی برای قطعنامه های بین المللی و کسب امتیاز سیاسی قرار دهد.
سه محور حمله از شمال بر روی اردوگاه جبالیا، شهرک بیت لاهیا و بیت حانون و یک محور عملیاتی در شرق غزه و محله شجاعیه و یک محور عملیاتی از گذرگاه کسیونیسم بر روی خان یونس و یک محور عملیاتی در گذرگاه رفح و فیلادلفیا با گلوله باران دریایی در غرب غزه و برخی اقدامات برای پیاده کردن نیرو در ساحل غزه و به ویژه اردوگاه شاطی، سرفصل های عملیات زمینی رژیم صهیونیستی بودند.
رژیم صهیونیستی که در جنگ 33 روزه از اجرای عملیات در شب هراس داشت، در جنگ غزه، تلاش کرد از این امکان بهره مند شده و سرعت کسب پیروزی را برای خود فراهم کند. حاصل 5 روز جنگ زمینی تا صبح جمعه، به جز تلفات و زخمی و 6 اسیر و سقوط هواپیمای بدون سرنشین و یک هلی کوپتر (منابع بلغاری در رفح آن را تایید کرده اند)، نتوانسته به یک پیشروی پایدار منجر شده و مقاومت فلسطینی با کشاندن نیروهای صهیونیستی و ادوات زرهی آن به داخل محله ها و محیط های شهری و روستایی، از آنان تلفات گرفته است. این نتیجه عملیاتی موجب شده تا ارتش صهیونیستی به محاصره مناطق پیشروی در مناطق باز اکتفا کند که حاصل و کارکردی برای صهیونیست ها در بر نداشته و نتوانسته اند از شلیک موشک های مقاومت جلوگیری کرده و یا بر مقاومت خسارت های جدی وارد نمایند.
مقاومت فلسطینی در یک هماهنگی چشمگیر و بی سابقه طی دو هفته گذشته، شعاع برد موشکی خود را از ده کیلومتر افزایش داده و تا 20 کیلومتری جنوب تل آویو رسانده است. این شعاع عملیاتی، قریب یک میلیون صهیونیست را در بر گرفته و موجب فرار بخش قابل توجهی از آنان به مناطق میانی رژیم صهیونیستی شده و ادارات، دانشگاه ها، مدارس و بخشهای تجاری را به تعطیلی کشانده است.
رژیم صهیونیستی که فکر می کرد طی چند روز به تمامی اهداف خود برای نابودی مقاومت و حکومت حماس دست می یابد و نیروهای آموزش دیده و آماده چند هزار نفری در اردن و مصر در فرماندهی محمد دحلان را به غزه وارد نموده و ابومازن را حاکم می نماید، در تنگنای زمان و محدودیت های جدید، ناچار به چراغ سبز برای تلاش های مربوط به هدنه و آتش بس گردید. آغاز تلاش های آمریکا، غرب و اعراب مرتجع برای توقف جنگ به شکلی تنظیم گردید تا همزمان رژیم صهیونیستی به عملیات خود ادامه داده و موفقیت هایی کسب کند و از سوی دیگر با ژست تلاش های سیاسی بر افکار عمومی جهانی اثرگذاری کنند. استمرار و ارتقای سطح واکنش های جهانی به جنایات مستمر رژیم صهیونیستی و رسوایی ارتجاع عرب در همکاری با رژیم صهیونیستی، عامل تسریع در صدور قطعنامه 1860 از سوی شورای امنیت شد. با اینکه در سه نشست متوالی شورای امنیت، آمریکا و انگلیس و فرانسه، ضمن تاکید بر حمایت از رژیم صهیونیستی و تضمین امنیت آن تا مرز استفاده از حق وتو پیش رفتند ولی هدف قرار گرفتن یک مدرسه آنروا در غزه که بیش از 40 شهید و 100 زخمی از کودکان و زنان را موجب شد و اعتراضات جهانی را به دبیر کل سازمان ملل نیز کشاند، شورای امنیت با اشاره کشورهای یاد شده، پیش نویس منطبق بر مطالبات و خواسته های اسرائیل را در اولین ساعات جمعه به تصویب رساند. محتوای این مصوبه ، آشکارا به تمامی جنایات جنگی در غزه چشم بسته و بدون محکومیت صهیونیستی تنها به توقف فوری جنگ، تحت عنوان توقف فوری جنگ و آتش بس کرده و امنیت شهروندان و رژیم اسرائیل را مورد تاکید قرار داده است. این مصوبه که به نوعی مرحله جدید جنگ جنایات کارانه در غزه است، به تقسیم کار جدید در بین عناصر جنگ افروز پرداخته و نقش مجدد به آن داده است.
این مصوبه تلاش می کند با مرتبط کردن بازگشایی کامل معابر به ساز و کارهای جلوگیری از قاچاق سلاح به غزه و تسلیح مجدد مقاومت و کنترل و نابودی تونل های زیرزمینی، فرآیند نابودی مقاومت و یا ناکارآمد کردن آن را قابل دسترس نماید. به همین دلیل از تلاش های آمریکایی و مصری حمایت کرده تا شرایط فعلی از ارسال کمک های محدود انسانی به غزه فراتر نرود و مردم و حکومت حماس را مجبور به دادن امتیازات مختلف در ازای بازشدن گذرگاه ها کنند.
این مصوبه بنا به تمایل رژیم صهیونیستی برای قراردادن غزه در یک قیمومت بین المللی، در مسائل داخلی فلسطینی نیز دخالت کرده و با حمایت از مصر و اتحادیه عرب و تحت عنوان تلاش برای آشتی ملی، در آرزوی ساقط کردن حکومت قانونی حماس و بازگرداندن ابومازن است. غافل از اینکه از روز شنبه دوره ریاستی ابومازن به پایان رسیده و مشروعیت قانونی ندارد و حکومت هنیه باید تا اجرای انتخابات ریاستی به اداره امور بپردازد.
مصری ها برای پیچیده تر کردن اوضاع غزه و امتیاز دادن به صهیونیست ها با عناوین مبهم مانند بررسی گذرگاه های امن، بدنبال فعال کردن گذرگاه العوجه- کرم سالم در مرز با رژیم صهیونیستی هستند تا به مرز رفح و حاکمیت حماس در غزه متکی نباشند.
این بدان معنا است که حتی پس از پایان عملیات جنگی رژیم صهیونیستی، یک فرآیند جدید برای تحمیل دیدگاه های اسرائیلی و آمریکایی از سوی مصر به حماس آغاز می شود.
اگر در دور اول سناریوی نابودی مقاومت، رژیم صهیونیستی از دستیابی به اهداف خود محروم شده و شکست خورده، مرحله جدید که با مصوبه 1860 شروع می شود با تکیه بر تجارب جنگ 33 روزه و مصوبه 1701 برای کسب حداکثر امتیاز اسرائیلی و محوریت هر چه بیشتر برای حماس، هدف گذاری شده است. در حال حاضر یک مذاکره آرام بین مصر، آمریکا رژیم صهیونیستی در جریان است تا مسئله تونل ها و نابودی و یا کنترل آنها را از طریق یک نظارت بین المللی و استقرار نیروهای آمریکایی امکان پذیر کند. مصری ها که این حضور را در بخش های مصر می بینند با آن موافق نیستند و بیشتر دنبال مدل استقرار نیروهای بین المللی در داخل غزه هستند. اسرائیل در گزینه آلترناتیو آماده است این مسئولیت را به مصر واگذار کند و آن را متعهد نماید و این مسئله از نگاه مصری باید یک ما به ازاء و منفعت برای مصر در بر داشته باشد. مضافا اینکه مصر با این کار هزینه های سیاسی و مردمی باید بپردازد و در چشم مردم مصر و افکار عمومی اسلامی - عربی و جهانی به ژاندارم و پلیس امنیتی رژیم صهیونیستی مبدل می شود.
در واقع تمامی تلاش مصر و سعودی و ارتجاع عرب این بود که با تعلل در ساز و کارهای مربوط به نشست سران اتحادیه عرب و یا سران سازمان کنفرانس اسلامی، فرصت کافی به اسرائیل برای نابودی مقاومت داده شود و از هرگونه تلاش برای تقویت و حمایت مردم غزه و یا مقاومت جلوگیری کرده و حتی اجازه ورود مفید و موثر کمک های انسان دوستانه به غزه در طی جنگ را ندهند. اکنون نیز در مصوبه 1860 تاکید بر کمک های اضطراری است و موضوع بازسازی ویرانه های ناشی از بمباران های وحشیانه اسرائیل در بین نمی باشد و همه چیز موکول به خواسته های اسرائیلی و یا بازگرداندن حکومت ابومازن و مزدوران محمود دحلان به غزه است و زمان روشنی برای اجرای این مصوبه مطرح نیست که به اسرائیل فرصت بیشتری برای ادامه عملیات می دهد.
اگر چه مرحله جدید تدبیر و تلاش مضاعف جدیدی را نیز می طلبد و باید فشارهای جهانی و سیاسی و مردمی بنا به فرموده مقام معظم رهبری استمرار و قوت یابد ولی آنچه تابه حال مسلم است اینکه ماشین جنگی رژیم صهیونیستی یک بار دیگر در مقابل یک گروه مردمی متوقف شده و شکست دیگری باید تحمل کند که پس از جنگ 2006 با مقاومت اسلامی لبنان، یک مسیر شکست را برای همیشه در پیشانی ارتش صهیونیستی ثبت خواهد کرد.
معاون وزیر دفاع رژیم صهیونیستی چند روز قبل اعلام کرده بود که باید یک پیروزی که صدای آن در تمامی کشورهای عربی پیچیده شود را در غزه بدست آورند و برخی دیگر از مقامات صهیونیستی از اینکه تمرینهای دو سال گذشته ارتش صهیونیستی باید در غزه به ثمر برسد و قدرت بازدارندگی آن را مجددا احیا کند، سخن گفته بودند ولی با پایان مرحله اول این جنگ، رژیم صهیونیستی تنها یک کارنامه از جنایات جنگی را در دامن دارد و باید خود را برای محاکمه های بین الملل آماده کند و هیچ یک از اهداف عملیاتی را به نتیجه نرسانده و بلکه مقاومت حماس و مردم غزه با انسجام و اقتدار پابرجاست و از مشروعیت و حمایت گسترده بین المللی نیز برخوردار شده است.
ارتش صهیونیستی با این شکست باید یکبار دیگر با وینوگرادهای جدید به نقد خود بپردازد و درک کند که دیگر قادر به کسب هیچ هدف نظامی نیست و رویای شکست مقاومت و یا رویارویی با حزب الله و یا خط مقاومت منطقه ای را غیر قابل تعبیر بداند. جامعه صهیونیستی هم باید برای ماندگاری خود تجدیدنظر کرده و برای امنیت خود، یکی از ایالت های آمریکا را به خود اختصاص داده و دیگر به «مسعده» فکر نکند و بازگشت به وطن های اصلی در غرب در کشورهای دیگر را در برنامه جدی خود قرار دهد. منطق حسینی «خون بر شمشیر پیروز است» امروز منطق تمامی بشریت است که می توان در اوج مظلومیت خود و جنایات دشمن، به پیروزی رسید و آنان را رسوا کرد و شکست داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات