صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۳  ، 
کد خبر : ۷۱۲۴۲

چرا اعراب سکوت کردند؟


بصیرت: موضوع فلسطین از آغاز موضوعی عربی – اسراییلی و عمده نبردها در این زمینه میان اعراب و اسراییل بوده است. اما با گذشت زمان و فاصله افتادن میان منافع حکام عربی و جوامع عربی به مفهوم توده های عرب ، کم کم وجود اسراییل که نامشروع تلقی می شد پذیرفته شد و امروز شرایط سیاسی حاکم بر روابط اعراب و اسراییل به گونه ایی است که حملات اخیر اسراییل به غزه را نتیجه ملاقات سری لیونی وزیر خارجه اسراییل ، سلیمان ریس اطلاعات مصر و محمود عباس می دانند.
جنایات اسراییل در غزه در طول بیست و دو روز گذشته که 1135 شهید و 5500 زخمی را به دنبال داشت با کمترین واکنش اعراب مواحه شد این در حالی است که افکار عمومی جهان و در بسیاری موارد دولت مردان کشورهای مختلف شرق و غرب و حتی یهودیان مقیم در اروپا به انحائ مختلف این جنایات را محکوم کردند. در یک مورد مایکل هارت گیتاریست آمریکایی در پایداری مردم غزه و محکومیت جنایات اسراییل این چنین می سراید :
زنان وکودکان شب های پی در پی کشته می شوند وجان می سپارند
در حالی که رهبران واهی در سرزمین های دور دست
به بحث درباره تعیین مقصران جنگ نشسته اند،
اما سخنان ناتوان آنان سودبخش نیست ،
هنگای که بمب ها همچون باران اسیدی فرو می بارند
چرایی سکوت جهان عرب در قالب معادلات سیاسی منطقه ایی و منافع دولتمردان تصمیم گیرنده قابل ارزیابی است. (البته دیروز به دنبال اعتراضات جهانی برخی رهبران آنها درکنفرانس دوهه بالاخره گرد هم آمدند و پادشاه عریستان نیز ابتکار کنفرانس ریاض متشکل از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را به دست گرفت .)با این حال بحث ما این است که چرا دول عربی که از آنها انتظار بیشیری می رود حتی از محکومیت زبانی جنایات اسراییل در غزه خودداری کردند ؟
برای بررسی دقیق تر این موضوع نیاز مند نگاه به گذشته نه چندان دور روایط اعراب و اسراییل هستیم. کشورهای عربی و در رأس آنها سوریه و مصر به طور رسمی ۴ بار در سالهای ۱۹۴۸ ، ۱۹۵۶ ، ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ با اسرائیل وارد جنگ شدند و جز در یک مورد که موفقیت جزئی داشتند در بقیه موارد شکست خوردند.
در سال ۱۹۴۸ قیومیت بریتانیا بر فلسطین در روز ۱۴ مه پایان یافت و در همان روز کشور اسرائیل رسما اعلام موجودیت کرد. درست فردای آن روز، ارتش های کشورهای عربی و گروه زیادی از چریکهای داوطلب عرب به محدوده کشور تاره تاسیس اسرائیل از چند جبهه حمله بردند و جنگ استقلال اسرائیل از ماه مه ۱۹۴۸ تا ژوئیه ۱۹۴۹ به طول انجامید که نهایتا به شکست اعراب منتهی شد
پس از روی کار آمدن جمال عبدالناصر و اعلام ملی شدن کانال سوئز و بستن آن توسط دولت مصر در سال ۱۹۵۶ میلادی، کشور اسرائیل که مدعی بود حق عبور بی ضرر آن به آبهای آزاد خدشه دار شده، برای باز گشایی کانال سوئز اقدام نمود و با همکاری انگلیس و فرانسه برای دست یابی مجدد به کانال سوئز یک طرح مشترک را به اجرا در آوردنند.
مجمع عمومی سازمان ملل ضمن اینکه این تهاجم یه جانبه به مصر را محکوم کرد و خواهان آتش بس فوری شد، اما انگلیس و فرانسه آن را وتو کردند. این جنگ سرانجام با دخالت آمریکا و شوروی در چارچوب توافق دو ابر قدرت خاتمه یافت و کانال سوئز پس از تخلیه اشغال گران ملی اعلام گردید.
در سال ۱۹۶۷ میلادی ارتش اسرائیل در پی تحریکات کشورهای عربی، طی ۶ روز صحرای سینا، کرانه باختری رود اردن، نوار غزه، ارتفاعات جولان و شهر قنیطره را به اشغال در آورد و تمام اورشلیم را مسلط گردید. در پایان اراضی تحت اداره اسرائیل به بیش از ۳ برابر افزایش پیدا کرد.
با این جنگ حدود ۱ میلیون نفر دیگر از اعراب مناطق اشغالی آواره شدند و کشور اسرائیل با تسلط بر بلندی‌های جولان سوریه به ۵۵ کیلومتری دمشق نزدیک شد.
قطعنامه ۲۴۲ شورای امنیت در پایان جنگ اسرائیل را ملزم به تخلیه سرزمین‌های اشغالی کرد، اما این قطعنامه تاکنون به مرحله اجرا درنیامد
کشور‌های عربی پس از شکست های پیاپی و خدشه دار شدن غرور ملی آنها توسط ارتش اسرائیل، در یک تبانی مخفیانه تصمیم به جبران شکست های قبلی گرفتند و در یک عملیات غافلگیرانه در سال ۱۹۷۳ اقدام به حمله به استحکامات خط بارلو واقع در جنب کانال سوئز و ارتفاعات جولان حمله کرده و موفق شدند بخشهای قابل توجهی از مناطق ۱۹۶۷ را پس بگیرند.
اما اسرائیل پس از شوک حمله غافلگیرانه توانست نتیجه جنگ را در هفته سوم به نفع خود تغییر دهد و آمریکا و شوروی در چارچوب توافق ها و بر اساس منافع خود به کشورهای عرب فشار آوردند تا آتش بس را بپذیرد؛ بر اساس قراردادهای منعقده این جنگ در نهایت آزاد سازی شهر قنیطره و بخشی از سرزمین های جولان و بخشهای از صحرای سینا را بدنبال داشت.
جنگ اسرائیل و لبنان، در لبنان معروف به جنگ ژوئیه و در اسرائیل معروف به جنگ دوم لبنان نام مجموعه درگیری‌هایی است که از تاریخ ۱۲ ژوئیه سال ۲۰۰۶ بین ارتش اسرائیل و حزب‌الله لبنان به وقوع پیوست و دامنه آن شمال اسرائیل و سراسر لبنان را دربرگرفت و با قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل در تاریخ ۱۴ آگوست ۲۰۰۶ پایان یافت، به طوری که مرزی در این جنگ تغییر نکرد، و درباره پیروزی در این جنگ هم اختلاف نظرهایی بوجود آمد به طوری که یا هرکدام خود را پیروز می‌خوانند یا دیگری را شکست خورده معرفی می‌کنند.
ششمین جنگ نیز که به جنگ 33 روزه موسوم است در ژوئیه 2006 روی داد. این جنگ که میان حزب الله لبنان و اسراییل و به مدت 33 روز اتفاق افتاد با شکست اسراییل به اتمام رسید.
برسی تاریخ فوق نشان می دهد که موضوع فلسطین از آغاز موضوعی عربی – اسراییلی و عمده نبردها در این زمینه میان اعراب و اسراییل بوده است. اما با گذشت زمان و فاصله افتادن میان منافع حکام عربی و جوامع عربی به مفهوم توده های عرب ، کم کم وجود اسراییل که نامشروع تلقی می شد پذیرفته شد و امروز شرایط سیاسی حاکم بر روابط اعراب و اسراییل به گونه ایی است که حملات اخیر اسراییل به غزه را نتیجه ملاقات سری لیونی وزیر خارجه اسراییل ، سلیمان ریس اطلاعات مصر و محمود عباس ریس تشکیلات حاکم بر نواره غزه برای دستیابی به اهداف مشخص می دانند. بر این اساس سلیمان با همکاری با اسراییل در سرکوب حماس به جای جمال مبارک ریس جمهور مصر می شود . با تضعیف و از بین رفتن حماس ، محمود عباس بر غزه مسالط می شود و اسراییل نیز از شر مقاومت خلاص می گردد . بدیهی است گذشته همراه با شکست و چنین توافقات محرمانه ایی که تنها تامین کننده منافع حکمرانان عربی است سبب شده است تا آنها دیگر میل چندانی به جنگ با اسراییل نداشته باشند.اما کوتاهی در محکومیت زبانی جنایات اسراییل را باید در درماندگی و استیصال اعراب دانست که حدود ده سال پیش ، نزار قبانی شاعر فقید و مشهور سوری در قصیده ایی به نام "متی یعلنون وفاة العرب"؟ (مرگ جهان عرب را کی اعلام خواهند کرد؟) این وضعیت را آورده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات