دکتر محمدجعفر طالبپور
اول:
در سالهای 2003 -1999 آمریکا با در اختیار گرفتن 34 درصد از کل فروش اسلحه در جهان، بزرگترین صادرکننده سلاح در دنیا بوده است. جالب این جا است که در همین سالها 74/16 درصد از کل خرید سلاح های متعارف جهان مربوط به کشورهای حوزه خاورمیانه بوده که 40 درصد آنها از طریق آمریکا تامین می شده است. اشتیاق شدید این کشورها به خرید انواع و اقسام سلاح های جنگی تا بدانجا است که در حال حاضر، کشور امارات متحده عربی با وسعت جغرافیایی و جمعیت نسبتا کم خود، آنقدر اسلحه خریده که برای نگهداری و دپوی این حجم عظیم تسلیحات، با کمبود شدید فضا و مکان مواجه است.
واقعیت این است که آمریکا در منطقه خاورمیانه، بازار پر رونق و پرسودی برای فروش جدیدترین و در عین حال گرانترین تولیدات کارخانه های بزرگ اسلحه سازی خود، دست و پا کرده است و در این منطقه ژئوپولیتیکی حساس، تنها ایران است که در سال های پس از انقلاب خرید مستقیم سلاح از آمریکا نداشته و ندارد وگرنه تقریبا تمام کشورهای این منطقه ، به انباری از تجهیزات نظامی آمریکایی تبدیل شده اند.
در ورای عقد قراردادهای سنگین تسلیحاتی، آمریکا تلاش می کند:
1- به هر نحو ممکن از تولید اسلحه در این کشورها و تقویت صنایع دفاعی و بومی شدن تکنولوژی اسلحه سازی و بالطبع خودکفایی آنها، جدا جلوگیری نماید.
2- نحوه واگذاری و عرضه تسلیحات به گونه ای باشد که کشورهای خریدار، در تمام مراحل نگهداری، تعمیر و بهره برداری از آنها، شدیدا به کارشناسان آمریکایی وابسته باشند.
3- با عرضه تدریجی و قطره چکانی تکنولوژی پیشرفته خود در تولید سلاح های جدید، هم تسلیحات قدیمی خود را به کشورهای خریدار قالب نماید و هم اشتیاق و رغبت آنها را در خرید تسلیحات جدید حفظ کند.
4- اگر چه آمریکا با تأسیس و راه اندازی پایگاه های نظامی در کشورهای مختلف به دنبال اهداف برتری جویانه خود است، لیکن آموزش سلاح های جدید فروخته شده به کشورهای منطقه و پشتیبانی فنی و تکنولوژیک آنها بهانه خوب و علی الظاهر مستدل و معقولی است. برای توجیه اینگونه اقدامات، آمریکا به خصوص برگزاری انواع و اقسام رزمایش های مشترک با کشورهای منطقه که نه تنها از جنبه های امنیتی برای منطقه به صلاح نبوده و بهانه ای برای حضور دائمی و نامشروع بیگانگان در منطقه می باشد، هزینه های هنگفتی را نیز بر کشورهایی که در این مانور سهیم هستند، تحمیل می نماید.
دوم:
خاورمیانه از جهات مختلفی خاص و بی نظیر است. اما بد نیست بدانیم که از بعد اختلافات مرزی هم کم نظیر است. تعارضات مرزی عربستان با قطر، قطر با امارات، عربستان با یمن، ایران با عراق با کویت، ایران با امارات، افغانستان با پاکستان ، عراق با ترکیه ، سوریه با رژیم صهیونیستی با لبنان، اردن با رژیم صهیونیستی، مصر با رژیم صهیونیستی، رژیم صهیونیستی و ... نمونه هایی از این اختلافات است. ضمن این که چندین جنگ بزرگ اخیر که در سطح وسیع و گسترده ای رخ داده است، در همین منطقه خاورمیانه بوده است. جنگ رژیم صهیونیستی و اعراب ، جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران ، حمله عراق به کویت، حمله آمریکا به افغانستان ، جنگ نفت و حمله آمریکا به عراق پس از اشغال کویت توسط رژیم بعث ، اشغال نظامی عراق و افغانستان و ... نمونه هایی است از خروار. تازه تمام اینها، سوای اختلافات درونی و کشمکش های داخلی کشورهای منطقه است که همگی ابعاد نظامی داشته و دارند. برای مثال می توان به فتنه طالبان در افغانستان، اختلافات حکومت عربستان با مخالفین و معارضین و شبه نظامیان داخلی، درگیری های دولت نظامی پاکستان با گروه های سیاسی و نظامی مخالف، درگیری های متعدد قبیله ای در کشورهای منطقه، مشکلات دولت یمن با ساکنین نواحی جنوبی این کشور و ... اشاره نمود. جالب اینجا است که چه در تعارضات مرزی و اختلافات بین دول و چه در اختلافات سیاسی، فرقه ای، مذهبی و ... داخلی کشورها همواره آمریکا آتش بیار معرکه بوده و به این مشکلات دامن زده است. موضوع فلسطین و مبارزه و جهاد فرسایشی مبارزان فلسطینی و جهادگران مقاومت اسلامی لبنان با مهاجمان و اشغالگران صهیونیستی و حمایت و پشتیبانی همه جانبه آمریکا از رژیم نامشروع و غیرقانونی صهیونیستی نیز، خود داستان دیگری است.
خلاصه وضعیت کنونی خاورمیانه از دیدگاه نظامی و امنیتی، بگونه ای است که اولا،مصرف تسلیحات و مهمات در این منطقه بسیار بالا است، ثانیا، تعارضات گسترده و گاه رو به گسترش درونی و بیرونی کشورهای منطقه، آنها را به خرید و انبار تسلیحات مدرن تر و کارآمدتر وادار و ترغیب می نماید. این همان چیزی است که هم مطلوب آمریکا است و هم هدف کاخ سفید.
سوم:
فتنه دیگر آمریکا در راه انداختن بازار تسلیحاتی در خاورمیانه عبارت است از القای ناامنی و ایجاد فضای رعب و تردید در منطقه! نمی توان انکار کرد که آمریکا همواره بر طبل ناامنی کوبیده است. خطر گسترش کمونیسم، طالبان و بنیادگرایی متحجرانه اسلامی، دیکتاتوری صدام و رژیم بعث، فتنه القاعده ، تروریسم، نقض حقوق بشر، فقدان دموکراسی و ... ترفندهای آمریکا در این راستا بوده است. اینک هم با راه انداختن جنگ روانی و بزرگنمایی توان نظامی ایران بویژه متهم نمودن ایران به تلاش در دستیابی به سلاح غیرمتعارف و بمب اتمی، می کوشد با ایجاد دلهره در کشورهای منطقه هم جای پای خود را برای حضور طولانی در منطقه محکم تر نماید و هم بازار فروش تسلیحات آمریکایی در منطقه را پر رونق نگاه دارد و این دامی است که متاسفانه حاکمان و دولتمردان منطقه خواسته و یا ناخواسته در آن گرفتار آمده و با هدف ظاهری و بی پایه و اساس تامین امنیت داخلی و حفظ تمامیت ارضی خود، جو منطقه را همچنان ناامن تر و پیچیده تر می نمایند.