مرتضى صفار هرندى
در هم تنیدگی وقایع خاورمیانه و مسائل سیاسی داخل ایران ، در دوره احمدی نژاد بسیار پر رنگ تر از هر زمان دیگری بود. غرب ناکامی های خود در این منطقه را از احیای اصولگرایی اسلامی در ایران می دید و برخی از جریان های سیاسی نیز رقابت سیاسی را به گونه ای سامان داده بودند که خواسته یا ناخواسته پازل سناریوهای غرب را کامل می کردند.
در اولین روزهای سال 1386 رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع نوروزی حرم مطهر امام رضا (ع) با بیان این که دشمنان می خواهند مردم به دولت بی اعتماد باشند از مردم می خواستند سعی کنند این نقشه دشمن را خنثی کنند. ایشان دست یابی به انرژی هسته ای را کاری بزرگتر از ملی شدن صنعت نفت دانستند و به تمجیدکنندگان از ملی شدن صنعت نفت توجه دادند که اکنون سخن مخالفان آن زمان مصدق و کاشانی را تکرار می کنند.
حوادث یکی پس از دیگری عزت جمهوری اسلامی و همراهان آن را در صحنه بین المللی نمایان می ساخت. پس از رای مردم فلسطین به حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین و تشکیل دولت اسماعیل هنیه، در صحنه لبنان غائله سازی جریان 14 مارس برای زمینه سازی برنامه غرب و صهیونیسم در جهت سرکوب حزب الله و دیگر متحدان انقلاب اسلامی در منطقه با فروزان شدن شعله مقاومت تاریخی 33 روزه و تبدیل حزب الله و دبیرکل آن به قهرمان جهان عرب، خنثی شده بود. عراق اشغال شده نیز تثبیت دولتی با اکثریت اسلامگرا و منتخب مردم را تجربه می کرد. همه این ها شکست طرح آمریکا برای خاورمیانه را نوید می داد.
در موضوع هسته ای حتی مطرح شدن احتمال حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به مراکز هسته ای ایران نیز خللی در مواضع محکم ایران ایجاد نکرده بود. ایران در اولین روزهای سال 86 با دستگیری تفنگداران دریایی انگلیس که به حریم آبی کشورمان وارد شده بودند، بی اعتنایی به این تهدیدها و آمادگی خود برای مقابله با هر گونه تجاوز را اعلام می کرد. برخی از صهیونیست ها مثل مئیر عمیت رئیس قبلی موساد و الیعاذر کوهن عضو سابق پارلمان رژیم صهیونیستی از راه حل هایی مثل ترور احمدی نژاد و حمله نظامی به شهر مقدس قم دم می زدند. ولی عناصر کار کشته سیاسی آمریکا پس از تجربه های مختلف فکر دیگری در سر داشتند. ری تکیه عضو شورای روابط خارجی آمریکا، از ضرورت رفع تحریم و برقراری روابط دیپلماتیک با ایران برای «بازتر شدن دست عملگرایان» در ایران سخن گفت. آمریکایی ها دریافت کننده برخی سیگنال ها از داخل ایران بودند. البته انتخابات سال 1385 عدم توفیق جریانی که غربی ها آنها را اصلاح طلب می نامیدند نشان می داد. اما در هر حال وقتی در بین فعالان سیاسی مدعی خط امام یک عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی این سخن را در دیدار با عضو انستیتو مطالعات سیاسی فرانسه بیان می کرد که «ما علاقه ای به حذف کشوری از صحنه روزگار نداریم و بعید می دانم در داخل ایران روی این موضوع اجماع وجود داشته باشد.» طبیعی بود که غربی ها کورسوی امید به آینده ای متفاوت در ایران را در اعماق دل خود روشن نگه دارند. علاوه بر این، آنان حتما در جریان ارتباطات مخفی برخی از جریان های سیاسی داخلی با اعضای جریان 14 مارس لبنان بودند و شاید خودشان این روابط را به طور غیرمحسوس مدیریت می کردند. ارتباط بخشی از دوم خردادی ها با فرستادگان بنیادهای آمریکایی مثل سوروس و ویلسون و موسسات صهیونیستی اروپا مثل هیفوس هلند در قالب تشکل های غیردولتی و نیز تلاش هایی که از سوی گروه های سیاسی مخالف دولت نهم برای دامن زدن به اعتصاب کارگران و معلمان و ... صورت می پذیرفت، امید به پیگیری سناریو های انقلاب های رنگین و هدایت شده از سوی چنین بنیادهایی را فزونی می بخشید. بیهوده نبود که مایکل لدین ( نظریه پرداز جنگ طلب آمریکایی ) تاکید می کرد که رژیم آیت الله ها را باید از طریق شورش داخلی و نه تهاجم نظامی از پای درآورد.
اما واقعیت صحنه ایران امکان تحقق چنین خواسته ای را بشدت کاهش داده بود. در حالی برخی گروه های داخلی به دنبال اعتصاب معلمان بودند که دولت نهم توانسته بود مطالبات انباشته حقوقی این قشر عالی قدر و پرجمعیت را پس از 17 سال ادا کند و نیز به اقداماتی مثل ارتقای قابل قبول میانگین حقوق آنان دست بزند. تمایل به راه اندازی اعتصاب های کارگری هم در شرایطی مطرح می شد که گزارش ها از کاهش 11 درصدی شکایت ها و اعتراض های کارگری در سال 1385 حکایت داشت و حتی ده ها هزار کارگر بیکار در اثر اقدامات دولت مجدا اشتغال پیدا کرده بودند. تنها در سال های 84 و 85 یک میلیون و 950 هزار شغل ایجاد شده بود. با همه اینها در روز کارگر سال 1386 این تیتر بر پیشانی روزنامه کارگزاران نقش بسته بود:« تقاضای حق اعتصاب برای کارگران.»
در همین روزها «رایس» وزیر خارجه آمریکا از یک کمک 75 میلیون دلاری « به رهبران ان جی اوها و اتحادیه های صنفی ایران»خبر می داد و آمریکا سرگرم طرح جدیدی بود که یک پایه آن مذاکره با ایران به بهانه مسائل عراق و پایه دیگر آن حمایت از تلاش مخالفان نظام در کاستن از قدرت بازدارندگی نهادهایی مثل سپاه، بسیج، نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات و نیز پوشش گسترده نارضایتی های عمومی علیه دولت بود. با مطرح شدن موضوع سهمیه بندی بنزین و تصور آسیب پذیری دولت نهم از این ناحیه، طرح ممنوعیت صادرات بنزین به ایران و تحریم شرکت های فروشنده بنزین به ایران، به سنای آمریکا رفت. مرکز بررسی امنیت جهانی آمریکا هم با یادآوری این که «اجرای طرح استقلال انرژی احمدی نژاد، ایران را در طول پنج سال قطعا در برابر تحریم های بین المللی مقاوم می کند.» پیشنهاد عملیات کارشکنانه و خرابکارانه در زیر ساخت گاز طبیعی مثل کارخانه های تولید گاز سی ان جی و تحریم شرکت اتریشی تامین کننده قطعات مورد نیاز در این زمینه را مطرح کرد.
دولت نهم به رغم آماده نبودن مقدمات لازم برای سهمیه بندی بنزین به منظور عدم تاخیر بیش از حد در اجرای مصوبه مجلس، وارد این عرصه پرمخاطره شده بود، به گونه ای که رهبر معظم انقلاب در دیدار با کارگزاران اجرایی نظام شجاعت را یکی از ویژگی های بارز دولت نهم و اجرای سهمیه بندی بنزین را تصمیم گیری شجاعانه این دولت خواندند. این برخورد شجاعانه نیز با عکس العمل سیاسی کارانه مطبوعات دوم خردادی و حتی برخی از نمایندگان اقلیت مجلس هفتم مواجه شد. افرادی که تا چند روز قبل به تاخیر دولت در اجرای این طرح معترض بودند، اکنون اجرای آن را زیر سوال می بردند. برخی نیز تنها راه را در آن شرایط حذف یارانه سوخت می دانستند. گویا اغتشاش کور و چند ساعته ای که به تخریب چند پمپ بنزین منجر شد، مایه این امیدواری در برخی از جناح های سیاسی شده بود که می توان از طریق نارضایتی مردم در این بخش دولت نهم را با یک بحران اجتماعی مواجه کرد. شجاعت دولت نهم در اجرای چنین طرحی از آن جهت نمود بیشتری داشت که این دولت به خاطر وضعیت افزایش قیمت ها خصوصا در بخش مسکن از سوی دوستان و مخالفانش تحت فشار قرار گرفته بود. همزمان با مطرح شدن ضمنی قصد دولت احمدی نژاد برای حذف قیمت زمین از مسکن و واگذاری زمین به صورت اجاره درازمدت به مردم، ناگهان سرمایه های سنگینی از سوی برخی از بانک های خصوصی وابسته به جناح سیاسی رقیب اصولگرایان به طرف بازار فروش (و نه ساخت) مسکن روانه شد که یک مورد آن رقمی حدود 1400 میلیارد تومان عمدتا در شهر تهران را نشان می داد. اشتباه سیستم بانکی دولتی در اعطای پرحجم تسهیلات خرید مسکن با سود کم به عموم مردم نیز به افزایش کاذب تقاضا در این بخش کمک می کرد. با اولین شوک در قیمت مسکن خبرهایی از سرازیر شدن سرمایه های ایرانیان از خارج به داخل کشور و نیز سرمایه های موجود در بازارهای کاذب و تعطیل شده ای مثل سیم کارت تلفن همراه و... به سوی این بخش شنیده می شد. اینها و عوامل دیگری از این دست، در زمانی محدود قیمت مسکن را با جهش خطرناکی مواجه ساخت. این گونه مسائل در افکار عمومی اقدامات عمرانی بی سابقه دولت در سراسر کشور را تحت الشعاع قرار داده بود. بلکه برخی از مطبوعات اصولا افزایش فعالیت های عمرانی و اقدامات اشتغال زا را مسبب مشکلات جدید اقتصادی معرفی می کردند در این فضای یک طرفه بر ضد دولت نهم، که حتی گاه بخش هایی از رسانه ملی نیز به آن دامن می زدند شرایط برای افزایش قیمت برخی دیگر از کالاها و خدمات و نیز انتشار سمی خبرهای دروغ در این زمینه فراهم بود. در آن روزها یک پژوهش تحلیل محتوای مطبوعات داخلی نشان می داد که 41 درصد جهت گیری های منفی روزنامه های کشور درباره دولت و مسئولان اجرایی بوده و تنها 18 درصد به مقامات و دولت های بیگانه و دشمن اختصاص داشته است. هفته نامه آمریکایی نیوزویک هم سرخوش از این وضعیت، از یک دستور سری «بوش» برای استفاده از روش های پنهانی در اقدامات ایذایی علیه دولت ایران خبر می داد که راه اندازی یک نهضت تبلیغاتی هماهنگ، نشر اطلاعات گمراه کننده و مداخله در معادلات ارزی و بین المللی ایران از اجزای آن بود.
در این شرایط، رهبری نظام خود را موظف می دید که در برابر این موج مخرب بایستد. مروری بر بیانات رهبر معظم انقلاب از ابتدای سال 1386 تا نیمه آن نشان می دهد که بیشتر سخنرانی های ایشان حاوی حمایت ویژه و تایید بی سابقه دولت نهم است. گاه سه سخنرانی در طول یک هفته در حمایت از دولت نهم بود. در 28 اردیبهشت 86 رهبر معظم انقلاب به صراحت علت دشمنی های داخلی و خارجی با رئیس جمهور را اظهار عشق و علاقه صریح او به ارزش هایی که امام منادی آن بود، دانستند. دو روز بعد ایشان مجددا به مردم خبر دادند که دشمن برای ناکارآمد نشان دادن دولت مکتبی و حامی ارزش های اسلامی در پیشرفت اقتصادی مانع تراشی می کند. یک هفته بعد از آن، رهبر معظم انقلاب در دیدار با نمایندگان مجلس تاکید کردند که نباید دولت اصولگرای معتقد به مبانی انقلاب و به شدت در حال تحرک و خدمت به مردم، تضعیف شود و اصولاً یک دست بودن دولت و مجلس منتخب مردم عیب نیست. اندکی بعد در پاسخ به انتقاداتی که از دیپلماسی هسته ای دولت نهم می شد، در اجتماع عظیم مردم در سالگرد رحلت امام (ره) فرمودند: «رویه ملت آزاد و مستقل ایران، این نیست که برای دست یابی به انرژی هسته ای و دیگر حقوقش از قدرت های سلطه گر خواهش کند.» دو هفته بعد وقتی شهردار تهران و اعضای شورای شهر را به حضور پذیرفتند، بر لزوم تعامل دوستانه و هماهنگی این شورا و شهرداری با دولت تاکید کردند. در نهم تیرماه فصل مشبعی از بیانات مفصل رهبر انقلاب در دیدار با کارگزاران نظام به تجلیل از عملکرد دولت نهم اختصاص داشت. ابراز تعجب از منتقدان سفرهای استانی دولت نهم، سیاست خارجی به عنوان نقطه قوت این دولت، لزوم مغتنم شمردن روی کارآمدن دولتی که مفاهیم انقلاب گفتمان رایج و غالب آن است، ویژگی شماست دولت نهم در رفع مشکلات به جا مانده از دوران های گذشته و احتمالا برخی اشتباهات صورت گرفته بعد از انقلاب، احیای شعارهای اصلی انقلاب همچون سربلندی اسلام، عدالت، مبارزه با استکبار و تلاش برای رفع محرومیت در دولت نهم در حالی که حتی برخی از مخلصان انقلاب تصور می کردند دوران این شعارها به پایان رسیده تنها بخشی از محورهای یک سخنرانی رهبری در تایید دولتی بود که حتی گاهی توسط برخی از مجریان رسانه ملی مورد تحقیر و تمسخر واقع می شد.
حمایت رهبری در برخی از اوقات لحن ایشان را به سوی مقایسه دولت نهم با دولت های قبل می کشاند. در نیمه شعبان 1386 ایشان وقتی در دیدار هیئت دولت از ایجاد امید در دل ملت به خاطر بلند شدن پرچم عدالت در دولت نهم سخن گفتند و به همین دلیل «دلنشینی» تقارن نیمه شعبان با هفته دولت را متذکر شدند، به یادآوری این نکته پرداختند که در برخی دوره ها غبارهایی بر روی اصول نشسته بود اما اصول و مبانی انقلاب امروز زنده تر و برجسته تر از همیشه در قول و عمل دولت مطرح و پیگیری می شود. ایشان در این سخنان خود نیز بار دیگر از پرکاری، تلاش بی وقفه و کار عظیم و بسیار خوب مدیریت مصرف سوخت به عنوان قدم اول در هدفمند کردن یارانه ها و... یاد کردند و مردم را به این حقیقت متذکر شدند که «حرکت در وادی طولانی و دشوار عدالت در کوتاه مدت به نتایج مورد نظر نمی رسد.»