علی امینی
دیک چنی، معاون رئیس جمهور آمریکا که آخرین روزهای خود را در کاخ سفید سپری می کند در یک اعلام موضع کاملا دروغ مدعی شد که رژیم صهیونیستی حمله گسترده خود را به غزه با آمریکا هماهنگ نکرده است. این مواضع در شرایطی اعلام می گردد که همه قرائن و شواهد گویای آن است که رژیم صهیونیستی تمام اقدامات جنایت کارانه و ددمنشانه خود در غزه را با مقامات ارشد آمریکا هماهنگ نموده به نحوی که آمریکا جنگ غزه را مدیریت می کند.
اول اینکه چند هفته قبل از تهاجم وحشیانه صهیونیست ها به غزه، مقامات تل آویو بارها از قصد و اراده خود برای تشدید محاصره غزه و تهاجم به آن اعلام کرده بودند.
دوم اینکه ایهوداولمرت، نخست وزیر رژیم غاصب صهیونیستی چند روز قبل از تهاجم به غزه در دیدار جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا در کاخ سفید از قصد خود برای حمله به نوار غزه به طور رسمی پرده برداشت و در واشنگتن دستور حمله به غزه را صادر کرد.
سوم اینکه اولمرت پس از چند روز از شروع تهاجم به غزه اعلام کرد که حمایت های مستمر آمریکا ما را به تداوم عملیات جنگی در غزه ترغیب می کند و چهارم اینکه اولمرت در آغاز حمله زمینی به غزه نیز اعلام کرد که جورج بوش به وی گفته است تا توقف کامل و دائم موشک پرانی حماس جنگ و جنایت را در غزه ادامه دهد. به این ترتیب اظهارات دیک چنی، به معاون رئیس جمهور آمریکا در مورد عدم هماهنگی رژیم اسرائیل با آمریکا در تهاجم به غزه دروغی بیش نیست و در واقع به تمسخر گرفتن اعتراضات جهانی افکار عمومی است که آمریکا را در پشت پرده جنایت صهیونیست ها در غزه می دانند. علاوه بر آن، در طول دو هفته جنایت صهیونیست ها در غزه، حمایت های اطلاعاتی، تسلیحاتی و سیاسی آمریکا از رژیم صهیونیستی ابعاد وسیع تری یافته است. به راستی چه کسی است که شورای امنیت را به گروگان گرفته و چهار دور نشست آن را ناکام گذاشته و مانع صدور قطعنامه ای برای محکومیت گرگ های درنده صهیونیستی در غزه می شود!
آنچه که در غزه می گذرد تداوم هشت سال جنایت آمریکا در افغانستان، عراق و انتقام شکست ها و ناکامی های نومحافظه کاران و صهیونیست های درنده از جنگ 33 روزه با حزب الله لبنان در تابستان 1386 است. آمریکا و گرگ های صهیونیستی جنگ 33 روزه را با هدف انهدام کامل مقاومت اسلامی در لبنان آغاز کردند، اما پس از دو هفته به شکست نظامی خود اعتراف نمودند و به تدریج دستگاه های سیاسی مجامع بین المللی را در خدمت اهداف رژیم صهیونیستی در آوردند تا آن را از باتلاق نبرد با حزب الله نجات دهند. در این تراژدی نیز هدف تهاجم و جنایت گسترده صهیونیست ها که از حمایت همه جانبه سیاسی، اطلاعاتی و تسلیحاتی آمریکا برخوردار است، انهداف کامل حماس و حاکم کردن سلطه فلسطینی ابومازن سازش کار در این منطقه است. آنها بر این تصور بودند که در ظرف زمانی چند روز به تمام اهداف خود خواهند رسید. لذا در آغاز جنگ با 60 هواپیمای جنگی F16 منطقه کوچک غزه را هدف بمباران وحشیانه خود قرار دادند و بیش از 90 نقطه ازمراکز دولتی و غیردولتی نوار غزه را منهدم و صدها نفر را شهید و مجروح کردند. اما مقاومت شجاعانه حماس و رزمندگان غزه ای که الهام گرفته از مقاومت حزب الله در جنگ 33 روزه است آنها را پشیمان نموده است. آنچه که در غزه می گذرد یک جنگ نظامی نیست بلکه یک جنایت بزرگ و وحشیانه است که در آغاز هزاره سوم به اسم دموکراسی و مقابله با تروریسم اتفاق می افتد و در یک طرف این فاجعه انسانی، آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار دارند که از تمام تجهیزات نظامی برخوردار و از هوا، زمین و دریا یک منطقه کوچک مسکونی اما با جمعیتی بالغ بر 5/1 میلیون نفر را موشک باران می کنند و در سوی دیگر، جمعیتی قرار دارند که تسلیم ناپذیری و آزادیخواهی را انتخاب کرده و بیش از 18 ماه است به همین دلیل در محاصره کامل قرار دارد و تمام ارتباطاتش با بیرون از نوار غزه قطع شده است و فاقد هر نوع امکانات دفاعی برای مقابله با گرگ های درنده ای است که از هر سو به آن حمله ور می شوند.
به فرض پیروزی کامل رژیم صهیونیستی و شکست کامل حماس، این تراژدی فاقد هر گونه ارزش نظامی است و بازنده اصلی و واقعی آن رژیم صهیونیستی و حامیان جنایت کار آن خواهند بود. اما بهره گیری حماس از تجربه حزب الله و تصمیم به مقاومت و ایستادگی در مقابل گرگ های صهیونیستی و اتخاذ شیوه هایی همچون جنگ نامتقارن، اسرائیل و آمریکا را از حمله به غزه پشیمان کرده است و پیروزی نظامی را برای آنها به یک آرزو و آمال تبدیل نموده است.
اکنون بیش از دو هفته است که از آغاز جنایت گسترده صهیونیست ها در غزه می گذرد و آنها به هیچ یک از اهداف خود از جمله به زانو در آوردن حماس نرسیده اند و حتی از اینکه جلوی پرتاب موشک های دست ساز گردانهای عزالدین قسام به مناطق مسکونی صهیونیستی در سرزمین های اشغالی را بگیرند عاجز مانده اند و موشک باران های حماس در پاسخ به جنایات صهیونیست ها در طول دو هفته اخیر نه تنها کاهش نیافته بلکه هر روز به تعداد و برد آن ها افزوده شده است. از سوی دیگر افکار عمومی جهان هر روز بیشتر از گذشته به عمق جنایات صهیونیست و حامیان امریکایی و اروپایی آن پی می برند و شاید تحت همین فشارهاست که دیک چنی به نیابت از جورج بوش و سایر نومحافظه کاران آمریکایی درصدد پاک کردن صورت مسئله و بی گناه جلوه دادن آمریکا در این جنایات و ناکامی هاست که درحقیقت چیزی جز فرار مقامات آمریکایی به جلو و غوطه ور شدن بیشتر در ناکامی ها و جنایات ضدبشری نیست! جالب اینکه باراک اوباما، رئیس جمهور آینده آمریکا که تا چند روز دیگر سکاندار دیپلماسی و ماشین سیاسی آمریکا را به دست خواهد گرفت پس از دو هفته سکوت ننگین در پاسخ به سوال یک خبرنگار که راجع به جنایات اسرائیلی ها در غزه به ناگزیر لب به سخن گشود می گوید مسئول سیاست خارجی جورج بوش، است و او راجع به آنچه که در غزه اتفاق افتاده و می افتد نمی تواند نظر بدهد! این سکوت دو هفته ای باراک و پاسخ وی گویای این نکته مهم است که سازش کاران عرب دل به تغییر در سیاست های منطقه ای آمریکا نسپارند زیرا که در ارابه جنایت سیاسی آمریکایی در خاورمیانه دگرگونی ایجاد نخواهد شد.