رضا ذاکر
آخرین استـراتـژى جبهه فروپاشیـده دوم خـرداد «اصلاحات مرد، زنده باد اصلاحات » است کـه در مـاه هـاى پـایـانـى سـال 82ارایه گـردیـد .ایـن عـبـارت پارادوکسیکال ، برگردانى از گفته معـروف دربار پادشاهان فرانسه با عنوان » شاه مرد، زنده باد شاه «است که حجاریان به صورت استعاره اى مى خواست نتیجه بگیرد راهکارهاى سابق جبهه اصلاح طلبان با شکست مواجه گردیده و براى حفظ بقاء و تداوم حیات حزبى ، چاره اى جز اتخاذ استراتژى دیگرى نخواهد بود . با اعلام نتـایـج انـتـخـابـات دومیـن دوره شـوراهاى اسلامى و هـمـچـنـیـن شکل گیرى ترکیب جدید مجلس هفتم ، جبهه اصلاحات دریافت که بدون رصد مطالبات مردم و تزریق نیازهاى کاذب به جامعه ، دیگر نمى تـوان مدام از طرف مردم سخن گفت چرا که نتایج این دو انتخاب ، بازتاب علنى شکاف بین مردم و نیروهاى اصلاح طلبى بود که بخشى از حاکمیت را در دست داشتند . عوض کردن میدان مبارزه و ورود به لایه هاى مدنى جهت پشتوانه سازى ، آخرین راهکاریى است که توسط استراتژیست هاى این جبهه همچون حجاریان ، حسن بشیریه ، بهزاد نبوى ، تاج زاده و علوى تبار مطرح گردید .
بنابراین سه روز پس از روشن شدن نتایج انتخابات مجلس هفتم ، حجـاریـان در گـفـت وگو با خبرگزارى ایلنا، در تبیین این خط مشى جدید گفت ::» محوریت اصلاحات از حوزه قدرت به جامعه مدنى انتقـال خـواهد یافت «و این بدان معنـاسـت که در سال هاى گذشته ، اعـضـاى ارشد این جبهه با حـضـور در قـدرت و در راستـاى هدف » فتح سنگر به سنگر «از ارتباط با حامیان ، سمپات ها و بدنه مردمى غافل شده و در بـرهه هاى حسـاس چـون رد لایحه مطـبـوعات و تحصن نمایـنـدگـان نتوانسته اند در بسیج توده ها علیه رقیب به موفقیتى دست یابند . بدون شک این جبهه براى انجام برخى عملیات هاى انتحـارى نیازمند پیاده نظام هایى است که در سال هاى گذشته نتوانستند آن را از درون دانشگاه ها و یا از میان سمپات هاى حزبى و فرومایگان اجتماعى تأمین نمایند، بنابراین در رویکرد جدید به ناچار باید سـراغ توده هایى بروند که در این سال ها هیچ حـرکتى جهت تأمین مطالبات واقعى آنها توسط نیروهاى اصلاح طلب انجام نگرفته است . به همین منظور، ماهنامه » آفتاب «که در نقش تـئـورى پرداز و ارگان نظرى جبهه مشارکت و طیفى از نیروهاى ملى ـ مذهبى ظاهر شده ، در آخرین شماره خود با درج مطلبى تحت عنوان » اپوزیسیون مدنى ، جنبش اصلاح طلبانه ملت ایران «راهکـارهایى را جهت برپایـى حـرکات پوپـولیستى و استمـداد از ظـرفیـت اپوزیسیون مدنى در قالب برپایى گردهمایى ، تحصن ، تظاهرات ، اعتصاب و سایر اشکال مقاومت و نافرمانى مدنى جهت نیل به هدف و خواسته هاى حزب ارایه نمود و از ضرورت شکل گیرى کمیته هاى حزبى در محلات و جذب مردم و به ویژه جوانان در این کمیته ها سخن گفت و در تکمیل این خط مشى جدید، حجاریان در مـصـاحـبـه بـا روزنامـه شـرق در 28 اردیبهشت گـفـت :مـا هـمـه نیروهایمان را به مجلس و دولت بردیم و کسى براى سازماندهى مردم باقى نماند .
ما در هوا مشغول کارزار بودیم درحالى که رقیب در جبهه ز مینى مشغول پیشروى بود .اگر یک میلیـون نفر جلوى بیمـارستان سینا و 3.5 میلیـون نفر در روبروى مجلس و زمان تحصن نمایندگان جمع مى شدند، دیگر کـارى از دست نیروى رقیب بر نمى آمد .«شواهد بسیارى وجود دارد که نشان مى دهد اصلاح طلبان به شدت در حسرت پایگاه اجتماعى بسرمى برند . بنابر این طبیعى است که در جهت بازسازى افکار عمومى و زدودن بحران هژمونى از ساختار جبهه اصلاحات ، اصلاح طلبان به مطالبات مردم نزدیک تر شوند که مانع اصلى فـراروى آنها رو شدن دست آنها طى این سال هاسـت ، راه حل آن و پشت سرگذاشتن این مانع نه گسترش NGO هایى مثل انجمن دفاع از آزادى بیان ، انجمن دفاع از آزادى مطبوعات ، انجمن حمایت از زندانیان سیاسى و دیگر انجمن ها و گروه هایى است که متربى ساختارشکنانه داشته و نه بازگشت به دانشگاه ها و سردادن شعارهاى خالى از ظرفیت گذشته و نه ورود به فاز نافرمانى مدنى بلکه تـنـهـا راه برون رفت از این مخمصه آن است کـه بـه مـردم بقبـولاننـد اصلاح طلبان واقعاً اصلاح شده اند و مردم هم به این باور برسند . یقینـاً براى به سرانجام رسیدن چنین تعامـلـى زمان طولانى لازم است .آیـا اصلاح طلبان چنین موضوعى را قبول دارند و اگر قبول دارند براى به ثمر رسیدن آن حاضرند چقدر صبر وتحمل کنند؟