صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۲  ، 
کد خبر : ۷۲۷۱۲

حربه جدید ناتو در افغانستان/محمد ملازهی


بصیرت: دبیر کل «ناتو» دولت افغانستان را با شدیدترین الفاظ ممکن به فساد و بی کفایتی، متهم کرده است.
هر چند این برای اولین بار نیست که دولت حامد کرزای با چنین اتهاماتی رو به روست، اما ادبیات به کار گرفته شده از سوی آقای «شفرد» دبیر کل ناتو و موقعیت زمانی آن از تحولاتی در دیدگاه های غرب در افغانستان حکایت دارد.
این پرسش را می توان از دبیر کل ناتو پرسید که آیا مقامات ناتو به تازگی متوجه وجود فساد و بی کفایتی دولت افغانستان شده اند و در هشت سال گذشته هیچ اطلاعاتی در این باره نداشته اند؟ اگر چنین است که باید گفت آمریکا و ناتو در چنان غفلتی فرو رفته بودند که غیرقابل باور می شود و اگر اطلاع داشته و سکوت کرده اند، اکنون به این پرسش باید پاسخ دهند که چرا این همه مدت سکوت کرده اند و چه شده است که اکنون با این لحن تند و غیر دیپلماتیک، حامد کرزای و دولت او را زیر سؤال می برند.
گمان غالب در این خصوص آن است که فرماندهان نظامی آمریکا و ناتو در افغانستان به شرایط داخلی و وجود فساد در دستگاه اداری دولت کابل اطلاع داشته اند و آگاهانه سکوت کرده اند، بنابراین باید دید که چرا این سکوت شکسته شده است. دو دلیل اصلی وجود دارد:
1- تحول قدرت حزبی در آمریکا و روی کار آمدن اوباما
2- روشن شدن شکست نظامی ارتشهای آمریکا و ناتو در افغانستان
درباره موضوع اول باید گفت، جنگ افغانستان ارثیه شوم جرج بوش رئیس جمهور از حزب جمهوریخواه آمریکا برای اوبامای دموکرات است. رئیس جمهور جدید آمریکا چگونه از بن بست و شکست نظامی در افغانستان خارج خواهد شد، بدرستی روشن نیست، اما شعار «تغییر» او افغانستان را هم شامل می شود.
گویا مذاکره با طالبان و افزایش نیرو با انگیزه تضمین پیشرفت راهبرد اوباما در افغانستان است.
این راهبرد پیامدهای منطقه ای مهمی برای افغانستان و منطقه دارد. احتمال گسترش جنگ به مناطق قبایلی پاکستان می تواند یکی از این پیامدها باشد که کابل و دهلی نو امیدوار به آن هستند تا به دخالتهای پاکستان در آن چه که از آن به نام جریان افراط و تروریسم یاد شده است، پایان داده شود. اما چنین تحولی در جهت گیری نظامی آمریکا بسادگی ممکن نیست و لازمه آن تحولاتی در ساختار قدرت در کابل است.
در همین جا است که اظهارات تند «شفرد» قابل فهم می شود و می توان آن را نشانه ای از برکناری دولت حامد کرزای ارزیابی کرد. حتی اگر در یک نگاه خوش بینانه چنین برداشتی را نتوان جدی گرفت، دستکم می توان گفت که استقلال طلبی کرزای دربعضی از امور مورد تأیید ناتو و آمریکا نیست.بنابراین دولت کرزای شانس کمتری برای پیروزی در انتخابات آتی دارد. از این رو اتهامات فساد و بی کفایتی دولت کابل را باید جدی گرفت و آن را نشانه ای از زمینه سازی هر چند زودهنگام غربی ها ارزیابی کرد البته این زمینه سازی دو امتیاز دارد.
1- ناکامی نظامی را پوشش می دهد و همه گناهان را به گردن دولت کابل می اندازد.
2- با روی کار آوردن شخصیت دیگری مطیع تر از کرزای ساختار قدرت را متناسب با تحولاتی می کند که با شعار تغییر اوباما همخوانی بیابد.
در عین حال دولت بعد از کرزای باید این کارکرد را بیابد که طالبان را در قدرت شریک کند و افغانستان را در مسیر تاریخی قدرت طلبی پشتون قرار دهد. امری که پایان ترتیبات «بن» را در پی خواهد داشت، اما به سختی می توان گفت به جنگ هم پایان دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات