صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۶ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۲  ، 
کد خبر : ۷۲۹۰۹

مشابهت سازی 22 خرداد به دوم خرداد/حسین عبداللهی

سالها پس از دوران دفاع مقدس، وقتی جریان چپ با کمال ناباوری در جهت بازگشت به قدرت فعالیت خود را آغاز کرد، به فکر بهره‌گیری از ظرفیت‌ها و فرصت‌های آن دوران برآمده و برای نشان دادن پایبندی خویش به خط امام به سراغ نخست‌وزیر آن زمان، میرحسین موسوی رفت که با پاسخ منفی وی روبرو گشت...

بصیرت:تلاش برای مشابهت سازی 22 خرداد 88 به دوم خرداد 76 آغاز شده و عده‌ای در این راستا حاضر به تغییر مهره‌ها نیز نیستند.
سالها پس از دوران دفاع مقدس، وقتی جریان چپ با کمال ناباوری در جهت بازگشت به قدرت فعالیت خود را آغاز کرد، به فکر بهره‌گیری از ظرفیت‌ها و فرصت‌های آن دوران برآمده و برای نشان دادن پایبندی خویش به خط امام به سراغ نخست‌وزیر آن زمان، میرحسین موسوی رفت که با پاسخ منفی وی روبرو گشت. برای مدعیان خط امام که پیروزی بر رقیب یک اصل بود، پاسخ موسوی از چنان اهمیتی برخوردار نبود و مهم ظرفیت وی بود که می‌توانست به اهداف و مقاصد این جریان کمک کند.
این تاکتیک تا جایی کارگر افتاد که سخنگوی کارگزاران رسماً پس از سالها که اذعان کرد حزب متبوعش بانی دوم خرداد بوده تصریح کرد که البته کاندیدای جریان چپ شخص دیگری بود و ما روی میرحسین توافق کرده بودیم. امروز اما بدون اینکه کمترین تشابه میان شرایط و موقعیت‌های هر دو جریان کشور وجود داشته باشد بار دیگر نام میرحسین موسوی به میان آمده و این‌بار خاتمی به عنوان کسی که جایگزین وی در دوم خرداد 76 گردید و اکنون با تجربه دو دوره ریاست جمهوری و نامزد اصلی اصلاح‌طلبان مصرانه از او می‌خواهند که وارد میدان رقابت‌ها شود.
موسوی گرچه ظاهراً بیش از گذشته به موضوع نامزدی اش در انتخابات دهم فکر می‌کند اما به این نکته نیز توجه دارد که اگر آمدن ساده بود خاتمی که هم شناخته شده‌تر در ابعاد بین‌المللی است و هم با گروه‌های اصلاح‌طلب میانه بهتری دارد و هم تجارب بیشتر و مفیدتر و هم فاصله او از موضوعات روز و مسائل سیاسی کمتر است، چرا نمی‌‌آید ؟ خاتمی چه دلیل قانع‌کننده‌ای در پاسخ آقای موسوی که به او می‌گوید خودتان چرا نمی‌آیید ارایه می‌کند؟ شاید خاتمی از مشکلاتش برای ادامه کار می‌گوید. شاید از وجود کروبی که ممکن است به نفع موسوی کنار برود اما به نفع وی هرگز. شاید از انسجامی که در جبهه مقابل ایجاد می‌شود، شاید از خطر تخریب و یا... .
در این میان واقعیت چه مورد اشاره آندو قرار گیرد یا نگیرد این است که امر رقابت سخت است. در دوم خرداد رئیس‌جمهور سابق کاندیدا نبود و با کاندیدای جریان متعلق به خودش نیز همراه نبود. آنها که حزب حاکم بودند و قدرت داشتند و به قول خودشان مایل به تعویض ریل بودند، قصد ایجاد موازنه قدرت در بین دو جریان را داشتند . لذا وزنه پاندولی خود را در جناح رقیب قرار دادند.
امروز اما رقابت با رئیس‌جمهور سخت است و خاتمی می‌داند حتی اگر همه اصلاح‌طلبان هم یکصدا پشت سر او قرار گیرند نتیجه انتخابات مشخص نیست و آنچه در ذهن آنها تصور می‌شود، صحنه دور دوم انتخابات نهم است و شکست در نظر دوم خردادی‌ها در این مرحله به عنوان آخرین میخ تابوت اصلاحات یاد می‌شود و این در حالیست که نه جبهه دوم خرداد، نه اقلیت و اکثریت بلکه در کمتر گروهی از این مجموعه یکدلی و یکدستی مشاهده می‌شود و اخیراً بخش مهمی از کارگزاران سازندگی به سمت اعتماد ملی کوچ نموده است. آقای موسوی اما ظرفیت‌هایی دارد که آنچه از منظر اصلاح‌طلبان مهم است اینکه او می‌تواند اجماع در جبهه اصول‌گرایان را بشکند و این دقیقاً عکس کارکرد خاتمی برای این جبهه است. یعنی هر چه خاتمی بر اجماع و اتحاد اصولگرایان کمک می‌کند موسوی به همان اندازه ائتلاف آنها را متزلزل می‌سازد.
اما آیا موسوی می‌آید و اگر بیاید می‌تواند پیروز انتخابات باشد؟
گرچه پاسخ به پرسش نخست آسان‌تر از پیش‌گویی در خصوص نتیجه انتخابات است اما تردید درباره آمدن موسوی کمتر از نگرانی در مورد احتمال پیروزی وی نیست چرا که وی در پاسخ به دعوت‌کنندگان با درایت خاصی به سنجش موقعیت خودش نه در یک جناح بلکه هر دو جناح توجه نموده و ورودش را مشروط به اجماع قطعی و عملی گروههای اصلاح‌طلب معتقد به نظام و همچنین حمایت بخش‌هایی از اصولگرایان دانسته است.
با این حساب می‌توان گفت ویژگی‌های فردی و منش آقای موسوی، نامزدی او را به معادله‌ای پیچیده‌ تبدیل کرده که حل آن ساده‌تر از حل اختلافات میان گروه‌های اصلاح‌طلب نیست. عدم شناخت میرحسین از نوع واکنش گروه‌های افراطی اصلاح‌طلب از یکسو و ضریب ماندگاری و تک‌روی اقلیت اصلاح‌طلبان از سوی دیگر و ابهام جدی از تعامل افراطیون با وی پس از موفقیت احتمالی از سؤالات مهم معادله فوق است. از این رو پاسخ سؤال دوم نیز تا حدود زیادی روشن می‌باشد و اگر ابهامات موسوی در خصوص میزان همراهی گروههای دوم خردادی همچنان پابرجا باشد تردیدها و دغدغه‌هایش نسبت به نتیجه انتخابات نیز افزایش می‌یابد.
چرا که دلایل مخالفان وی در خصوص تعلق او به دهه اول انقلاب، عدم آشنایی نسل جوان با وی و عدم همراهی او با اصلاحات در سالهای اخیر بی‌پاسخ مانده و حضور موسوی در اندازه طرح نام وی اختلافات میان گروههای دوم خردادی را دوچندان کرده است. ضمن آنکه طرح استفاده از ظرفیت وی برای شخصیت‌های دیگر نیز کارآیی خود را برای بار دوم از دست داده است.

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات