مهدی خانی
انسجام سیاسی ملت ایران در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، گروههای مخالف نظام را دچار تناقص آشکار کرد. گروههای مارکسیستی در مورد رفتار سیاسی با نظام اسلامی اختلاف و گسستی فراوان داشتند. از همین روی جنگ مردمی گنبد و شورش جنوب بلافاصله پس از استقرار حکومت سیاسی اسلام در ایران (1358) آغاز شد. اندکی بعد، گروههای دیگری در کردستان و دیگر استان های کشور سر برآورده و اقدامات تروریستی را بطور گسترده در کشور انجام دادند. این گونه اقدامات نیزنتوانست آنها را از بن بست سیاسی خارج کند.چاره را در این دیدند که، جنگ چریکی شهری و ترور را کنار گذاشته و به جنگ مسلحانه از روستا و جنگل به سوی شهر روی آوردند. استراتژی استقرار در جنگل مطرح شد. این استراتژی را می توان آخرین حلقه استراتژی جنگ در جنگل دانست (حلقه های پیشین جنگ در جنگل های گرگان ، لاهیجان ، هشت پر توالش ، نور ، بابل ، قائم شهر و دیگر شهرهای سه استان شمالی کشور گیلان ، مازندران و گلستان بود).
جنگل های آمل و دو سه محله از محله های آمل نیز زمینه را برای پذیرش آنان فراهم کرد. پس از حدود 7 ماه فعالیت سیاسی (توجیه سیاسی حرکت مسلحانه) و فعالیت نظامی (آموزش نظامی در جنگل و چگونگی حمله به شهر آمل)، آنها با بهره گیری از تئوری مائو از طریق رودخانه هراز وارد شهر شدند. قله تا با اشغال خیابان ها، کوچه ها و خانه های شهر آمل بتوانند بار دیگر در ایران ، انقلابی بوجود آورد با این استدلال که حکومت ایران نه تنها اقتداری ندارد ، بلکه از یک سوی درگیر جنگ با عراق است ، از سوی دیگر جنگ داخلی در کردستان بوقوع پیوسته و اگر جبهه ای دیگر در شمال کشور باز شود، بدون مقاومت شهر آمل را تصرف کرده و سپس بقیه شهرهای استان مازندران را فتح خواهند کرد.
جالب است که تئوری جنگ مردمی مائو که در اوایل قرن بیستم درکشور بزرگ چین اتفاق افتاد و منشأ بسیاری از حرکت های استقلال طلبانه در کشورهای جهان گردید. ولی این تئوری در واقعه آمل به چالش کشیده شد. و در اواخر این قرن با طلوع بسیج مردمی ایران به رهبری امام خمینی (ره) غروب کرد
نتایج تحقیق در باره واقعه آمل و مقاومت بی نظیر مردم آن نشان می دهد، دو عامل مهم فرهنگی و اجتماعی سهم بسیار زیادی در دفاع شهری مردم آمل داشته است. تحلیل رگرسیون بیانگر این مطلب است که بین عوامل اجتماعی و دفاع شهری 46درصد و بین عوامل فرهنگی و دفاع شهری 35درصد همبستگی وجود دارد و یافته دیگری که در این ارتباط قابل مطالعه است اینکه همبستگی طوایف در بسیج توده های مردم نقش دارد و رابطه معنی داری بین این متغیر و مسئله دفاع شهری وجوددارد .
در واقعه آمل انسجام و یکپارچگی بین نیروهای مسلح ( واحدهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بسیج مستضعفین ، کمیته انقلاب اسلامی، دادگاه انقلاب اسلامی، شهربانی جمهوری اسلامی و ژاندارمری جمهوری اسلامی) بطور کامل وجود داشت. با اینکه طوایف مختلف شهرآمل در رقابت های نا سالم سیاسی و اجتماعی بسر می بردند ولی در حادثه ششم بهمن نه تنها به رقابت سالم تبدیل شد. بلکه مسئله طوایف بطور موقت ماهیت خود را از دست داد.هسته های مقاومت شهری، روستایی و مناطق جنگلی نیز در سریع ترین زمان به صورت منسجم خود را به مرکز درگیری رساندند. این انسجام تشکیلاتی و سازمانی شاید در هیچ برهه ای از دوران بسیج اتفاق نیفتاده است. انسجام محلی نه تنها در بین نظامیان وبسیجیان با شدت بیشتری دیده می شد. انسجام بین مردم نیز که از محله های گوناگون و طایفه های پراکنده و از شهر و روستا جمع شده بودند با وحدت کامل ایستادگی نمودند. مسئله حائز اهمیت این است که همبستگی بین گروههای سه گانه نظامیان ، بسیجیان و مردم نیز در حد اعلاء وجود داشت و این همان رمز ماندگاری واقعه ششم بهمن سال 1360 می باشد.