بصیرت: امروز آخرین روز ریاست جمهوری بوش کوچک و فردا سه شنبه اول بهمن روز تحویل زمامداری آمریکا به « باراک اوباما » رئیس جمهور جدید این کشور است.
شعار « تغییر » که « اوباما » باتوسل به آن به مسند ریاست جمهوری دست یافت افراد زیادی را در داخل و خارج آمریکا فریب داد تا آنجا که شخص اول اجرائی جمهوری اسلامی ایران برخلاف رویه 30 سال گذشته برای وی پیام تبریک فرستاد و البته با بی اعتنائی او مواجه شد. این شعار هر چند در تاریخ انتخابات آمریکا بی سابقه نیست اما اینبار به دلیل سیاهی بیش از حد پرونده بوش کوچک و حزب جمهوریخواه جاذبه خاصی برای افکار عمومی آمریکا و بسیاری از مردم جهان داشت و به همین دلیل هنوز هم این سئوال در محافل سیاسی جهان مطرح است که آیا رئیس جمهور جدید آمریکا تغییری در سیاست های این کشور ایجاد خواهد کرد یا خیر
اوباما تاکنون دو مرحله از زندگی کاری مرتبط با ریاست جمهوری خود را پشت سر گذاشته و از فردا مرحله سوم آنرا آغاز خواهد کرد.
مرحله اول دوران تبلیغات انتخاباتی بود که در آن همراه با تکرار شعار « تغییر » همواره بر بسیاری از سیاست های ثابت دولت های آمریکا تاکید کرد. مشخصا دو نمونه از این سیاست ها را درباره مساله فلسطین و چگونگی تعامل با جمهوری اسلامی ایران می توان نام برد. وی بارها بر ادامه حمایت از رژیم اشغالگر قدس تاکید کرد کما اینکه جمهوری اسلامی ایران را به تروریسم و عاملی برای تهدید امنیت آمریکا و جهان متهم ساخت و درباره فعالیت هسته ای ایران نیز همان مطالبی را به زبان آورد که بوش و دارودسته جنگ افروز وی همواره گفته اند.
مرحله دوم فاصله میان انتخابات ریاست جمهوری تا دردست گرفتن رسمی زمامداری است . در این مرحله جنگ غزه رخ داد که صحنه بی رحمانه ترین جنایات صهیونیست ها علیه مردم فلسطین بود. اوباما نه تنها نسبت به آنهمه جنایت علیه زنان و کودکان و حتی تجاوز به مدارس و بیمارستان ها و مراکز وابسته به سازمان ملل و سایر مجامع جهانی کوچکترین عکس العملی نشان نداد بلکه در نهایت بی تفاوتی به استراحت و تفریح و بازی گلف ادامه داد و درباره مشکلاتی که در زمینه انتخاب سگ برای دخترش دارد که البته به نظر وی از انتخاب وزیر بازرگانی آمریکا مشکل تر است سخن گفت و دیگر هیچ !
درباره ایران هم بار دیگر اتهامات گذشته را تکرار کرد و اینبار قدری صریح تر سخن از مقابله با خطری که به زعم او از ناحیه ایران متوجه امنیت آمریکا و جهان است سخن گفت . موضوع فعالیت هسته ای ایران نیز در منطق اوباما همچون سلف او یک کابوس است که او خود را موظف به مقابله با آن میداند.
هرچند مرحله سوم که مرحله مواجه شدن با واقعیت های عملی است می تواند چرخشی در سیاست های هر مسئول اجرائی پدید آورد لکن باتوجه به اینکه اداره امور آمریکا تابع بنیادهای ثابت و مشخصی است که تغییر روسای جمهور و دست به دست شدن قدرت توسط احزاب نمی تواند تاثیر چندانی در آن داشته باشد طبعا نباید انتظار داشت در دوران زمامداری اوباما بر آمریکا تغییر قابل توجهی در سیاست خارجی این کشور رخ دهد. این طبیعی است که با رفتن یک رئیس جمهور و آمدن رئیس جمهور جدید تفاوت های مختصری در امور جزئی و غیربنیادی احساس شود اما اینها را نمی توان « تغییر » نامید. دولت آمریکا در عین حال که عنوان « ابرقدرت » را یدک می کشد و در ظاهر خود را قدرت بلامنازع جهان معرفی می کند اما در واقع یک عنصر از مجموعه عناصری است که در شکل گیری سیاست های کلی حاکم بر دولت های این کشور مشارکت دارند و اصلی ترین عناصر را کارتل ها محافل قدرتمند مادی و صهیونیسم بین المللی تشکیل می دهند. اوباما پدیده ای خارج از این مجموعه نیست و سیاست های او نیز در همین منظومه تدوین می شود.
با اینهمه نمی توان از واقعیت های جدیدی که حاکمیت آمریکا را به خود مشغول کرده اند چشم پوشید. این واقعیت ها به همان اندازه که در اصل پدید آمدن از نظر دولتمردان آمریکا ناخواسته و برخلاف میل و اراده آنها بودند در ادامه نیز خود را بر آنها تحمیل خواهند کرد. قدرت روزافزون جمهوری اسلامی ایران و نفوذ فوق العاده ای که در منطقه دارد بیداری کم سابقه ملت ها که از ثمرات پیروزی انقلاب اسلامی و نفوذ امواج آن به فراتر از مرزهای ایران و منطقه است رشد چشم گیر مقاومت اسلامی در خاورمیانه که پیروزی های خیره کننده حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه و حماس در جنگ سه هفته ای بر ارتش پرمدعای رژیم صهیونیستی نمونه هائی از آن هستند ناکامی و شکست کامل طرح های خاورمیانه ای آمریکا تزلزل شدید پایه های رژیم صهیونیستی روی گردانی عمومی ملت های آمریکای لاتین از دولت آمریکا بحران های اقتصادی و اجتماعی داخل خود آمریکا فاصله گرفتن اروپای متحد از آمریکا قدرت گرفتن مجدد روسیه و ظهور قدرت های جدید در آسیای جنوبی و جنوب شرقی بخشی از واقعیت هائی هستند که بی تردید بر آمریکا تحمیل خواهند شد و حزب دموکرات آمریکا و شخص « اوباما » چاره ای جز مواجه شدن با آنها ندارند. این واقعیت ها طبعا سیاست های دولت جدید آمریکا را دستخوش تغییر خواهند کرد اما نه تغییری که « اوباما » خواستار آن باشد بلکه تغییر تحمیلی!