صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۸  ، 
کد خبر : ۷۳۵۲۶

خاورمیانه جدید!


فرزان شهیدی
مدعیان صلح و حقوق بشر به کدامین کنج خزیده‌اند؟ آیا مناظر دهشتناک جنایات رژیم صهیونیستی در قانا و دیگر شهرهای لبنان و فلسطین از دیدگان آنها پنهان مانده است؟ آیا صدا ضجه کودکان یتیم و مادران داغدیده به گوش این مدعیان نمی‌رسد؟
آن چه امروز در لبنان می‌گذرد آمیزه‌ای است از خشم و قساوت و سبوعیت بشری از یک سو و مقاومت و مظلومیت و شجاعت از سوی دیگر. معرکه کنونی لبنان عرصه‌ای است برای تسویه حساب‌های قدیمی که فراتر از مرزهای لبنان است. نبردی است میان دو فرهنگ و دو اندیشه که یکی سلطه‌گر است و دیگری اهل مقاومت. یکی درصدد بلعیدن منطقه است و دیگری بر هویت ملی و دینی خود پای می‌فشارد.
ابرقدرت‌های جهان همچنان از صلح و امنیت سخن می‌رانند، اما ظاهرا این صلح و امنیت تنها برای برگزیدگانی است که در «سرزمین موعود» گردآوری شده‌اند. با این منطق حزب‌الله و حماس که رژیم غاصب را برنمی‌تابند تروریست محسوب می‌شوند، لذا به هر قیمتی باید از بین بروند! هر چند به بهای نابودی ملت فلسطین و لبنان!
در این منطق مجازات دسته جمعی جایز و بلکه واجب است! ملت بی‌دفاع لبنان باید سخت‌ترین حملات را متحمل شود، زیرا مقاومت در سرزمین او نشو و نما یافته است و تاکنون در کنار این مقاومت ایستاده است! پس هدف اصلی از میان بردن مقاومت است و باید هر چه زودتر ریشه آن را به درآورد زیرا این پدیده خطرناک می‌رود تا نهادینه شود و تبدیل به فرهنگی سترگ در خاورمیانه و بلکه جهان گردد! خاورمیانه جدیدی که واشنگتن از آن سخن می‌گوید، منطقه‌ای است عاری از فرهنگ پایداری و به دور از هرگونه نغمه مخالفت با رژیم صهیونیستی و آمریکا. آن‌گونه که کاندولیزا رایس گفته، نبرد طاقت‌فرسای کنونی به مثابه درد زایمانی است که در نهایت خاورمیانه جدید با شناسنامه آمریکایی و صهیونیستی از آن متولد می‌شود!
با این تفاصیل تماشاچیان بحران جاری هیچ تمایلی به آتش‌بس ندارند، بلکه تجاوزگر را به ادامه جنایات خود تشویق می‌کنند تا کار حزب‌الله و حماس و به تعبیر روشن‌تر کار منطقه یکسره شود!
آری با جنگنده‌های فوق مدرن اف16 و تانک‌های پیشرفته میرکاوا باید راه صلح آمریکایی در منطقه گشوده شود! آری باید با تروریسم مقابله کرد، هر چند با توسل به خشونت‌بارترین شیوه‌های تروریستی!
صلحی که سردمداران کاخ سفید از آن دم می‌زنند تنها با از میان رفتن حزب‌الله و حماس تحقق می‌یابد و شگفتا که این دو نهاد در برابر انظار مدعیان دمکراسی دارای پایگاه مستحکم مردمی هستند! اما این واقعیت تلخ در منطق آمریکا و اسرائیل پذیرفته نیست، زیرا دمکراسی خاورمیانه هم باید همانند دیگر مفاهیم متحول شود و صبغه آمریکایی یابد! باید کسانی از صندوق‌های رای بیرون بیایند که سرسپردگان غرب و تابع سیاست‌های آنان باشند.
از این منظر دولت فعلی لبنان یک دمکراسی نوپا خوانده می‌شود که حزب‌الله سیادت آن را تهدید می‌کند. از این رو حزب‌الله باید سلاح خود را در چارچوب قطعنامه 1559 به دولت لبنان تحویل دهد تا او نیز این سلاح را سخاوتمندانه به اربابان خود تقدیم کند! در این سناریو مفهوم سیادت نیز برای ما روشن می‌شود.
این بار نیز تصمیم‌سازان آمریکا و اسرائیل دچار اشتباه بزرگی شده‌اند. اشتباه آنان این است که از فرهنگ مقاومت که ریشه در امتداد تاریخ دارد اطلاعی ندارند. آنان نمی‌دانند و یا می‌دانند و بار دیگر آزموده را آزموده‌اند، آزموده‌ای که حاکی از تحکیم و تقویت مقاومت در اثر سرکوب و فشار است.
هنوز هم هستند کسانی که معتقدند باید قطار صلح را که در سال 1991 از ایستگاه مادرید حرکت کرد و در میانه راه متوقف شد به راه انداخت. اما هم دوست و هم دشمن معتقدند روند سازش نه در حال احتضار که بلکه مرده است!
در جایی که امیدی به احیای مادرید و اسلو نیست تنها گزینه کوفتن بر طبل جنگ است آن هم جنگی مفتوح و فراگیر و البته مجاهدان مقاومت هم: که ابایی از نبرد ندارند و بلکه مشتاق جهاد و شهادتند ـ گفتند حال که جنگ را مفتوح اعلام می کنید پس بگذار مفتوح باشد!
پس شروع‌کننده جنگ دشمنانند و حزب‌الله در مقام دفاع است و جنگ نابرابر است و ظالمانه، پس پرچم مقاومت دگربار برافراشته می‌شود و طرح خاورمیانه بزرگ یا خاورمیانه جدید با چالش جدی مواجه می‌شود. وجدان‌های بیدار گرد این پرچم حلقه می‌زنند و مردم لبنان که در معرض مستقیم حملات این آتش سوزانند یکپارچه اعلام میدارند: کلنا مع المقاومه!
آیا دشمنان می‌خواهند یک ملت و بلکه افکار عمومی جهان را که علیه آنان برشوریده‌اند مجازات کنند؟ به راستی تا کی و تا کجا؟ الیس الصبح بقریب؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات