بسماللهالرحمنالرحیم
اظهارنظردربـاره یک پدیده هنـرىبه انـدازه پیچیدگى خـودآن پدیده ، پیچیده وصعب است .ازهمیـن رو،مـااظـهـارنظـر درباره فیلم جنـجـالـى مارمولک راهمواره به«تأخیرانداخته ایم .رونـدواکنشهاىاجتماعىبه » گونه اىاست که عدم اظهارنظردراین خصوص،مخاطب رابا ابهاماتى مواجه مى کندکه ممکن است به سوءتفاهم بینجامد . واقعیت این است که فیلمسازىدرعرصه مقدسات کاربسیارسختى است به ویـژه اگر کسىبازبان طنـز بـه ایـن سـمـت برود .امادرعیـنحـال نبایدوروددراین عرصه ها » ممنوع .«تلقىشود اگروروداجتماعىبه عرصه هاىمقدس به جنبه هاىقدسىآن عرصه خدشه واردکند،به طورطبیعىآن اقدام منفى تلقىمى شود .ازهمینرو به جزهنرمندان و کسانىکه باحرفه فیلمسازىسروکاردارند،اقدام منوچهر محمدىـ تهیه کننـده مـارمولکـ را نپسندیده وبـرآن خرده گرفته اند .نقطـه مشتـرک این منتقدان اجتمـاعـى قـدسـى زدایىازقشـرى است که بـه واسطـه نقش ویژه آنان در معارف حقه جعفرىبا بسیارىازاحکام شریعت همسان گرفته مى شوند .درست یانادرست این به یک مفهوم وباور اجتماعىتبدیل گردیده ولذاباید هنرمند » پاس اعتقادات اجتماعى «رابداند . مارمـولک دزدومتخلفى«است که به طور تـصـادفـىچـنـدجـمـلـه از » دین آموخته وبراى خلاصىازدست مأمـوران زندان دریک فرصت لبـاس یک روحانىکه مثل اوبه دلیل بیـمـارى به بیمـارستان مـراجعه کرده اسـت را مى دزددوفرارمى کند .
اودرمواجهه بـا مـردم برطینت خـود مى تندوپاس لبـاسـى کـه دزدیده نمى دارد،لذادرچند صحنه دردام طمع حرام جنسىمى افتد؛دریکجا جیب جوان راننده اىکه اورا به نقطه اىرسانده مى زند،درجاىدیگرى با کنایه مى گوید :دست روىروحانیت بلند نکنیدبه خصوص اگر بچه دروازه غارباشدوبعد خـودباشدت طرف مقابل رازیرضربـات کتک مى گیرد . درنهایت این فرد ب هبحث درباره پاره اىازاحکام فقهى مى پردازدوبابیانى که خالىازتمـسـخـر نـیـسـت ، وجهـه اىغـیـرعلمىبه مـبـاحـث مـهـم فـقـهـى مى دهد . سوابق تهیه کننده وکارگردان به گونه اىنیست که ما درباره آنان » گمان بد «پیداکنیم ولىدرعین حال نمى توانیم ازکنار هتک حرمت هاىاین فیلم عبورکنیم ..کمال تبریزىیکباردرفیلم » لیلىبامن است «رزمندهاىرا که ناخواسته و تصادفىبه جبهه آمده بود،دستمایه کارطنز قرارداد .درآن نقطه یک » رزمنده نما «رادرمیان هزاران رزمنده حقیقىبه تصویرمى کشید درحـالـى کـه درسـراسرفـیـلـم مـارمـولـک جـزیـک روحانـى کـه خـاسـتـگـاهـى خلافکـارانـه داردومنبـرى که بـرآن خلاف گفته مـى شـودرانشان نمـى دهـد . فیلم مارمولک اقبال اجتماعى مردم محله رابه این روحانى به آن جنبه هاى !غیرروحانیتى که ممنوع است«،ربط مى دهد » اماازآن سو جنجال فراوان درمورد این فیلم ،یک واقعیت دردناک را هم به تصویرمى کشد؛درنظام اسلامى فـیـلـمـى ساخته مى شـود،مجوز مى گیـرد،به اکران درمى آید؛پس ازآن عده اىخـارج ازسیستـم رسمىبـه واکنش هاىتند مى افتند .
بعدهم اتفاق مهمى علیه فیلم نمـى افـتـد، فـیـلـم در فـروش به اوج مى رسد و آوازه آن چنان مى پیچید که هر کس مى خواهد نسخه اى از آن را در اختیار بگیرد ! اگر این فیلم نباید پخش مى شـده چـرا پیش از اکران تصمیم گیـرى نشده است ؟ اگر واجد آنچنان مشکلى نیست که اکران آن ضرر جدى بـرسـانـد، چـرا پـس از اکـران بـا واکنـش هـاى حـاد مـواجـه مـى شـود؟ اگـر واکنش ها پایه اى در حـقـیـقـت دارنـد و بیان کننده اشتـبـاه در تـایـیـد اولیـه باشد، چرا از اکران آن جلوگیرى نمى شود؟ . ..اما واقعیت این است که فیـلـم مـارمولک در خدمت فـرهنـگ عمومى جامعه نسبت به روحانیت نیست و واقعیت این است که حسن نیت محمدى و تبریزى کمکى به پذیرش اقدامى که خالى از وهن نیست نمى کند ...واقعیت این اسـت که روحانیت هم مى تـواند نقد شود و دستمایه یک کار هنرى قرار بگیرد ... ولـى واقـعـیـت مـهـم تـر ایـن اسـت کــه روحـانـیـت در مـاجــراى فـیـلـم مارمولک دو بار هزینه شده است یکبار بر پرده نقره اى سینما و یکبار در عرصه افکار جمعـى ؛ بـعـضـى مـى پـرسند آیا در سال هـاى گـذشـتـه ونیـز امسال فیلم هـاى بـدتـرى که سایـر مقدسـات را زیـرسئوال بـرده ، ساختـه نشـده اسـت ؛ چـرا ضـرورت واکنـش در بـرابر آن دههـا بـار » نـه «ولـى در برابر این یکبار «آرى»؟