صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۵  ، 
کد خبر : ۷۱۳۱۷
در پانزدهمین پاسداشت آفتاب صبح صادق بررسى کرد:

میراث مغفول امام


رضا داورى
در اوج نسل کشى مسلمانـان بـوسنى در شبه جزیـره بالکان ، روزنامه آمریکایـى در گـفـت وگـویـى بـا «نـیـویـورک تـایـمـز»، یکى از سه تـئـورى «فرانسیس فـوکویاما» پـرداز برجستـه نـظـام لـیـبـرال ـ دموکـراسـى غـرب، نظـر وى را درباره جنبـش بـیـدارى دنیاى اسلام جویا شد .فوکویاما در پاسخ گفت:«با مرگ آیت الله خمینى، بسیارى از تحلیلگران غربى دچار نوعى ساده لوحى و خـوش بینى مـفـرط گـردیدند امـا چـنـدى نگذشت که این خوش بینى هـا رنگ باخت و غرب خود را درگیر »ایسم« جدیدى به نام دیـد، ایـسـمـى کـه تـمـامـى «خـمـیـنـیـزم «بنیان هاى فکرى و منافع غرب را به چالـش جدى کشـیـده است .«و در تکمـیـل ایـن تحلیـل » فـرد هالیدى «از اساتیـد بـرجستـه علوم سیاسى آمریکا گفـت ::» غـرب هرگز نخواهد گذاشت خمینیزم در دنیاى امـروز پیروز شود.»
* امام یک استثناء در نظریه و عمل
بـه راستـى چـرا در زمانه اى کـه عـمـر ماندگار نظریه ها و مکاتب به یک دهـه وفا نظریه بازى » به نظریه پردازى » نمى دهد و تغییـر مـاهـیـت و چـهـره داده است ، امـام خمینى (ره(به عنوان یک استثناء در نظریـه و عمل ظهور مى کنـد و در بـرهه اى که بـه عصر ظهـور و افـول » ایسم ها نامـگـذارى شده ، مکتبـى را پایه گـذارى مى کند که بـه جــاى افــول ، روزبـه روز شــکــوفــاتــر و شاداب تر در مسیر تعالى گام مى نهد و نوید خاموشى آخرین ایسم هاى جعلى و وارونه را مى دهد؟
نیم نگاهى گذرا به انقلاب هاى بزرگ سده هـاى اخـیـر هـمـچـون انقـلاب کـبـیـر فرانسه ، انقـلاب اکـتـبـر روسیه ، انـقـلاب الجزایر و ...گواه عمق و عظمت انقلابى است که خمینى کبیر آن را بنیان نهاد امروز از انـقــلاب روسـیـه جـز خـاطــرات تـلــخ دیکـتـاتـورى سیاه استـالـیـن و اعـدام هـا و تبعیـدهـاى وى، چیـزى بر صفحـه اذهـان نمانده است ، استالینى کـه از آن انـقـلاب بزرگ تنها لباس نیم تنـه اى را حفظ کرد که تا آخر عمر آن را به عنوان لباس فـرم پوشید و پس از مرگ وى توسط اعقابش از تن وى به درآمد و به بـوته فراموشى سپـرده شد .از انقلاب عبـرت آموز الـجـزایر نیز چیـزى بـه ارمغان نمانده است و انقلابى که از مساجد و مدارس دینى سر برآورد، پس از پیروزى حتى یک روز هم حکـومت دینى را تجربـه نـکـرد و بـالاخـره انـقـلاب فـرانـسـه کـه بـا آرمان هاى » ولتر «و » ژان ژاپلوسه «آغاز شد امـا بـا دیـکـتـاتـورى نـاپـلـئـون بـنـاپـارت و کشورگشایى هاى وى ادامه یافت و با اعدام انقلابـیـون و جانشینى بوربـن هـا و سـپـس کمونیست ها به بیراهه کشیده شد .
* رمز مانایى انقلاب امام خمینى (ره)
رمز مانایـى و پـویـایـى انـقـلاب امـام خمینى (ره)را باید در ماهیت اندیشه هـاى جاوید حـضـرت امـام (ره)جستجـو کـرد، اندیشه هایى که امروزه به عنوان یک مکتب سیاسـى جـدیـد قـد عـلـم کـرده و تعـریـف جـدیـدى از قـدرت را در جهـان امـروز بـه نمایش گذارده است .
الوین تافلر در اثر مشـهـورش » تغییـر ماهـیـت قـدرت «مى گویـد ::» اکـنـون یـک ساخـتـار قـدرت اساسـاً متـفـاوت در حـال شکل گیرى است و رخنه اى در قـدرت نوع کهن بـه وجـود آمده و انقلابى در مـاهـیـت قدرت و جابجایى در قـدرت و بلکه تغییـر «.در ماهیت قدرت به وجود آمده است هنر امام (ره)،به چالش کشیدن نظام هـژمونیک مبـتـنـى بـر سـلـطـه قـدرت هـاى استکبارى بود .
امــام (ره)دنـیــاى غـرب را از مــوضــع غلـتاند و «واکنش گرى » به ورطه «کنشگـرى » در کانون مبارزه ، فرهنگ کثرت گراى غرب را به مـبارزه طـلبـید .امـام (ره)با اندیـشه ا ى کـه مرزهـاى جغرافـیایى را در نـوردیده بود، دایـره تعارض بین اسلام و دنیاى مادى را نه ملى و منطقه ا ى ، بلکه بین ا لمللى دانست و فرمود : اکنون ملت هاى جهان بیدار شده ا ند و طولى »نـخواهـد کشـید کـه این بـیدارى هـا به قـیـام و نهـضت و انقـلاب انجامیـده و خود را تحـت «.سلطه ستمگران مستکبر نجات خواهند داد
* قیام با دست هاى خالى
مـیـشـل فـوکـو، در رسـالـه » قـیـام بـا دست هاى خالى «، در تشـریـح عـظـمـت انقلاب اسـلامـى ایـران نـوشـتـه اســت ::» ایــن انقـلاب ، مـدرن تـریـن شـکـل قـیــام در طــول تاریخ تـا امـروز بـوده و اولـیـن انـقـلاب پـسـت مـدرن و اولیـن شـورش بــزرگ بـشــرى عـلـیــه ســـــکـــــولاریــــــزم و سـرمـایــه دارى اسـت . نـقـطــه کــانــونـى ایــن انــقــلاب آن بـــود کــه آیـت الله خـمـیـنـى (ره) انقلاب کرد، در حالـى کـه غــرب را بـه کـلــى نـادیـده گــرفـت و ایــن کـارى اسـت کـه هـیــچ کس نمـى تـواند در این دوره انجام دهد.»
امام (ره)با تاکتیکى به جنگ غرب رفت که با همان تاکتیک ، غرب سال ها فرمانروایى بر جهان را تجربه کرده بود .غرب سال ها با روحیه ا ى استعمارى و نگرشى امپریالیستى ، یــونــیـورســالــیــســم (جــهـانگــرایــى )و کاسموپولیتیسم (جهانوطنى )را در دستور کار خود قرار داده بود و با هدف حذف هرگونه مرز، مـعیـار و مقـیاس غیـر غربـى ، در پى شکستن مرزها براساس اهداف و منافع خود بـود .اما امـام (ره)با ارایـه مـکتـبى جـدید و منبعث از ارزش هاى جهانشمول اسلامى ، تومار اندیـشه هاى پوزیتیوستـى و آمپریستى غرب را درهم پیچید .
شاید بـرخى تحلیلگـران ، ایستادگـى امام (ره)در برابر غرب به خصوص آمریکـا را صرفاً حرکتى سیاسى و در جهت مقابله با اسـتـیـلاى غـرب بـر جـوامع اسـلامـى و منطقه اى تلقى نمایند .اما به واقع مبارزه اى که امام (ره)با جهان غـرب و بـه خصوص ایالات متحده آمریکا به عنوان نماد و سمبل آن آغاز کرد، صرفاً یک مبارزه سیاسى نبود، بلکه مبارزه اى همه جانبه بـود که اقتصاد، فرهنگ ، سیاست ، عـلـم و هـنـر را نیز در برمى گرفت .
* مکتب سیاسى امام (ره)،نیاز بشر امروز
به تعبیـر رهبر معظم انقلاب ، » هـنـر بزرگ امام خمینـى (قـدسسـره )ارایه یـک اندیشه و مکتب سیاسى نـو بـود که هویت حقیـقـى امـام خـمـیـنـى (ره)و جـمـهـورى اسلامى ایران ، مبتنى بر این تفکر و اندیشه سیاسى است .اظـهـار ارادت به امـام (ره) بـدون اعتـقـاد بـه ایـن مـکـتـب سـیـاسـى ، بى مفهـوم است .امام بزرگوار، این تفکـر را در طول سال ها تبیین نمود و با استقامت در راه آن ، تمام مصائب را به جان خریـد . این تفـکـر در واقع همان مکتـب سـیـاسـى اسلام است که امام خمینى (ره)از آن تعبیر بـه اسـلام نـاب مـحـمـدى (ص)کـردنـد . مکتب سیاسى امام (ره)نیاز اصلى بشریت است .زیـرا تمامـى مـصـائـب ، رنج هـا و گرفتارى هاى کنونى بشر، محصول مکتب لیبـرال دموکـراسى است که دنیـاى غـرب ، ادعاى تکامـل یـافـتـه بـودن این مکـتـب را داشت .امروز مهمتـریـن وظیفه ، انتـقـال سالم مکتب سیاسى امام (ره( به نسل هاى آینده است.»
در این میان و از آنجا که رهبر معظـم انقلاب ، مهمتریـن وظیفه امـروز را انتقال سالم این مکتب سیاسى به نسل هاى آینده دانسته اند، باید نکات کلیدى و اساسى این اندیشه را با استمداد از بیانات بنیانگذار این مکتب استخراج نماییم ، اندیشه هاى نابى چون دفاع از جامعیت اسلام ، اصل ولایت فقیـه ، سـیـاسـت نـه شـرقى و نـه غـربـى ، عدالت طلبى ، حمـایـت از مستضعفـان ، ظلم ستیـزى و استکبار سـتـیـزى و وحدت جهان اسلام .
* امام (ره)حقیقت همیشه زنده تاریخ
در انـدیـشــه ســیــاســى امــام (ره(، حاکمیـت قـانـون اساسى بـا نـظـارت فقـیـه جامـع الـشـرایـط و نـظـام دار بـودن احـکـام اسـلامــى ، جـایـگـاه ویــژه اى را بـه خــود اختصاص داده است .در این مکتـب ، از «امام » رابطه بین حاکم و مردم به رابطه بین و » امت «تعبیر مى شود .هنر امام (ره)این بـود کـه بـا بـنـانـهـادن چـارچـوب و اصـول مستحکم و مستقل براى انقلاب اسلامى ، مانع از استحاله هویت آن گردید .حکومت مطلـوب امـام (ره)،استمـرار خط امـامـت است و تشکیل حکـومت یک مأموریـت و تکلی الهى است .
اگـر زمـانـى افـلاطـون در تـب وتـاب حاکمانى صالح و مـقـتـدر مـى سـوخـت و مى‌گفـت ::» بـا قـانـون و اجبـار و نـظـارت نمـى تـوان بـه حکـومت ایـده آل بـراى اداره دست یافت ، بلکه حاکمان خود باید «آتن » از فضیلت بهـره اى داشته باشند تا بـتـوانند پاسـدار فـضـایـل و کـرامت هـاى انـسـانـى باشند .«امام ایـن آرزوى چندهزار ساله را تحقق بخشید و الگویى جاوید از چـگـونه زیستن و چگونه بردل میلیون ها انسان حکم راندن را بـه رخ تمامى مدعیان و حـاکـمـان جهان امروز کشاند .
آرى ، امام خـمینـى (ره)یک حقـیقـت همیشه زنده تاریخ است و انـقلاب اسلامى ایـران در هیـچ کجـاى جهـان بدون نـام امام خمینى (ره)شناخـته نمى شود .امام (ره)در عصر ظلمت ها و در کوران بحران هاى غرب ظـهور کـرد تـا بـه » رنه گـنـون «هـا،» ویلـیـام جمیز «ها و » اریک فروم «ها ظهور یک منجى جهانى را بشارت دهد .چرا که خـود فرمود :به «انـسان غـربى » تنـها مـقصدمـان تحول » است .اگـر این مـهـم را «انـسان اسـلامـى »انجام دهیم ، مطمـئن باشید که هیچ کس و هیچ قدرتى نمى تواند به ما ضربه بزند.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات