صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۸  ، 
کد خبر : ۷۲۷۰۹

میراث شوم بوش


بصیرت: باراک اوباما رئیس جمهور جدید آمریکا ضمن اشاره به برخی طرحهای اقتصادی ـ اجتماعی خود از مردم آمریکا خواست از وی برای اصلاح اوضاع آشفته اقتصاد و سیاست خارجی آمریکا انتظار معجزه نداشته باشند و خاطرنشان ساخت که اگرچه طرحهای روشنی دارد ولی ممکن است در کوتاه مدت شاهد وخامت روزافزون اوضاع باشند.
در همین حال « هیلاری کلینتون » وزیرخارجه اوباما نیز وعده داد به آشفتگی ها و سردرگمی های سیاست خارجی آمریکا در 8 سال گذشته پایان می دهد. کلینتون در جلسه رای گیری « سنا » دیپلماسی آمریکا را « درهم ریخته » و « مملو از ندانم کاری » خواند و متعهد شد از اختیاراتش هوشمندانه و مسئولانه استفاده کند.
این اظهارنظرها اگرچه باندازه کافی گویاست ولی بیانگر تمامی واقعیت ها و مشکلات دیپلماسی واشنگتن محسوب نمی شود و قاعدتا بسیاری از آشفتگی ها در پرتو « ملاحظات سیاسی و امنیتی فرصتی برای طرح و انعکاس رسانه ای پیدا نمی کند.
همزمان با آغاز رسمی ریاست جمهوری اوباما خوبست به ارزیابی عمق ویرانیها در دیپلماسی آمریکا بپردازیم و میراث شوم بوش برای دولت بعد از خود از دیدگاه سیاست خارجی را مدنظر قرار دهیم .
1 ـ جنگ در عراق بعنوان برجسته ترین افتضاح جهانی برای آمریکا در کانون توجهات دولت جدید قرار دارد . هم خانم کلینتون و هم « باراک اوباما » در جریان تبلیغات انتخاباتی وعده داده اند که سریعا به جنگ خاتمه داده و نیروهای آمریکا را فورا به کشور باز می گردانند. البته در پرتو انعقاد توافقنامه شتابزده امنیتی بغداد ـ واشنگتن دست اوباما تا حدود زیادی بسته شده و حضور نظامی اشغالگران تحت عنوان درخواست دولت مرکزی عراق برای کمک آمریکا توجیه گردیده است .
با اینهمه اوباما هنوز هم تصریح می کند : « با چشم بسته به عراق حمله کردیم » . پرونده عراق برای دولت جدید پرونده ای پرتنش و یقینا مسئله ساز خواهد بود. چرا که مشکل عراق ابعاد گسترده ای داشته و عمدتا ریشه در فساد اداری نومحافظه کاران دارد.
نهادهای نظارتی فدرال طی سالهای جنگ عراق با انبوهی از پرونده های اختلاس کلاهبرداری سندسازی حساب سازی و حتی ادعای انجام طرحهای بازسازی نوسازی و ارائه خدمات متنوع به ارتش آمریکا در عراق با واقعیت های عینی تطبیق نمی کند. مطابق گزارش های تنظیمی توسط نهادهای نظارتی کنگره و فدرال دستکم یکصد میلیارد دلار از هزینه های ادعائی دولت بوش برای بازسازی عراق هرگز صورت نگرفته یا برای آن « حساب سازی » و سندسازی شده است . گروههای حقیقت یاب و بازرسان رسمی فدرال به این جمع بندی رسیده اند که بسیاری از هزینه ها با واقعیت تطبیق نمی کند و در برخی موارد ادعای احداث تاسیساتی شده که اصولا وجود خارجی ندارد و هنوز یک نیاز جدی منطقه محسوب می شود.
طیف وسیعی از مقاطعه کاران ارتش و پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) در زد و بندها نقش داشته و دارند ولی سرنخ اصلی تمام این جریانات مشکوک به دفتر « دیک چنی » معاون بوش و یکی از سهامداران اصلی چند شرکت فعال در عراق منتهی می شود.
هنوز روشن نیست که اوباما و همراهانش بخواهند یا بتوانند ابعاد و ماهیت هزینه های نجومی جنگ عراق را ردیابی کنند و رگه های برداشت های غیرقانونی حساب سازی سندسازی و موارد خلاف واقع را استخراج و افشا نمایند.
2 ـ بحران دوم برای اوباما به جنگ بی پایان در افغانستان باز می گردد . اوباما از هم اکنون پذیرفته است که در مورد افغانستان کار زیادی نخواهد کرد. این بدان معنی است که راه بوش کوچک در این بحران عظیم ادامه خواهد یافت . البته ماجرای افغانستان جدی تر از آنست که جابجائی مهره ها حتی در سطح ریاست جمهوری چیز زیادی را در آن تغییر دهد.
قرار است نیروهای ناتو همچنان در افغانستان بمانند ولی این فقط پوشش ظاهری برای فعالیتهای گسترده تر آمریکا در افغانستان برای احداث ایستگاههای استراق سمع جاسوسی و پایگاههای عملیاتی برای کنترل ناوبری هوائی در پشت مرزهای روسیه چین هند و ایران است . برای تحقق این هدف بایستی ضرورت ابقای نیروهای ناتو در این کشور همچنان احساس شود. دقیقا به همین دلیل است که افغانستان به « مرکز جهانی کشت تولید و توزیع مواد مخدر » تبدیل شده است و ناامنی در آن بیداد می کند. در واقع واشنگتن تعمدا افغانستان را ناامن ساخته که ضرورت حضور نظامی در این کشور را گوشزد کند. نه مردم و نه دولتمردان افغانستان هیچ کدام امنیت ندارند ولی سوداگران مرگ با خیال راحت به تجارت مواد افیونی در مقیاس جهانی سرگرمند.
3 ـ بحران سوم از میراثهای شوم بوش بحران غزه است . هرچند موضوع فلسطین ریشه تاریخی دارد ولی این بوش بود که برای نسل کشی در لبنان و غزه در خلال 2 جنگ 33 روزه و 22 روزه چراغ سبز داد و خاورمیانه را به آتش کشید .
اوباما در این مورد معتقد است : « آمریکا در مورد مسئله فلسطین باید بسیار سریع عمل کند و جائی برای تعلل باقی نمانده است . باید یک رویکرد منطقه ای به این مسئله به وجود آید و برای حل این مشکل ایران و سوریه را نیز بایستی دخالت دهیم . »
بی پروائی های بوش حتی به زیان اسرائیل هم تمام شد و ناتوانی ارتش صهیونیستی را به رخ کشید. این شاید بزرگترین شکست استراتژیک آمریکا در تاریخ پس از جنگ دوم جهانی باشد.
4 ـ بحران چهارم آمریکا; واگرائی متحدان واشنگتن در دوران سیاه بوش است . ندانم کاریهای بوش متحدان آمریکا را دچار سردرگمی و بلاتکلیفی زجر دهنده ای کرده است . آنها نمی دانند عمر تصمیمات سیاسی آمریکا چقدر است ولی در این نکته به قطعیت رسیده اند که بوش و دستیارانش هرگز قابل اعتماد نیستند و هرکس به آنها نزدیکتر باشد بیشتر آسیب می بیند.
5 ـ بحران پنجم که در پرتو طیف عظیم بحرانهای ایجاد شده توسط بوش تحت الشعاع قرار گرفته ولی سنگینی خود را با هر قیمت ممکن برجامعه جهانی تحمیل می کند بحران اقتصادی است . مردم آمریکا و جامعه جهانی امید زیادی به تصمیمات و اقدامات فوری اوباما داشتند ولی اوباما در یک موضع گیری مایوسانه به همگان هشدار داد که انتظار معجزه نداشته باشند و بر اثر تصمیمات وی ممکن است برای مدتی اوضاع وخیم تر نیز بشود.
بوش کوچک برای مدتی بحران اقتصادی آمریکا را پنهان می کرد و سپس آنرا دستکم گرفت و سرانجام نیز با طرح کمک 700 میلیارد دلاری خود فقط در خدمت بانکها و صاحبان اصلی سرمایه قرار گرفت حال آنکه این بحران عظیم اقتصادی کمر خانواده های فقیر و کم درآمد آمریکائی را شکسته و آنها را بی خانمان بیکار و نومید کرده است .
دستیاران اقتصادی اوباما معتقدند راهکار فوری برای خروج از بحران اقتصادی وجود ندارد و اثرات این بحران حداقل بین 3 تا 5 سال بر اقتصاد و جامعه آمریکا سنگینی خواهد کرد . دلایل این مسئله روشن است . آمریکا در 2 جنگ افغانستان و عراق برای سالها درگیر بوده و هنوز هم هست . مطابق ارزیابی های اقتصادی صرفنظر از هزینه های مستقیم جنگ که تاکنون 14 برابر پیش بینی های اولیه شده آثار و تبعات اقتصادی این 2 جنگ فرسایشی 3 تا 5 تریلیون دلار به اقتصاد آمریکا زیان وارد کرده است .
6 ـ بحرانهای اجتماعی در آمریکا در پرتو سیاستهای جنون آمیز بوش به قدری محسوس و ملموس شده که رهبران کنگره و نهادهای نظارتی را بشدت نگران ساخته است . هنوز آسیب دیدگان توفانهای سالهای گذشته از زندگی سامان یافته محرومند و سازمان های امدادی خدماتی از کاهش اختیارات و بودجه های مورد انتظار برای مقابله بامشکلات اجتماعی گلایه دارند. عواقب بی توجهی نومحافظه کاران به مشکلات داخلی آمریکا در حد فاجعه ارزیابی شده و این احتمال وجود دارد که به شورشهای خیابانی در ابعاد غیرقابل مهار تبدیل شود.
این همان میراث شومی است که بوش و طیف شرور نومحافظه کاران بعنوان ویرانه ای به دولت اوباما تحویل داده اند و کاملا بعید به نظر می رسد که اوباما با وعده های ایجاد تغییر حتی بتواند این اوضاع مفلوک را اداره کند و سامان دهد و مردم آمریکا را متقاعد سازد که « تغییر پیشکش » ! و آنها نباید انتظار تغییر قابل توجهی در این میراث شوم را داشته باشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات