صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۶  ، 
کد خبر : ۷۲۶۲۳

مستأجر جدید کاخ سفید/غلامرضا قلندریان


بصیرت: امروز در ایالات متحده در عرصه بروکراسی رخداد مهمی در حال وقوع است؛ سرنوشت چهار سال آینده آمریکا در گرو سیاستهای چهل و چهارمین مستاجر کاخ سفید رقم خواهد خورد.
جابجایی قدرت در بستر آموزه های سیاسی و استراتژیک آمریکا مؤید این واقعیت است که سازو کارها دگرگون می شوند، ولی راهبردها همچنان با رویکردی ثابت تداوم می یابند.
بر اساس تبلیغات و تحلیلهای موجود، عده ای این باور را تقویت نمودند که شعار تغییر نامزد دمکرات می تواند در زمینه سیاست خارجی تحول ایجاد کند. طبیعی است که این دگرگونی باید واکنشهای متمایز اوباما را به عنوان نامزد برگزیده حزب رقیب، نسبت به پروسه های سیاسی در پی داشته باشد، هرچند واقعیتها خلاف این ادعا را تاکنون به اثبات رسانده است.
پر واضح است، اظهارات آلترناتیو بوش پس از پیروزی، بویژه چینش مهره ها در ساختار دیپلماسی و امنیتی آمریکا، انتظار هرگونه تغییر را با ابهامهای عدیده مواجه نموده است.
جهت گیریهای رئیس جمهور جدید ماهیتاً با ماجراجویی جرج بوش تفاوت چندانی نخواهد داشت. اگر به برخی موضعگیریهای نامزد پیروز تأملی اجمالی شود، خروجی نظرهای وی تأیید ادعاهای اسلاف اوست. فردی که از گزینه عراق به عنوان دستاویز حمله ناکام جمهوریخواهان یاد می نمود و بازگشت نیروهای آمریکایی را راهکار خروج از این بن بست نمی دانست، پس از پیروزی با لحنی دیپلماتیک موضوع مذکور را در هاله ای از انگاره های رئالیستی آنالیز نمود، به گونه ای که برخی تحلیلگران در خصوص فراخوانی نیروها از عراق شعار وی را نوعی سوژه تبلیغاتی عنوان نمودند.
می توان راز سکوت توأم با حمایت سکاندار نظام سلطه را در اظهارهایش در بدو پیروزی کشف نمود. وی با لحنی معصومانه وضعیت مناقشات موجود در سرزمینهای اشغالی را بدین شکل تبیین کرد: «هیچ ملتی مظلوم تر و ستمدیده تر از مردم فلسطین روی کره زمین نیست، به این دلیل که اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد.» این عبارت اوباما ترجمان دیگری از اظهارات روزهای اخیر مقامهای تل آویو و برخی سران عربی است که پایان بخشیدن به حمله اسرائیل غاصب را منوط به عدم پرتاب موشک از سوی جنبش حماس عنوان می نمودند.
به منظور تبیین بیشتر ادعاهای فوق می توان به سکوت معنادار اوباما در حمله اسرائیل به غزه اشاره کرد. در حالی که تلاش ملتها و برخی دولتها یافتن راه حلی برای پایان بخشیدن به جنگ بود؛ مهمترین دغدغه سکاندار کاخ سفید یافتن سگی برای دخترش بود، چنان که در این زمینه اظهار داشت: «پیدا کردن یک سگ متناسب با علایق دخترم مشکل تر از جستجو برای یافتن وزیر بازرگانی است.»
اوباما نباید فراموش کند که دکترین های هژمون محور بوش دستاوردی جز بن بست و شکست برای آمریکا به ارمغان نیاوردند و حتی سقوط اقتصادی آمریکا، ایدئولوگها و نظریه پردازانی را که به عنوان عقبه تئوریک آمریکا عمل می کردند؛ به عقب نشینی از ایده های خویش وادار نمود.
از سوی دیگر، او نمی تواند این واقعیت را کتمان کند که جنبشهای اسلامی و جریانهای ایدئولوژیک در جهان اسلام بر خلاف باور تیم نئومحافظه کار آمریکا، عملاً قدرت و توانمندیهایشان را به منصه ظهور رسانده و یکجانبه گرایی ماجراجویانه آمریکا را در سایه اراده های پولادین خویش دفن نموده اند.
اذعان به این موضوع که جنبش مقاومت حماس با امکانات محدود و همراهی بخشی از ظرفیتهای جهان اسلام با جبهه استکبار، اسرائیل غاصب را از دستیابی به هدفهایش محروم نمود، سخنی به گزاف و ادعایی آرمانی نیست.
مداخله جویی واشنگتن با بهره گیری از عناصر منطقه ای و شکستهای باور نکردنی جنگ 33 روزه و جنگ 22 روزه رژیم صهیونیستی از دو گروه فاقد حامی، با وجود نداشتن موازنه نظامی و سیاسی، محاسبات و برآوردهای استراتژیک آکادمی سیاسی و نظامی تل آویو و واشنگتن را درهم ریخت، به نحوی که شکل گیری کمیته دوم وینوگراد را نباید دور از انتظار دانست.
بررسی عملکرد مقامهای جمهوریخواه آمریکا در دوران 8 ساله جرج بوش، مبین این واقعیت است که کاخ سفید با برخی از بازیگران مستقل و فارغ از دایره وجودی منافع آمریکا با اتهام تروریسم برخورد نمود و با تروریستهای واقعی با وجود شفافیت در عملکرد، نه تنها برخوردی نکرد، بلکه آنها را مورد حمایت قرار داد.
امروز اسرائیل غاصب مظهر تروریسم دولتی و مورد حمایت گسترده دولتمردان واشنگتن در ابعاد گسترده است. در واقع، می توان این شیوه مبارزاتی نظام سلطه را ساز و کار تحدید مخالفان با بهره گیری از ادبیات سیاسی و دیپلماتیک معرفی نمود.
مبارزه با تروریسم در حالی از سوی واشنگتن مطرح می گردد که پدیده مذکور نه تنها از بین نرفته، بلکه روز به روز فربه تر گردیده و قراین، بزرگنمایی سوژه مذکور را اهرمی برای جمهوریخواهان معرفی می نماید که از آن در دور دوم رقابتهای انتخاباتی بوش، برای شکست رقیب استفاده نمودند.
جرج بوش در آستانه دور دوم انتخاباتش اعلام نمود القاعده، آمریکا را به حمله تهدید نموده است و توانست با امنیتی کردن فضای جامعه آمریکا، کاستیهای میدان مبارزه انتخاباتی را مرتفع و رقیب دمکرات را مغلوب نماید.
حاصل تمامی سیاستهای خارجی بوش، تا کنون بیشتر به شتاب گرفتن افول هژمونی ایالات متحده در نظام جهانی منجر شده است.
بر خلاف انتظار تحلیلگران آمریکایی، ساختار سیاسی و اقتصادی جهان، منظومه قدرت پیش بینی آنها را شکل نداد، بلکه تکثر قدرت، تعدد مراکز منطقه ای و تئوریهای انتزاعی مراکز علمی- تحقیقاتی واشنگتن را با شکست روبه رو نمود، به نحوی که اکنون در کنار قدرت رو به افول آمریکا، بازیگران مدعی که بعضاً با همگرایی منطقه ای، زمینه ظهور بلوکهای جدید عرصه بازیگری را، خارج از چرخه سنتی قدرت، نوید می دهد.
بدین ترتیب، رئیس جمهور جدید آمریکا باید با کنار زدن نقاب اوهام و سیاستهای ماکیاولی و حذف طرحهای هژمون محور آمریکا، بستر تعامل منطقی با بازیگران عرصه بین المللی را فراهم نماید و با اتخاذ مشی عقلانی و با رویکرد مناسبات موج سوم، آغازگر روندی متمایز از جمهوریخواهان باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات