سجاد نوروزی
بیانات رهبر حکیم انقلاب در جمع دانشجویان دانشگاه علم و صنعت در باب ماهیت سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی ، جدای از آنکه به نوعی ترسیم راهبردهای بنیادین در این عرصه بود، ماهیت عقیدتی و مکتبی سیاست خارجی نظام را نیز تئوریزه و عیان می کرد. ایشان، نفی ها و اثبات های سیاست خارجی نظام را اینچنین برشمردند؛« نفی استعمار، نفی سلطه پذیری ، نفی تحقیر ملت ها از جانب قدرت های سیاسی دنیا، نفی وابستگی سیاسی، نفی نفوذ و دخالت قدرت های مسلط و نفی سکولاریسم اخلاقی و اباحی گری.» در حیطه اثبات ها نیز ایشان به اثبات هویت ملی و ایرانی ارزش های اسلامی، دفاع از مظلومان جهان و تلاش برای فتح قله های علم و دانش اشاره کردند.
با مروری بر این فرمایشات، مشاهده می شود که بین اثبات و نفی های سیاست خارجی نظام یک رابطه دیالکتیکی و به هم پیوسته وجود دارد. در واقع اثبات های سیاست خارجی ایران ، به نفی هایی منجر می شود که در کلام رهبری حکیم انقلاب به آنها اشاره شده است. در واقع ایشان فراتر از ترسیم راهبردهایی عملی، تئوری و ایدئولوژی حاکم بر سیاست خارجی کشور را برشمردند که در نهایت می توان از آن به عنوان یک« سیاست خارجی مکتبی» یاد کرد که در آن محاسبه سنجی های مرسوم و لحاظ سود و ضررهای مادی که امروز در عرصه سیاست بین الملل دیده می شود، مطلقا راهی برای ورود ندارد. ایشان در عرصه نفی ها به نفی سکولاریسم و اباحی گری نیز اشاره داشتند که در حقیقت یک ارجاع هویتی به همین سیاست خارجی مکتبی بود. یک سیاست خارجی دین گرا و اسلامی، هرگز تابعی از معادلات پر از جور و ستم نظام منحط بین الملل نمی شود که در آن استانداردهای دوگانه تروریسم و حقوق بشر نمادهایی عیان محسوب می شود. در حیطه اثبات ها نیز گزاره «دفاع از مظلومان جهان» در حقیقت مقیاس اسلام گرا بودن و معیارحقوق بشری مخصوص به ایران نیز محسوب می شود و تاکید بر اینکه معیار نقض حقوق بشر ظلم به ستم دیدگان و مستضعفین است، بر همین اساس ، می توان الگویی از سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به دست داد که متضمن پذیرش مفاهیم بنیادین تعلیمات اسلامی باشد و بسان گوهری قدسی در جهان مادی امروز بدرخشد.
در این خصوص حجت الاسلام محسن غرویان از اساتید حوزه علمیه قم با واکاوی مبانی عقیدتی و فقهی این رویکرد به صبح صادق می گوید:« آیات مختلفی در قرآن کریم وجود دارد که موید رویکردهای اسلامی در مواجهه با مسائل خاص درجهان معاصر است. قرآن می فرماید:« عزت از آن خدا و رسول خدا و برای مومنین است.» معنای عزت این است که انسان مومن به خدا و مسلمان نباید زیر سلطه احدی غیر از سلطه الهی باشد. این امر نشأت گرفته از مبانی کلامی و فقهی ما است. همچنین قاعده نفی سبیل به تعبیرفقهی که برگرفته از آیه کریمه:« لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا» است، نیز همین امر را تائید می کند. سبیل در اینجا به معنای راه سلطه است، یعنی خداوند برای کفار نسبت به مسلمین راه سلطه ای نگذاشته است و این حرف «لن» در ابتدای «لن یجعل» دلالت بر نفی ابدی می کند و می گوید ابدا راهی برای سلطه کفار بر مسلمین وجود ندارد. این آیه در بسیاری از ابواب مختلف فقهی مستند است و دلیل قرار می گیرد و از مبانی ای است که تحت نام«نفی سبیل» می تواند، مبنای نفی سلطه غیرمسلمان بر مسلمان باشد.»
غرویان می افزاید:« آیات دیگری هم داریم که می گوید شما (مومنین) نباید غیرمسلمان ها را راز دار خود بدانید و آنها را محرم اسرار خود بشمارید. این اصل هم موید «نفی سلطه» است که براساس مبانی کلامی و فقهی ما قابل بررسی است.»
غرویان در پاسخ به این سوال که «دفاع از مستضعفین که تصریح قرآن نیز هست، اکنون وجه اصلی سیاست خارجی ایران است، با این وصف و با مدنظر قرار دادن این امر چگونه می توان ماهیت سیاست خارجی یک حکومت اسلامی را تبیین کرد.» نیز چنین بحث کرد:« ما در سیاست خارجی خود باید به قاعده «اهم و مهم» توجه کنیم. مهمترین چیزی که برای ما وجود دارد، حفظ ارزش های الهی و عدالت و جایگاه و ارزش کرامت انسانی در سطح جهان است. این ارزش ها هم که من از آن به عنوان ارزش های انسانی تعبیر می کنم، از آن حیث که مورد تائید خداوند و شریعت آسمانی است، مهم است. بنابراین اگر ما از مستضعفین دنیا حمایت می کنیم و سیاست خارجی خودمان را حمایت از مستضعفین قرار می دهیم، از آن جهت است که ما ارزش های الهی برایمان مهم است و سود و زیان مادی و اقتصادی برای ما در مرتبه ثانوی است. ارزش های اخلاقی و انسانی مانند عدالت و کرامت، دفاع از مظلوم در رأس همه امور است. اما در این باب احتیاج به یک مدیریتی درعرصه سیاست خارجی داریم که ضربه مهلک اقتصادی و سیاسی به اصل نظام وارد نشود که بر اثر آن به طور کلی دچار تضعیف قدرت شویم و نتوانیم آن قدم های اولیه را برای دفاع از ارزش های دینی و معنوی با صلابت برداریم. این امر احتیاج به یک تدبیر و مدیریت دارد که باید لحاظ شود.»
برنامهای برای همه شئون
ایدئولوژی اسلامی به عنوان مکتبی که کلیت شئون زیستی و اجتماعی جامعه را تحت پوشش قرار می دهد، طبعا در حیطه تعاملات بین المللی نیز واجد همین اصل است. سیاست خارجی مکتبی از این حیث، تابعی از کلیت ایدئولوژی اسلامی است و طبعا مولفه های اندیشه ای این ایدئولوژی است که مقوم عناصر ایجابی آن محسوب می شود. در این باب دکتر الهام امین زاده، عضو کمیسیون سیاست خارجی مجلس هفتم به صبح صادق چنین می گوید:« اسلام به عنوان مکتبی که در کلیه ابعاد زندگی اجتماعی و سیاسی و فردی برنامه و قانون دارد، به هر حال فقط یک سیستم حقوقی نیست که صرفا در زمینه حقوق فردی و داخلی تعریف شود. در سیره ائمه و پیامبر اکرم درخصوص مسائل کشورهای اسلام داریم که همیشه روابط شان با سایر ممالک مبتنی بر یک سری اصول خاص بوده است. این اصول هم به این وجه نیست که تنافر یا تناقضی با اصولی که در سایر نقاط جهان به عنوان دستاوردهای عقلانی برقرار است داشته باشد، مثلا اصل وفای به عهد که در قرآن کریم هم به آن اشاره شده است، اصلی اسلامی است که هم در روابط فردی و هم روابط اجتماعی و هم در انعقاد قراردادهای بین المللی محل تأثیر است. پس این امر را که جزء اعتقادات ما و اصول مصرحه در کتاب دینی ما هست، را باید رعایت کنیم.»
دکتر امین زاده می افزاید:« در زمینه سیاست خارجی ، به طور مشخص می توان به این آیه اشاره کرد که می فرماید نه ظلم کنید و نه ظلم را بپذیرید ؛ امروز این امر شالوده سیاست خارجی ما و برخی از کشورهای جهان است. این اصل اگر مورد رعایت کلیه کشورها قرار گیرد، خیلی از مسائل بغرنج بین المللی حل می شود. اما بحث این است که آیا ما در چنین جهانی می توانیم صرفا با اصول خودمان زندگی کنیم؟ مسلم این است که این اصول ، مبنا و ریشه نقلی و عقلی دارد و عقلانیت هم موید آن است و در هر جامعه متمدنی که این اصول معرفی می شود با طیب خاطر پذیرفته می شود. پس از آنجایی که در شرع هر چه حکم می شود عقل هم به آن حکم می دهد؛ ما نه هراسی و نه اصراری داریم که این اصول ایدئولوژیک را از سیاست خارجی خود جدا کنیم.»
دکتر امین زاده در پاسخ به این پرسش که با توجه به ماهیت ایدئولوژیک سیاست خارجی ایران نحوه تعامل با نهادهای بین المللی چگونه باید باشد و چگونه می توان اثبات هویت اسلامی و ملی در سیاست خارجی را که مورد تاکید رهبر حکیم انقلاب است، تحقق بخشید، چنین گفت:« ما وقتی که درخصوص سیاست خارجی سخن می گوییم یک ابزار اجرایی دارد که نهادی است که متولی روابط رسمی و فرمان کشور است، اما این امر نیز حائز اهمیت است که این نهاد باید در ابعاد غیررسمی و ابعاد غیر سیاسی و علمی و فرهنگی با دیگر نهادها تعامل داشته باشد، چرا که صرفا این بار به دوش وزارت خارجه نیست و نهادهای فرهنگی ای مانند سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد و سازمان تبلیغات، مجلس شورای اسلامی نیز در این باب نقش مهمی را بر ذمه دارند. من هنگامی که در مجلس بودم، می دیدم که تعامل بین نمایندگان ملت ها تا چه حد تعیین کننده و مهم است و حتی تاثیر این تعامل از فعالیت های دستگاه های اجرایی هم بیشتر است و از این طریق خیلی از ایده ها بسط می یافت. متاسفانه امروز از این پتانسیل ها به اندازه کافی استفاده نمی شود. افرادی که در هر یک از این نهادها مشغول هستند باید دارای تخصص های مربوطه باشند و علاقه مند باشند که در آن حیطه فرهنگی به فعالیت بپردازند. در این باب نهادهای غیردولتی هم می توانند بسیار فعال باشند که تا اکنون ما به این امر نائل نشده ایم.»
دیپلماسی شاه سلطان حسینی و ...
سخنان مقام معظم رهبری البته از حیطه دیگری نیز می تواند محل تحلیل قرار گیرد. در مقاطعی از تاریخ پس از انقلاب و به طور مشخص برخی می کوشیدند، ماهیت ایدئولوژیک سیاست خارجی را کمرنگ سازند و از این امر سخن به میان آورند که در جهان معاصر باید از طریق سود و زیان و محاسبه ضرر و نفع مادی به مواجهه با مسائل بین المللی پرداخت، این نگرش، البته ایدئولوگ هایی را هم داشت و آنها می کوشیدند این امر را تئوریزه کنند که سیاست خارجی به تبع نظم پراگماتیک جهان معاصر امروز نباید تابع اصولی مدون و از پیش تعیین شده باشد. نتیجه مقطعی این سخن، آن بود که مستحیل شدن در هر روند غیر مکتبی و ظالمانه ای در جهان معاصر، نمی تواند تخطی و عدول از معیار محسوب شود، بلکه اساسا نوعی پذیرش واقعیت ها و وضع موجود است!
در این باب، این تئوریسین ها سعی می کردند، واقعیت سیاسی جهان معاصر را عاری از سیطره هر نوع ایدئولوژی خاص معرفی کنند، در حالی که این امر واضح و عیان بود که هر کشوری امروز براساس یک سوگیری ایدئولوژیک که در لفافه های خاص غیر ایدئولوژیک جلوه داده می شود، به سامان دادن به سیاست خارجی خود می پردازد، به طور مثال، آیا امروز حمایت آمریکا از رژیم سفاک اسرائیل ، یک حمایت غیرعقیدتی است یا عطف به ماهیت ستمگرانه هر دو کشور و استحاله سنت های قدسی مسیحی و یهودی به یک مسیر ماتریال است که صورت می گیرد؟
دکتر مهدی کوچک زاده در این باب و درخصوص مولفه های سیاست خارجی یک کشور انقلابی و اسلامی به صبح صادق می گوید:« ویژگی و نکته اثباتی که در سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی وجود دارد، نگاه مکتبی داشتن به پدیده ها در عرصه بین المللی است و در حقیقت یکی از راهکارهایی که به صورت حساب شده برای مقابله با این ویژگی طراحی شده نگاه سودمدارانه و مادی و با اندکی تسامح نگاه صرفا ملی به معنای تفکیک میان جامعه و امت اسلامی است. با این حربه برخی در پی کمرنگ کردن ویژگی و جنبه اثباتی نظام جمهوری اسلامی برآمده اند. اکنون فی المثل در عرصه مقاومت و مبارزه ملت فلسطین صرف نظر از اینکه از دیدگاه اسلامی ما موظف به حمایت از این مجاهدت هستیم، این قضیه یک قضیه ای است که دقیقا با منافع ملی ما در هم تنیده شده است. یعنی کسانی که نگاه ملی دارند و دید محدود خود را عرضه می کنند باید توجه داشته باشند که مقاومت چه در جنوب لبنان و چه در فلسطین با توجه به فلسفه ای که صهیونیسم بر پایه آن بنیان نهاده شده است و خوی توسعه طلبانه ای که در پروتکل «از نیل تا فرات» نمود یافته، مقابله با او توسط هر کسی صورت گیرد، منافع ملی ما و همه دنیای اسلام را تامین می کند. این امر اما متاسفانه توسط برخی کوشش می شود که کمرنگ شود تا عمدتا به این شعار اسلامی که پیامبر می فرماید:« اگر مرد مسلمانی صدای یاللمسلمین مسلمانان را بشنود و به یاری آنها نشتابد، مسلمان نیست» بی توجهی خاصی سامان یابد. این نگاه در حقیقت تفکیک کننده و خط تمایز میان نظام انقلابی جمهوری اسلامی با نگرش کسانی است که دید ملی گرایانه به قضیه دارند.»
کوچک زاده می افزاید:« حضرت امام عبارتی با این مضمون دارند که اگر اسلام را از دست شما بگیرند، ملیتی هم باقی نخواهد گذاشت. یعنی هویت ملت ایران و آنچه که او را از در حقیقت از نظامات شاهنشاهی که در آن ملت ها برده محسوب می شدند، نجات داد و به آقایی رساند، تفکر و بینش اسلامی بوده است. پس در قضایای بین المللی هم باید به این بینش ملتزم باشیم. حضرت امام (ره) در باب قضیه قدس می فرمایند، مسئله قدس مسئله یک کشور و یک ملت نیست، مسئله اسلام است. ملت ما هم مسلمان است و هویت ملی ما با اسلام عجین شده است و این طور نیست که ایرانیت قابل تفکیک از اسلامیت باشد. در همین باب اگر ما تلاش را سامان دهیم که مسائل را از زاویه امر و نهی اسلامی تحلیل کنیم، در یک محیط بازتر و فراتری در حقیقت منافع ملی خود را تامین کرده ایم. ما اگر نگاه اسلامی نداشته باشیم، این خودش عاملی می شود برای تفکیک میان ملت ایران و ملل اسلامی. این امر بزنگاهی است که در تاریخ ما دیدیم در قضیه دولت عثمانی هم استفاده شد و آن حکومت گسترده را به حکومت های کوچک تفکیک کردند تا بتوانند، سلطه وحکومت خود را اعمال کنند. نگاه اسلامی تک تک ملت های مسلمان به مسائل در عرصه داخلی و بین المللی در نهایت موجب برآورده شدن منافع ملی آنان در شئون مختلف خواهد شد.»
امت واحده اسلامی و الزامات آن
نگاه مکتبی در عرصه سیاست خارجی، اصلی ترین وجهش، بسط امت واحده اسلامی است که تجلی آیه شریفه «واعتصموا به حبل الله جمیعا و لاتفرقوا» محسوب می شود. از این حیث با اندکی مداقه و تامل در بیانات رهبر حکیم انقلاب می توان دریافت که نفی ها و اثبات هایی که ایشان برشمردند، در نهایت به بسط امت واحده اسلامی می انجامد، هنگامی که نفی سلطه پذیری با اثبات هویت ایرانی و اسلامی و دفاع از مستضعفان پیوند بخورد، آنگاه هویت جهانی ای شکل خواهد گرفت که زیربنای عقیدتی امت واحده اسلامی محسوب می شود آنگاه دیگر شهروندی فقط در چارچوب یک دولت - ملت خاص معنا نمی یابد. هر کس که مسلمان است و ایدئولوژی اسلامی چراغ راه او محسوب می شود، باید پرچم «لااله الاالله ، محمدا رسول الله» را به اهتزاز درآورد و جهاد و انقلاب را علیه مستکبران و مستبدان سامان دهد تاجهان اسلام و مسلمانان شوکت و شکوه تمدن اسلامی را دوباره اعاده کنند.تمدنی که آفاق معنوی اش عدالت و آزادی انسانی و حقیقی را نضج خواهد داد. در جهانی که امروز آزادی ، به قامت تزویر نمود یافته و عدالت صرفا در کلام خلاصه می شود، اگر تک تک نخبگان و علما و روشنفکران متعهد به وظیفه اسلامی خویش عمل کنند، آفاق معنوی تمدن اسلامی، گستره ای فراخ خواهد یافت تا «امت واحده اسلامی» رخ عیان کند.