بصیرت: چهارشنبه گذشته اولین بیانیه کاخ سفید در خصوص مذاکرات با ایران منتشر شد.
این بیانیه که روی وب سایت کاخ سفید آمده است میگوید: «رئیس جمهور آمریکا بدون هیچگونه پیش شرطی به دیپلماسی و مذاکرات سخت و مستقیم با ایران خواهد پرداخت» این بیانیه میافزاید: «اوباما و بایدن گزینهای در اختیار ایران میگذارند. اگر ایران برنامه اتمیاش و حمایت از تروریسم را رها کند، ما مشوقهایی مانند عضویت در سازمان تجارت جهانی، سرمایهگذاری اقتصادی و حرکت در جهت عادی سازی روابط دیپلماتیک ارائه میکنیم. اگر ایران به رفتار دردسرآفرین خود ادامه دهد ما فشار اقتصادی و انزوای سیاسی را تشدید خواهیم کرد.»
در یک نگاه ابتدایی بین صدر و ذیل نخستین بیانیه کاخ سفیدتناقض آشکار وجود دارد. به نظر میرسد بیانیهنویسهای کاخ سفید از این پس باید مراقب این تناقضگوییها و چند پهلو سخن گفتنها باشند.
همانطور که ملاحظه میکنید در صدر بیانیه آمده است؛ آمریکا بدون پیش شرط با ایران به مذاکره خواهد پرداخت اما بلافاصله شروطی را قبل، حین و بعد از مذاکره ارائه میدهد که عبارتند از:
-1 توقف فعالیت علمی و صلح آمیز هستهای
-2 رها کردن حمایت از تروریسم (بخوانید حمایت از مردم مظلوم فلسطین و لبنان در برابر وحشیگریهای رژیم صهیونیستی)
-3 شرط عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی، شکستن حصر اقتصادی سه دهه گذشته و بالاخره برقراری روابط دیپلماتیک، تن دادن به دو شرط فوق است. آنچه در بیانیه آمده است همان شروط دولت بوش، اتحادیه اروپا و در حقیقت مطالبات رژیم صهیونیستی از همپیمانان غربی خود است.
طبیعی است که دولت و ملت ایران در خصوص کیفیت مذاکرات و شروط مذاکرات حرف دارد. اولا ما به دلایل زیر مذاکرات را سخت و مستقیم نمیبینیم بلکه آن را آسان و غیرمستقیم تلقی میکنیم.
-1 همان طور که آقای اوباما در نطق ورود به کاخ سفید گفت؛ «دنیا عوض شده ما (آمریکا) نیز باید تغییر کنیم» ما هم میگوییم دنیا تغییر کرده است. جامعه جهانی حزب الله و حماس را یک سازمان تروریستی نمیداند، آنها مشروعیت قانونی ومردمی دارند و مطالبات ملت خود را نمایندگی میکنند.
در عوض رژیم صهیونیستی را یک رژیم غاصب و نامشروع و تروریست میدانند که با بمب و موشک و تانک و توپ یک ملت مظلوم و بیدفاع را زیر آتش میگیرد.
لذا اولین شرط ملت و دولت ایران برای عادی سازی روابط این است که کاخ سفید حمایت خود را از مشتی تبهکار و جنایتکار جنگی در سرزمینهای اشغالی بردارد و اجازه دهد سازمانهای بینالمللی محاکمه جنایتکاران جنگی را با کارنامه 60 ساله اشغالگری در دستور کار قرار دهند.
-2 دومین شرط برقراری روابط این است که آمریکا تولید و گسترش سلاحهای هستهای را متوقف کند و در یک پیمان جهانی با دیگر اعضای دائمی شورای امنیت حرکت به سوی خلع سلاح دائمی را در دستور کار قرار دهد. تا ما جهانی عاری از سلاحهای کشتار جمعی، هستهای، میکروبی و شیمیایی و ... داشته باشیم. مردم جهان انتظار دارند دیگر جنایاتی چون هیروشیما- و اخیرا غزه- تکرار نشود.
برنامه هستهای ایران یک برنامه کاملا علمی و فنی و در عین حال صلحآمیز است و بارها اعلام شده است که جمهوری اسلامی ایران تصمیم به ساخت سلاح هستهای ندارد. این را هم نه به احترام آمریکا بلکه حرکت به این سمت را به خاطر ملاحظات ایدئولوژیک نادرست میداند.-3 سومین شرط برقراری روابط دیپلماتیک از سوی ایران، بازگرداندن حسابهای بلوکه شده ایران در آمریکا و پس دادن وجوهی که در زمان شاه خائن به عنوان پیش پرداخت خرید سلاح به آمریکا داده شده است میباشد.
-4 چهارمین شرط عدم مداخله آمریکا در امور داخلی ایران و رعایت قوانین بینالمللی و احترام به ملت ایران در دستیابی به استقلال و پیشرفتهای علمی و اقتصادی است. ما نیازی به کمک آمریکا نداریم فقط میخواهیم آمریکا در روابط ما با دیگر کشورها و مجامع بینالمللی اخلال ایجاد نکند. مشوقهای پیشنهادی در بیانیه پیشکش خودشان!
-5 آقای اوباما در نطق ورود به کاخ سفید گفته است: «با دنیای اسلام براساس احترام متقابل رفتار میکنم.»
ایران امالقرای جهان اسلام است و عمق استراتژی ایران حداقل در دو جنگ نابرابر 33 روزه حزب الله و 22 روزه حماس و نیز تظاهرات حمایت آمیز مردم جهان در 5 قاره برای غرب و بویژه آمریکا مکشوف شد.
شرط عادی سازی روابط آن است که آمریکا و رژیم صهیونیستی دست از سلطهگری بردارند و تسلیم رای مردم منطقه و جهان در نحوه اداره زندگی خودشان باشند.
لذا آمریکا پس از 30 سال بیمهری و ستم در حق ملت ایران راهی جز تسلیم در برابر مطالبات مردم ایران، ندارد.
اگر منظور آمریکا احترام به چند کشور عربی است که با سیاستهای کاخ سفید طی نیم قرن همراهی کردند، اینکه حرف جدیدی نیست. شرط «تغییر» در سیاستها، تنظیم روابط جدید با دولت و ملت ایران براساس شروطی است که در تهران تعریف میشود نه در واشنگتن!
-6 آمریکا باید به دلیل کشتار بیرحمانه ملت ایران در سالهای 56 و 57 و حمایت از سلطنت نامشروع پهلوی و نیز همکاری و همیاری با دولت بعث عراق در تحمیل جنگ 8 ساله به ایران غرامت مادی و معنوی بدهد. این هم یکی از شروط پایهای گفتگوهای طرفین است کما اینکه برخی از شهروندان آمریکایی که در سرزمینهای اشغالی و یا لبنان کشته شدهاند ادعاهایی علیه ایران در محاکم قضائی آمریکا مطرح کردهاند. هر چند این ادعاها مضحک است. اما ادعای ملت ایران یک ادعای واقعی است.
-7 اوباما درنطق ورودی خود به کاخ سفید گفته است: «مصمم هستیم رویکرد تازهای در پیش گیریم و دستمان را به سوی دستهایی که مشت نشدهاند دراز کنیم و آن را بفشاریم.»
به نظر میرسد همانطور که بیبیسی تفسیری در این مورد ارائه داده، این بخش از نطق ناظر به گفتگوها با ایران باشد.
اما باید پرسید به چه دلیل هنوز هیچ چیز از پیش معلوم نیست، ملت ایران مشت گره کرده خود را باز کند و در دست کسانی قرار بدهد که برای نابودی آنها دهها هزار بمب هستهای و میکروبی را در زرادخانه خود انبار کردهاند و در نابودی مردم غزه و جنوب لبنان از کاربرد بمبهای خوشهای، فسفری و اورانیوم ضعیف شده دریغ ندارند؟
سرمایه ملت ما در مذاکرات همین مشت گره کرده است و دلیلی ندارد قبل از اینکه چیزی روشن شود، مشت خود را باز کنیم.
-8 شروطی که گفته آمد بخشی از مطالبات ملت ایران از آمریکا برای عادی سازی روابط است. امیدوارم اگر زنگ گفتگوها به صدا درآمد کسانی که از طرف دولت جمهوری اسلامی این مطالبات را نمایندگی میکنند کوچکترین نرمش و سازشی در گفتگوها از خود نشان ندهند.