در روز پنجم بهمن 85 اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد. در این رابطه خاطرات گوناگونی از آن ایام وجود دارد که ذیلا یک قطعه از آن بیان می گردد.
«اینجانب به عنوان موسس حزب جمهوری اسلامی در ساوه در جریان وقایع سیاسی نقش حساسی برعهده داشتم. یکی از وقایع نخستین انتخابات ریاست جمهوری بود.
حزب جمهوری اسلامی در جریان این انتخابات در سراسر کشور فعالیت های مهمی از خود نشان داد. نخستین کاندیدای حزب جمهوری اسلامی در انتخابات ریاست جمهوری آقای جلال الدین فارسی بود. چون ایشان مشکل تابعیت ایران پیدا کرد دیگر نمی توانست جهت این پست نامزد شود...
به هنگام تبلیغات برای انتخابات ریاست جمهوری من از دکتر حبیبی پشتیبانی کردم و از مردم خواستم که به او رای دهند. به این علت عده ای نزد بنی صدر رفته و به او گفتند موحدی ساوجی در شهر ساوه علیه شما تبلیغ می کند و چون مردم از او واهمه دارند، نمی گذارند که به شما رای دهند.
بنی صدر در یک برنامه تلویزیونی دو نفر را متهم کرد که علیه او تبلیغ می کنند یکی آیت الله مشکینی و دیگری اینجانب بود. او در این برنامه گفت: این موحدی ساوجی کیست که در ساوه مردم را تهدید می کند که به من رای ندهند. مردم ساوه با شنیدن سخنان بنی صدر کاملا تعجب کردند چون من علیه کسی فعالیت و تبلیغ نکرده بودم و فقط گفته بودم به دکتر حبیبی رای می دهم. عده ای در شهر ساوه همیشه علیه من فعالیت می کردند. این افراد در این شهر سابقه بسیار بدی داشتند و به دروغ اتهامات فوق را به من می بستند. در جریان انتخابات من فقط نظرات اعضای حزب جمهوری اسلامی را بیان می کردم، اما خوانین ساوه به دلیل وابستگی به بنی صدر، آن همه دروغ و تهمت را به من بستند. یکی از این خوانین صادق خان امیرحسینی نام داشت.صادق خان امیرحسینی در ساوه دلالی می کرد. او در این شهر دفتر هماهنگی بنی صدر با مردم را ایجاد کرد. پسرش علی امیرحسینی نیز در دفتر فوق فعالیت های زیادی داشت. بسیاری از مطالب کذب و دروغ و احیانا راست را این دو نفر به بنی صدر انتقال می دادند.
بالاخره انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و آقای ابوالحسن بنی صدر با اکثریت آرا به عنوان رئیس جمهوری معرفی شد. در شهر ساوه برعکس آنچه خود وی گفته بود مردم به هر کسی که می خواستند از جمله خود بنی صدر رای دادند.»