مریمالسادات حسینی
تسخیر سفارت ایالات متحده آمریکا در تهران در 13 آبان 1358 علاوه بر نشان دادن وجهه ضد استبدادی انقلاب اسلامی ایران ابعاد ضداستعماری آن را نیز آشکار و نمایان می سازد به طوری که امام خمینی از آن واقعه به انقلاب دوم یاد می کنند. با مطرح شدن پذیرش اقامت شاه مخلوع در آمریکا و مذاکرات و موضع گیری های منفعلانه دولت موقت در قبال آمریکا با دانشجویان انقلابی و مسلمان پیرو خط امام بر مبنای تحلیلی که از سیاست ها و اقدامات عناصر سازشکار از یک سو و توطئه ها و نقشه های شوم آمریکا از سوی دیگر داشتند به نشانه اعتراض و تداوم مبارزه اقدام به تسخیر سفارت آمریکا - که به لانه جاسوسی معروف گردید - می نمایند.
کارتر و رئیس جمهور وقت آمریکا که با پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی شکست بزرگی را در کارنامه داشت اینک با کابوس تسخیر سفارت کشورش توسط انقلابیون ایرانی مواجه می گردد. او با توجه به موقعیت سلطه گرانه ای که برای دولت ایالات متحده آمریکا در صحنه بین المللی قائل است به هر گونه اقدامی اعم از نظامی، سیاسی، اقتصادی، دیپلماتیک برای پایان دادن به ماجرای گروگانگیری اعضای سفارت آمریکا متوسل می شود ولی در همه موارد ناکام و ناموفق می گردد.
دانشجویان انقلابی تسخیرکننده سفارت، مهمترین پیش شرط برای انجام مذاکرات را استرداد شاه مخلوع عنوان می کنند، در حالیکه ایالات متحده از پذیرش چنین شرطی ابا دارد؛ سرانجام شاه در 5 مرداد 1359 می میرد ولی مرگ او نیز سبب پایان یافتن بحران گروگانگیری نگردید. تا آنکه امام خمینی طی پیامی در شهریور 1359 چگونگی حل مسئله گروگانها را به مجلس شورای اسلامی واگذار می نمایند. ایشان شروط آزادی گروگان ها را منوط به تحویل دارای هایی ایران که توسط خاندان پهلوی خارج شده بود و بازگرداندن اموال بلوکه شده کشور و عدم مداخله آمریکا در امور ایران عنوان کردند. در حالیکه یک سال از تسخیر لانه جاسوسی می گذشت با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا کارتر - به عنوان کاندیدای اصلی این انتخابات - در پی آن بود که بتواند هر چه زودتر و با موفقیت مسئله گروگانها را حل نمایند. چرا که سرنوشت انتخابات در چگونگی توفیق او در ارتباط با واقعه گروگانگیری پیوند خورده بود. به رغم همه تلاش ها سرانجام کارتر در انتخابات شکست می خورد و جمهوری اسلامی ایران با باز پس گیری اموال و دارایی هایش و کوتاه نمودن دست تسلط و تجاوز آمریکا از ایران به اهداف مورد نظر خود دست می یابد.
سرانجام در لحظاتی که کارتر دیگر رئیس جمهور آمریکا نبود هواپیمای حامل 52 گروگان آمریکایی رهسپار آمریکا می گردد و این چنین ماجرای گروگانگیری پایان می یابد در حالیکه چهره ناتوان و تحقیر شده ایالات متحده آمریکا بر همه جهانیان خصوصا ملت های تحت ستم جهان سوم هویدا می گردد. چرا که دولت کارتر پس از گذشت 444 روز به رغم استفاده از تمامی اقدامات دیپلماتیک و نظامی و تهدید و ارعاب نتوانست ملت ایران را وادار به تسلیم نماید و سرانجام این ملت ایران بود که حرف آخر را زد و هیبت و حیثیت آمریکا را نزد جهانیان درهم شکست.