
در 20 بهمن سال 81، حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق، در دیدار جمعی از اساتید دانشگاه اعلام کرد. «جمهوری اسلامی ایران به فناوری غنی سازی اورانیوم دست یافته است» در آن سال، متخصصین هسته ای کشورمان موفق شده بودند با استفاده از 3 سانتریفیوژ در مجتمع غنی سازی نطنز، به غنی سازی 1/2 درصد دست یابند.
در 20 فروردین سال 85 نیز مراسمی با عنوان روز ملی فناوری هسته ای در آستان قدس رضوی برگزار شد و دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور به صورت رسمی اعلام کرد جمهوری اسلامی ایران موفق گردیده است با نصب، راه اندازی و تزریق گاز هگزا فلوراید به یک آبشار 164 تایی از سانتریفیوژها، به غنی سازی 8/3 درصد دست یابد که البته این درصد غنی سازی بعدها به 8/4 درصد رسید.
اما گام سوم ایران در 20 فروردین ماه سال جاری برداشته شد وطی مراسمی در مجتمع غنی سازی نطنز، رئیس جمهور کشورمان اعلام کرد ایران به فناوری تولید صنعتی سوخت هسته ای دست یافته و به جرگه کشورهای تولید کننده صنعتی سوخت هسته ای پیوسته است.
اگر چه ذکر جزئیات این موفقیت ملی بر عهده بازرسان آژانس گذاشته شد که قرار است 10 اردیبهشت وارد تهران شده و گزارش بازرسی خود را تقدیم دبیر کل آژانس انرژی اتمی نمایند، اما این روزها بازار حدس و گمان ها درباره ابعاد این موفقیت کم نظیر علمی داغ است. بر اساس برخی گزارش ها، جمهوری اسلامی ایران موفق شده است با راه اندازی وتزریق گاز به 1500 سانتر یفیوژ، عملاً به فناوری تولید سوخت هسته ای درمقیاس صنعتی دست یابد. اما برخی منابع دیگر اعلام کرده اند ایران با نصب، راه اندازی و تزریق گاز به 3 هزار سانتریفیوژ منتظر استحصال محصول غنی شده است و درعین حال 3 هزار دستگاه سانتریفیوژ دیگر نیز نصب شده که به زودی راه اندازی و تزریق گاز به آنها هم آغاز می شود.
دربدو امر، شاید این سوال پیش آید که تفاوت گزینه اول با دوم در چیست و چه مقدار از لحاظ تکنولوژیک و زمانی با هم فاصله دارند؟ به اعتقاد کارشناسان داخلی و خارجی، در مقیاس فنی، تفاوت چندانی بین گزینه اول و دوم وجود ندارد چرا که از لحاظ تکنولوژیک، کشوری که موفق به نصب، راه اندازی وتزریق گاز به 1500 سانتریفیوژ می شود، برای رسیدن به 3000 سانتریفیوژ، فقط نیازمند چندصباحی است که به این مرحله دست یابد و گرنه از نظر فنی، تفاوتی بین راه اندازی 1500 سانتریفیوژ با 3 هزار تا و یا حتی 30 هزار سانتریفیوژ نمی باشد.
رفتار شناسی رسانه ای و سیاسی غرب
اما نوع مواجهه رسانه ای دنیای غرب با سه محاکمه جمهوری اسلامی ایران در فناوری غنی سازی اورانیوم و تکمیل چرخه سوخت برداشته است، تقریباً مشابه و یکسان بوده است. در مرحله اول، رسانه های غرب با تکذیب دستیابی ایران به فناوری تولید چرخه سوخت در مقیاس های پایلوت، آزمایشگاهی و صنعتی، مدعی شده اند که جمهوری اسلامی ایران درصدد بزرگنمایی وفریب افکار عمومی است اما مدتی بعد که گزارش بازرسان آژانس درمرحله نهایی شدن و ارائه به صحن علنی آژانس می گردید، کم کم ازموضع تکذیب فرونشسته و روی به بزرگنمایی خطر هسته ای شدن ایران آورده اند.در این میان، پرداختن به نوع مواجهه سیاسی و دیپلماتیک دنیای غرب با سه گامی که جمهوری اسلامی ایران برداشته است نیز خالی از لطف و فایده نیست. درگام اول ایران در سال 1381، غربی ها به ویژه ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی، با به راه انداختن تبلیغات سهمگین و دروغین، مدعی شدند که ایران در آستانه دستیابی به سلاح هسته ای است و باید با این خطر جهانی مقابله کرد. در آن روزها حجم فشار روانی وتهدید های دنیای غرب به اندازه ای بالا گرفت که بسیاری از ناظران وتحلیل گران از حمله قریب الوقوع آمریکا به مراکز هسته ای ایران خبر می دادند.
در این برهه زمانی که جمهوری اسلامی ایران اولین تجربه هسته ای خود را لمس می کرد، تحت فشار تهدیدهای مجازی دشمنان و فریب افکارعمومی دنیا، به مسیری سوق داده شد که از آن به دوره شفاف سازی و اعتماد سازی یاد می کنیم. در آن دوره، مسئولان ارشد نظام و تیم مذاکره کننده هسته ای که در اوسط سال 82 شکل گرفت، به این نتیجه رسیدند که برای فاصله گرفتن از فشارها و تهدید دنیای غرب و همچنین تنویر افکار عمومی، مدتی را به تعلیق فعالیت های هسته ای کشور بگذرانند و پس از طی نمودن سیاست شفاف سازی و اعتماد سازی که درگفتگوهای مستقیم با اتحادیه اروپا وآژانس بین المللی انرژی اتمی انجام می شود، فعالیت های خود را از سربگیرند. به این دوره در پرونده هسته ای ایران، دوره «تعلیق برای مذاکره» می گویند. یعنی جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفت درمرحله اول تمام فعالیت های هسته ای خود را به حالت تعلیق درآورده و سپس درگفتگو با دنیای غرب، روی به شفاف سازی فعالیت های هسته ای خود و درنهایت اعتماد سازی بیاورد.
با روی کار آمدن دولت نهم درتیرماه 1384، دکتر احمدی نژاد در اولین موضع گیری رسمی خود اعلام کرد، دوران بهانه جویی های دوساله غرب به پایان رسیده و جمهوری اسلامی ایران به زودی فعالیت های هسته ای خود را از سر خواهد گرفت. یک ماه بعد، تعلیق در یوسی اف اصفهان شکسته شد ودر دی ماه همان سال نیز، سانتریفیوژها در نظنز به گردش در آمدند. با توسعه وگسترش فعالیت های هسته ای ایران، دنیای غرب که از یک سو اهرمی جز فشار، تهدید ودرشت گویی در مواجهه با کامیابی های هسته ای کشورمان نداشت، واز سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران را بی اعتنا به تمامی این تهدید ها وارعاب ها، مصمم درپیمودن فتح قله های علمی و دستیابی به فناوری های استراتژیک دنیای امروز می دید، چاره ای جز عقب نشینی از سیاست «تعلیق برای مذاکره» و روی آوردن به پروژه «مذاکره برای تعلیق» نیافت.
سولانا که در سفر سال 82 خود، درجمع خبرنگاران با صراحت وجسارت هر چه تمام اعلام کرده بود اگر ایران پروتکل الحاقی را نپذیرد آب خوش از گلوی اوپایین نخواهد رفت»، در سال 84 وپس از تحویل بسته پیشنهادی اروپا، به صراحت اعلام کرد «من از خبرنگاران می خواهم درباره پیشنهادهای جذاب، سخاوتمندانه و جامع اروپا روشنگری کرده واز منفی بافی خودداری نمایند.»
دراین برهه حساس زمانی، سیاست جمهوری اسلامی ایران بر مبنای پیشرفت سریع درحوزه های فنی و تکنولوژیک بود وتیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان نیز بر این مهم تاکید داشتند هر چه در فناوری هسته ای و گسترش و میزان غنی سازی کامیابی داشته باشیم، مشکل غرب را درمذاکرات و چانه زنی ها بیشتر کرده ایم و شرط اولیه هر مذاکره سودمندی، پیشرفت در فناوری هسته ای است.
پس از به کار افتادن آبشار اول نطنز واستحصال 8/3 درصدی اورانیوم غنی شده از آن، دنیای غرب که تا آن روز از تعلیق تمام فعالیت های هسته ای ایران سخن می گفت، این بار ناچار شده بود دیگر بر سر داشته های ما چانه نزند وغنی سازی در سطح پایلوت را از ایران بپذیرد واگر مذاکره ای هست در مورد تعلیق فعالیت های آینده جمهوری اسلامی ایران باشد.
رویکرد پذیرش ایران هسته ای
اما نوع سوم مواجهه غرب با فعالیت های هسته ای ایران از زمانی آغاز شد که دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور با صدور فرمانی خطاب به رئیس سازمان انرژی اتمی، این سازمان را موظف کرد هر چه سریع تر مقدمات دستیابی ایران به تولید صنعتی سوخت هسته ای ونصب 3 هزار سانتریفیوژ را فراهم نماید. با صدور این فرمان، گزارش های بازرسان آژانس حاکی از آن بودکه جمهوری اسلامی ایران جهشی بزرگ را در مسیر هسته ای شدن آغاز کرده و قطار هسته ای ایران که ترمز آن برداشه شده، با سرعت به سمت توسعه وگسترش به حرکت در آمده است. در این برهه، رویکرد جدیدی درغرب ظهور و بروز یافت که مبتنی بر پذیرش ایران هسته ای بود. اولین موضع گیری رسمی در این باره، برزبان ژاک شیراک جاری گردید مبنی بر آن که حتی اگر ایران دارای یک یا دو سلاح هسته ای هم شود، باز هم تهدید ی علیه صلح وامنیت جهانی به حساب نخواهد آمد. ویا برژینسکی که در گفتگو با نشریه تایم از لزوم تمرین و مدارای غرب با ایران هسته ای سخن گفت.
اگر چه این روکرد هنوز مورد قبول وتوافق همه کشورهای غربی واقع نشده واز سوی دولت هایی چون آمریکا، انگلیس ورژیم صهیونیستی به شدت مورد انتقاد قرار می گیرد، اما رصد تحولات جاری در پرونده هسته ای ایران نشان می دهد که شیب تحولات به نفع جمهوری اسلامی ایران در حال رقم خوردن است و تیم نومحافظه کاران و شاگردان اشتراوس چاره ای جز آن ندارند که به جای پاک کردن صورت مسئله ایرن هسته ای، لب به اعتراف گشوده واز ظهور ایران هسته ای وتمرین زندگی مسالمت آمیز با آن سخن بگویند.
در عین حال نباید از آخرین تلاش های مقامات کاخ سفید و حتی دولت های غربی در مسیر دستیابی به قله های رفیع فناوری های استراتژیک غافل بود. در دوره جدید، استراتژی غرب بر توالی صدور قطعنامه های شورای امنیت، انزوای منطقه ای وبین المللی ایران، گسترش دامنه تحریم ها، تحریک قومیت ها و مذاهب، شکاف میان مردم و حاکمیت، پیگیری پروژه براندازی نرم، دامن زدن به نافرمانی های مدنی و گسست انسجام واجماع ملی متمرکز شده است.
پیام های 20 فروردین
اما آنچه که در 20 فروردین سال جاری در نطنز اتفاق افتاد، دارای پیام ها و سیگنال های متعددی برای غربی ها بود. ما در این روز به دنیای غرب اعلام کردیم که استراتژی غرب در ایجاد مشکل مداوم و فشار متراکم نه تنها مانعی فراروی پیشرفت های هسته ای ملت ایران به وجود نمی آورد، بلکه عزم ما را در پیمودن هر چه سریع تر قله های اقتدار ودستیابی به فناوری های استراتژیک، جزم تر می نماید. پیام دیگر 20 فروردین آن بود که اگر غرب بخواهد بی قانونی کند، ابزارهای بی قانونی رفتار کردن جمهوری اسلامی ایران نیز مهیاست. آنچه می ماند فقط اراده سیاسی ایران است که باید دید به چه چیز تعلق می گیرد. مهم آن است که ایران اکنون پشتوانه فنی لازم برای تعقیب هر نوع اراده ای را داراست.
از سوی دیگر، رفتار جمهوری اسلامی ایران درماههای اخیر دارای این پیام برای غرب بوده است که به موازات رفتارهای تهدیدآمیز و غیرقانونی غرب، جمهوری اسلامی ایران ضمن شتاب بخشیدن به فعالیت های هسته ای خود، میزان دسترسی های آژانس به تأسیسات هسته ای خود را کاهش داده است که تعقیب همزمان این دومسیر نشان می دهد که جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفته است درشرایط تهدید آمیز وغیر منصفانه فعلی، نوعی سیاست ابهام استراتژیک را درپیش بگیرد و چشم های آژانس وشاید هم سازمان های اطلاعاتی غرب را در مراکز هسته ای ایران، روز به روز کم فروغ تر نماید. گرامیداشت روز ملی فناوری هسته ای و پیوستن رسمی ایران به جرگه کشورهای تولید کننده سوخت هسته ای در حالی اتفاق افتاد که هنوز دو هفته بیشتر از صدور قطعنامه ضد ایرانی 1747 علیه جمهوری اسلامی ایران نمی گذشت.
واکنش ایران در 20 فروردین سال جاری به توالی صدور قطعنامه های شورای امنیت دارای این پیام بود که اگر چه دست ما درشورای امنیت سازمان ملل بسته است اما سربازان این آب و خاک درمراکز حساسی چون نطنز نشان داده اند که میدان مانور ما در تأسیسات هسته ای کاملاً باز است و غرب باید منتظر شوک های جدی تر ایران اسلامی باشد. غرب چه بخواهد و چه نخواهد، باید بداند که ما بسیاری از ابزارهای اقتدار را دراختیار داریم ونوع بهره مندی و استفاده ما از این ابزارها، بستگی به رفتاری دارد که آنها در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران از خود بروز می دهند. شاید بازی تازه آغاز شده باشد.