بصیرت: از زمان پیروزى حزب الله در جنگ اسرائیل علیه لبنان در تابستان سال ۲۰۰۶ تاکنون سیاست مشترک سه کشور مصر، عربستان و اردن این بوده که مانع روند رو به رشد قدرت بازیگران غیر دولتى که البته منظورشان حزب الله و حماس بود، در خاورمیانه شوند. بنابراین وقتى تهاجم ارتش اسرائیل علیه مردم غزه شروع شد، این سه کشور همان سیاست تابستان ۲۰۰۶ را پى گرفتند، یعنى با تقبیح و نفى حماس در برابر حمله به غزه سکوت کردند. وقتى دامنه جنایات اسرائیل از حد گذشت، برخى از این کشورها (همانند اردن) براى این که در لیست سیاه قرار نگیرد به انتقاد لفظى از «بى اندازه بودن» کشتارها توسط صهیونیست ها روى آوردند.
اما در این بین موضع مصر حکایت دیگرى دارد. در ۲۵ دسامبر یعنى ۲ روز قبل از حمله اسرائیل به غزه، تزیپى لیونى، وزیر امور خارجه اسرائیل به قاهره رفت و در ملاقات با حسنى مبارک با وى طرح حمله به غزه را در میان گذاشت. مذاکرات مبارک و لیونى هرچه بود نتیجه آن سکوت قاهره در برابر حمله سریع و براندازانه علیه حماس بود. گفته مى شود در آن جلسه لیونى وعده آماده کردن مسیر براى بازگشت محمود عباس و مردانش به غزه و یکسره کردن سرنوشت دولت هنیه را ظرف ۳ روز داده بود.
جنگ شروع شد، در نخستین روز بیش از ۲۵۰ غیر نظامى کشته شدند. گذرگاه رفح على رغم درخواست هاى مردم سراسر جهان و برخى دولت ها بسته ماند. اندک اندک انگشت اتهام ها مصر را نشانه گرفت، سوم ژانویه ۶ روز پس از شروع جنگ نیویورک تایمز در گزارشى از خشم عمومى علیه متحدان امریکا در دنیاى عرب خبر داد. این روزنامه از اختلاف در صف اعراب و رویارو قرار گرفتن برخى از آنها با مصر نیز پرده برداشت. همزمان با این گزارش، مبارک که تا آن زمان سکوت اختیار کرده بود، قفل سکوت را شکست و با ارائه توضیحاتى درباره موقعیت مصر در جنگ به توجیه روابط اش با تل آویو پرداخت. او مدعى شد که طبق توافقنامه سال ۲۰۰۵ مصر تنها تحت شرایطى که در آن توافقنامه یاد شده بود، مى تواند گذرگاه رفح را باز کند. در همین حال محافل قاهره از تصمیم بخش امنیتى دولت مصر براى برخورد با منتقدان جنگ و تظاهرات به نفع حماس خبر دادند.
غزه موقعیت مبارک را در کشورش بسیار متزلزل تر از قبل ساخت. 29 دسامبر ۲ روز پس از شروع جنگ ۶ هزار دانشجو اغلب در قاهره به وضعیت غزه معترض شدند. یک روز پس از آن ناگهان هزاران معترض از گوشه و کنار مصر به پا خواستند و شروع به حمایت هاى خیابانى از مردم غزه کردند. اخوان المسلمین و جنبش الکفایه دو جنبش پرچمدار مبارزه در مصر که از تابستان ۲۰۰۶ تاکنون با یکدیگر همکارى مى کنند و همکارى خود براى بسیج عمومى مصرى ها به نفع غزه را سرعت بخشیدند هرچه از جنگ غزه گذشت فشارهاى سیاسى بر مبارک شدیدتر شد مردم مصر دولت خود را سهیم در جنایات علیه مردم غزه مى دانند. تجمع هاى اعتراض آمیز در مصر در حمایت از غزه تاکنون چندین بار به خشونت کشیده شده است. یکى از بازى هاى روزگار این است که ۹ روز پیش یعنى ۹ ژانویه محمد انورسادات، نوه رئیس جمهور سابق مصر که تبدیل به سخنگوى معترضان شده است، با جبهه گیرى علیه مبارک در سخنانى گفت: جوانان مصر کاملاً در راه خود مصمم هستند و با جدیت از دولت مصر مى خواهند صادرات گاز خود را به اسرائیل قطع کند، اما دولت به این اخطار توجهى نکرد و همچنان گذرگاه رفح را بسته نگه داشت و صادرات گاز خود به اسرائیل را که طبق توافقنامه اى از سال ۲۰۰۵ تاکنون ادامه دارد، قطع نکرد اما در سومین هفته جنگ مبارک متوجه شد موقعیت او کاملاً آسیب پذیر شده است بنابراین چاره اى ندید جز آن که به ارائه طرحى براى آتش بس هرچند که یک سویه و بیشتر به نفع تل آویو بود، روى آورد.
در حال حاضر براى او تنها بازگشت به موقعیت ۲۳ روز قبل خود، مهم است. بویژه که حالا مى بیند دولت هایى توانستند خلأ حضور سعودى ها و مصرى ها را پر کنند. در جهان عرب نشان مى دهد این نقش را قطر از ریاض و قاهره سلب کرده است. کشورى که بهار امسال نیز هنگامى که منازعات داخلى لبنان به خشونت کشیده شد، نقش میانجى را بازى کرد و با برگزارى نشستى عربى با حضور سران احزاب داخلى لبنان و سران کشورهاى عربى و اروپایى باعث ایجاد فضاى آشتى و تفاهم در لبنان شد. قطر حالا در جنگ غزه هم از مصر پیشى گرفت و با برگزارى نشست دوحه و به یارى الجزیره نشان داد مى تواند حریفى قدر براى مصر و مبارک باشد. مبارکى که شاید در چند روز آینده حتى دیگر نقش اش در بین اعراب برایش بى اهمیت شود و فقط به کنترل وضعیت متلاطم داخلى کشورش بیندیشد.