عفیف صافیه
اظـهار نـظرهـاى گونـاگونـى که درباره گـفت و گوهاى کـمپ دیوید صورت گرفته است ، زمانى طولانى را مـى طـلـبـد تـا نـاگـفـتـه هـاى آن و پیچیدگى روابط بین ا لمللى برهمگان آشـکار گـردد .رسانـه ها بـا حمـایت شخصى بیل کلینتون ، باراک را نه تنها جـسور، دلـیر، شـجاع و بـخشـنده مـى نامـیـدند، بـلـکه او را سـازنده ، خلاق و مـبتکـر و خیالـپرداز معـرفى مى کردند .به کار بردن چنین الفاظى براى فـردى مانند بـاراک پرسش هاى زیادى را برمى ا نگیخت .آرى ، باراک بــه اقـدامــى فـراتــر از هـمــه سـران دسـت زده بود، اما هـیچ «اسرائـیل » انتخابى در مقابل نداشت .مقامات صهیونیست پیش از او به امور موقت مـطـرح شــده در مـرحـلـه انــتـقـالـى پرداختنـد، حال آنکه گفت وگـوهاى کـمپ دیـوید مـوضوع حـل و فصـل نهایى را مطرح ساخت ، هر چند هم که این کار بسیار دیر اتفاق افتاد .آیا واقعاً باراک پیشنهاد سخاوتمندانه اى ارایه داد؟ با نگـاهـى بـه تـاریـخ طـولانـى چپـاول اموال فلسطیـنـیـان ، اخـراج آنان و فشـارى که بر آنان وارد شـد، درمى یابیم کـه بـاراک نـه تنها لایـق «سـخـاوتمـنـد » مـوصـوف شدن بـه نبود، بلکه این صفت در حقـیـقـت براى تحقیر وى به کار گرفته شد .آیا او 95درصـد از زمین هـا را واگـذار کرد؟ کل زمین هاى کرانه باختـرى و نــوار غــزه و بـیــت الــمــقــدس از 22درصد کشور فلسـطـیـن تجـاوز نمى کند .به همین علـت تـوصی این پیشنهاد به پیشنهاد سخاوتمندانه هم حتى اگر صد درصد این زمین ها را شامل مى شد، نادرست بود .آیا بـاراک واقـعـاً 95درصـد از هـمـیـن زمیـن هـا را به فلسطـیـنـیـان داد؟ در اینجا باید به اظهـارات رابرت مالـى از مسئولان سابـق دولت آمریکا که در مذاکـرات کمپ دیویـد حـضـور داشت ، تـوجه کنـیـم .وى معتـقـد است که پیشنهاد فقط شامل اعطاى 91 درصد از کرانه باخترى ، نوار غزه و قدس به فلسطینیان بود (نیویورک 19 دى مـاه 1380 )،حـال آنـکــه باراک خـواهان حفـظ 15 درصـد از یهـودا و سامـره (کرانهباخـتـرى )در دست صهیـونیست ها و نیـز حـفـظ مناطقى جهت حمایـت از امـنـیـت دشت اردن بـود (نیویـورک5 خرداد .(1381 این اختلافات را مى توان ناشى از تفاوت پیشنهادهاى باراک دانست که به سـبـب هـرج و مـرج و بـرنامـه ریـزى بـد مـذاکـرات مطـرح گردید .
چند ماه پس از مذاکرات کمپ دیوید، در تابا نیز طرف صهیونیست پیشنهاد داد کـه 5 درصد به پیشنهاد اصـلـى مى افـزاید .ایـن مـسـألـه را مى تـوان دلیـلـى بـر درستى مـوضـع عرفات در مخالفت با تـوافق کمـپ دیـویــد ارزیــابــى کــرد، امــا چــرا مذاکرات تابا به شکست انجامیـد؟ اولین دلیـل ایـن امـر هـم اقـدامـات احمقانه باراک بود .او با درخواست برگزارى انتخابات پیش از موعد در مسیر فروپاشى کابینه ائتلافـى گـام برداشت .نظرسنجى ها در آن زمان نـشـان مـى داد کـه او از وضـعـیــت منـاسـبـى بـرخـوردار نیـسـت و کـار بدانجا رسید که الیاکیم روبنشتاین ، مشاور حقوقى کابینه اعلام کـرد که تیـم اسـرائیلى حاضـر در گـفـت و گوهاى سازش نماینده قانونى کابینه نیست .سبب دیگـرى که به انـدازه مسأله اول اهمیت داشت این بود که در اردوگاه باراک دو جناح بودند که درباره راه هاى پیروزى در انتخابات با یکدیگر اختلاف نـظـر داشتنـد؛ یکى خـواستار نـرم تر شدن مـوضع مذاکره کننده صهیونیست در گفت و گوها بود تا آنکه به توافق صلح با فلسطینیان دست یافته شود تا به این ترتیب حمایت حامیان صهیونیست صلح و فلسطینیان ساکـن مـنـاطـق اشـغـالـى 48پـایـدار بـمـانــد .در مقابل ، جناح دیگر ـ از جمله خود بـاراک ـ بر این بـاور بـود که ایـن دو جـریـان در هـر حــالــت از بــاراک حمایت خـواهند کـرد، لذا بهتـر آن است که موضعى تندتر گـرفته شـود تا محافل میانه و رأى دهندگان متردد که کم کم بـه موضع شارون تمایـل پیدا کرده بودند، نیز از موضع باراک حمایت کنند .در این میـان جـنـاح بـاراک پیروز شـد و مـذاکـرات تابـا بـدون دستیابى به نتـیـجـه اى پـایـان یافت و مسائل دیگـر را هم که همه مى دانند (حزبلیکود در انتخابات پیروز شد ) در سال 1361 گـروه حقیقـت یاب در رژیم صهیونیستى اعلام کرد کـه شـارون بـراى به دسـت گـرفـتـن پـسـت و مــقــام رسـمـى در رژیــم صهیونیستى صلاحیت ندارد، اما نه تنها او امروز در زندان نیست که در رأس کابینه رژیم صهـیـونیستى نـیـز قرار گرفته و از حمایت گستـرده اى در محافل صهیونیستى نیز برخوردار است .
او هم اکنون ریاست ائتلاف احــزاب راســتـــگـــرا و تــنـــدرو و سـازمـان هـاى شـهـرک نـشـیـنـان و اصولگرایان صهیونیست و یهودى را نیز بـه دسـت گـرفته اسـت کـه وجه مشتـرک همه آنها تأکـیـد بـر راهبـرد ضمیمه کـردن زمین هاى بیش تـر و کوچاندن فلسطینى ها اسـت .اگـر کابینه ائتلافى کـنـونى از هم بپاشـد شارون این توانایـى را دارد که کابینه ائتلافى جدیدى تشکیل دهد .حتى اگر مجبور به استعـفـا شـود باز هم جانـشـیـن احتمـالـى وى نتانـیـاهـو خـواهد بـود که همـان راه شـارون را ادامه خواهد داد .با توجه به همه این نکات ، فلسطیـنـى هـا نـه تـنـهـا در اراضى اشغالى 1346 که در داخل سـرزمین هاى اشـغـالـى 47 نیـز بـه عنوان یک تهدید انفجار جمعیتى و بمب ساعتى و ستون پنجم ، نامیده مـى شـونـد .یـکـى از کـارشنـاسـان صهیونیست که در کنگره اخیر حزب لیکود در هرتزلیا سخن مى گفت بى محابا بـر اجـرا شدن » طرح اجبـارى کنترل نسل «یا به عبـارتى واضح تـر عقیم کردن جمعى فلسطینیان تأکید کرد . اما آنچه که فرهنگ سیاسى حاکم بر » اسـرائیـل «را بهـتر نمـایش مـى دهد مــصـاحــبــه اى اسـت کــه روزنــامـه صهیونیستى هاآرتص با بینى موریس از مورخـان صهیونـیست در سال 1382 انجـام داد .موریـس در این مـصاحـبه دوگانگى شخصیت خود را که تا حدود زیادى معجـونى از موریس شهرونـد و مــوریـس مــورخ بــود، بـه نــمـایــش گذاشـت .او مفـصلاً تـوضیح داد کـه پژوهـش هاى وى در یک دهـه گذشـته تأکیـدى است بر آنچه وى در تـألیفات سابق خود به آنهـا اشاره کرده است .به گفـته مـوریس ، او بـا بررسـى اسنادى رسـمـى که اخـیـراً از بـایـگانـى مـدارک محرمـانه صهیونـیست ها خارج شـده ، دریافته اسـت که کشتارهاى زیادى در حق فلسـطینیان صورت گـرفته است . علاوه بر آن 12 مورد تجاوز به عن نیز در ایـن اسـناد ثـبـت شـده است .وى اعتراف کرد که این مورد اخیر فقط » قله کـوه یخ «اسـت ، زیـرا آداب و رسـوم و سنـت هاى جـامعـه فلسـطیـن ایجاب مى کـند کـه موضـوعاتـى از این دسـت مسکوت و مکـتوم بماند .
او همچنیـن تأکید کرد که یگان هاى هاگانا نیز همانند نیـروهاى آراگون به فـرماندهـى مناخیـم بـگـیـن دسـتـوراتـى دربـاره کـوچـانـدن روستاییان و تخریب روستاها دریافت کرده بودند .این مورخ یهودى مى گوید کـه همـه ایـنهـا نـشان مـى دهـد که ایـن فعالیت ها بـه هیچ قانون اخلاقى پایبند نبوده است .موریس در توجیه این کار مدعى مى شود که » در تاریخ شرایطى به وجود مـى آ ید کـه عملـیات پـاک سازى نژادى را تـوجیـه مى کنـد «و » نمى تـوان بدون شکستن تخم مرغ ، نیمرو درست کرد .«بـه ادعاى موریس مـسائلى ایـن چنین »حتماً «باید به وقوع مى پیوست تا امیدى به آینده » اسرائیل «باقى مى ماند . مـا آنـچــه را بـیـنـى مـوریــس مــى گــویــد از مــدت هــا پــیــش مى دانسـتیم ، اما بـعد حیرت آور ایـن مـوضوع زمـانـى بـرجـستـه تـر مى شود که مورخ به یک شـهروند عادى بدل مى شود، زیرا موریس شـهرونـد یـک شکـایت اصـلـى را مطرح مـى کند و آن این است کـه چرا مسـأله فلسطیـنى ها در همان سال 1327 پایان داده نشـد؟ !او مـى گویـد :بـن گوریـون در سـال 1327 یـک خـطــاى تـاریـخـى و خطرناک مرتکب شد .او در اثناى نبرد تردید کرد و در نهایت نیز از آن دست کـشید، زیـرا در همان سال همه ساکنان این سرزمین را اخراج نکرد و جمعیت انبوهى را در کرانه بــاخـتــرى و غـزه و در زیــر نــظـر حکومت » اسرائیل «به جـا نهاد که هــر آن احـــتــمــال انــفـــجــار آن مى رفت !«او در ادامـه مى گوید : اگر بن گوریون به جاى عمـلیاتى » جزئى به کوچاندن همه فلسطینیان دســـت مــى زد، ثـــبــات دولـــت بـراى نسـل ها تضـمیـن «اسرائـیل » .«مى شد اما شارون اکنون تلاش مى کند آنچـه را که بن گوریـون آغاز کـرد به پایان برساند .او این کار را از طریق تسریع روند ساخت دیـوار در کرانه باخترى رود اردن انجام مى دهد .او تلاش مى کند همه کسانـى را که در خارج از دیوار و نیز بسیارى از آنانى را که در داخل دیـوار اسیر هستنـد، به مهـاجـرت وادار کند .من هـم بـا نظر باروخ کیمرلینگ از پژوهشگران اسـرائیـلـى کـه مى گـویـد، شـارون تلاش مى کند احتمال تشکیل رژیم سیاسى بـراى فلسطینیان را به صفـر برساند، موافقم .بنابر آنچه در پیش بدان اشاره شد، روشن مى شود کـه این فلسطینیان هستند که شـریـکـى براى صلح نمى یابند .