راز گشایی روزنامه «کیهان» از پشت پرده کیفیت تخصیص جوایز و نشان های بین المللی از سوی «سازمان ملل متحد» به روزنامه نگاران و کاریکاتوریست های ایرانی سبب بروز واکنش های گوناگون محافل رسانه ای و همچنین ایجاد شکاف فکری در میان ارگان های رسانه ای جناح های مدعی اصلاح طلبی شده است.
راهبرد «کیهان» در رویارویی با شبح «ناتوی فرهنگی» که نظریه پردازان «سازمان ملل متحد» بنای گستراندن آن را بر پهنه ایران دارند، بازخوانی سوابق و رویکردهای نظریه پردازانی است که بنیانگذار و بانی اهداء جوایز و مدال های گوناگون به روزنامه نگاران هستند.
منابع خبری- تحلیلی، این راهبرد رسانه ای، منابع آشکار و تحت اینترنت هستند که ارجاعات آن در جای جای نوشتارهای «کیهان» مضبوط و مثبوت است. بنابراین «کیهان» در این راهبرد رسانه ای از چیدن اجزای خبری جدا از هم و ساختن فرضیه های حتی محتمل بهره نگرفته است، بلکه در افشای لابی صهیونیست و رسانه ای حاکم بر سازمان ملل متحد و مشخصاً عملکرد «کمیته ارتباطات و اطلاعات عمومی» این سازمان در اهداء جایزه و لقب N.U.F (دوست سازمان ملل متحد) به کاریکاتوریست ایرانی، از مدل تحلیلی ساده تری پیروی کرده است، که اساس «روزنامه نگاری منتقدانه» و «گویاسازی اطلاعات» را می سازد.
«کیهان» با ارجاع مخاطبان و ناظران فرهنگی به سایت های رسمی، بدواً با لحاظ مصلحت ها و حرمت شخصیت های حاضر در تفکر اصلاح طلبی بدون رمزگشایی از ابعاد وسیع ارتباطات کاریکاتوریست روزنامه «اعتماد ملی» کوشید تا آنان را که دغدغه دین و انقلاب دارند، از تعاملات ناصوابی که به نام «فرهنگ و هنر» میان فعالان فرهنگی داخل کشور با نظریه پردازان صهیونیست سازمان ملل متحد پدید آمده آگاه کند، کوشید تا چرایی اهداء جوایز، نشان ها و مدال ها به اعضاء و هواداران احزاب مدعی اصلاح طلبی را باز کاود؛ این کوشش مجمل و اولی، اما سبب آغاز جدالی لفظی و ظهور ادبیاتی پشت وانتی گشت. در گام دوم «کیهان» با تکیه بر ادله و مستندات متقن (و نه حتی قرائن و شواهد موجود) به تحلیل زندگی و حرفه «راران لوری» پرداخت و با بهره گیری از پروفایل رسمی این کاریکاتوریست صهیونیست، سابقه او در مدیریت پرتیراژترین روزنامه اسرائیلی (یدیعوت آهارونت)، عضویت او به عنوان تحلیل گر حامی جنگ طلبان نئوکنسرواتیو را به عنوان پژوهشگر ارشد در مؤسسه مطالعات استراتژیک و بین المللی واشنگتن دی سی، حضورش در کنار نخست وزیران و رؤسای جمهور اسرائیل را به عنوان مشاور رسانه ای و.... را بازخوانی کند تا نشان دهد حامی مالی و بنیانگذار جایزه «دوستی» و لقب N.U.F در کمیته ارتباطات و اطلاعات عمومی سازمان ملل متحد یعنی «راران لوری» از چه ابعاد نظری و عقیدتی ای برخوردار است.
این بازخوانی شیوه رازگشایی «کیهان» را به نقطه ای سوق داد تا مخاطبان تصویری جامع از اهداف پشت پرده سازمان ملل در حمایت مادی و معنوی از روزنامه نگاران در نحله های فکری گوناگون، بیابند؛ اما علیرغم این تصویرسازی مستند، فضاسازی ارگان مطبوعاتی حزب «اعتماد ملی» به سوی شاخص هایی غیرحرفه ای و سیاسی میل کرد، به این خیال که از پس رازگشایی های «کیهان» درباره هشداری پیرامون ابزارها و ابعاد «ناتوی فرهنگی» و جای پای آن در «سازمان ملل متحد»، این رازگشایی ها، به جدالی سیاسی تقلیل یابد؛ اگرچه در هشدار و انذار نخستین این بحث، روش و منش «اعتماد ملی» مخاطب «کیهان» بود، اما در ادامه آن، تحلیلگران روزنامه به واقعه حمایت های مادی و معنوی سازمان ملل از افراد، کلان تر نگاه کردند و ابعاد آشکار، اما نهان در حیطه خبر و تحلیل جریان اطلاعات رسانه ها را دیدند.
با این اوصاف غوغاسالاران چون همیشه بنای فحش و کتمان نهادند. روزنامه «اعتماد ملی» دیروز در دومین پاسخ خود به کیهان همچنان دلبستگی خود به «ادبیات پشت وانتی» را عیان کرد، بدون این که در سرمقاله اش، حتی یک دلیل بر رد مستندات و گویاسازی های «کیهان» بیاورد.
رویه «اعتماد ملی» از نخستین روز مواجه با هشدار و انذارهای «کیهان» مبتنی بر ایراد اتهام و افترا بود، با این حال در سرگشتگی و فرافکنی خود ما را مخاطب قرار داد که: «با این اوصاف مزید امتنان خواهد بود چنانچه دوستان کیهانی بگویند توهین، پرونده سازی، تهمت و افترا چه نسبتی با روزنامه نگاری و اخلاق رسانه ای و حرفه ای دارد؟!». این روزنامه بدون آوردن مصادیق ادعاهای خود، پس از همین جملات، روزنامه «کیهان» را متهم به «موازی کاری اطلاعاتی و قضایی» کرده است و اتهاماتی را نسبت داده که به خیال خام خود بتواند گریبان خویش را از افشاگری مستند کیهان برهاند و آبروی رفته خود در میان مخاطبانش را که هرچه هستند به امام (ره) و ایران دلبسته اند، بازگرداند.
این رویه «اعتماد ملی» سبب گشت تا حتی میان اعضاء آن در برابر چگونگی مواجه با رازگشایی های مستند «کیهان» اختلاف بیفتد که این شکاف در صفحه اول این روزنامه (مورخ 29/1/86) مشهود است. در کنار «پاسخ اعتماد ملی به کیهان» با تیتر «از شما بعید نبود!»، حسن کریم زاده (کاریکاتوریست هتاک به ساحت بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران و عضو اعتماد ملی) یادداشتی با تیتر «من هنرمندم و از آن مهمتر مسلمان» نوشت که دیدگاه هایی متفاوت و گاه متضاد با گردانندگان «اعتماد ملی» دارد.
حسن کریم زاده در یادداشت خود دو روزنامه (اعتماد ملی و کیهان) را مخاطب خود قرار داده و با ابراز این اعتقاد که «این دو جریده از بطن مردم ایران و برای آنان هستند» تلاش کرده تا مرزبندی شفافی با سیاستگذاران «اعتماد ملی» که در پی بهره برداری سیاسی و ناصواب از هنرمندان به نفع اهداف خرد و کلان خود هستند، اتخاذ کند.
با این حال فضاسازی های جریان شبه روشنفکری حاکم بر اردوگاه مدعیان اصلاح طلبی چنان است که این کاریکاتوریست هنوز نتوانسته به منطق و استدلالی محکم برای پذیرفتن خطای خود در همنوا شدن با کاریکاتوریست های صهیونیست بیابد، یا اگر هم وفق رازگشایی های «کیهان» به این منطق رسیده، حضور در نشریات زنجیره ای و جریان غالب رسانه ای آنان، تضییقاتی را برای او در نقد عملکردش آفریده است. همین تضییقات سبب گشته تا حسن کریم زاده هم در یادداشت خود دچار تناقض گویی های فاحش گردد، که به پاره ای از آنها اشاره می کنیم:
1- وی می گوید لقب FUN « به جهت فعالیت های هنرمندانه در راستای ایجاد صلح و دوستی در جهان اهداء می شود» و «پشتوانه این انتخاب نیز برای بنده، صرفا انتشار طرح های یکی دو سال اخیرم در مطبوعات که با موضوعات بشردوستانه و در مقاطعی خاص همچون کشتار غیرنظامیان عراقی در جریان حمله نظامیان آمریکایی، اهانت ناجوانمردانه و ناشایست کاریکاتوریست های دانمارکی علیه پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) و نیز تجاوز رژیم اشغالگر قدس به خاک لبنان بوده و لاغیر.»
هر مسلمانی دوست دارد هنرمند کشورش را از این موضع متعهدانه ببیند؛ اما در بیوگرافی ای که از حسن کریم زاده در سایت رسمی UN و سایت های حامی کاریکاتوریست های سیاسی منتشر شده، چنین تصویری دیده نمی شود. اساسا پروفایل ها و بروشورهایی که برای تجلیل از هنرمندی نوشته و ساخته می شود، شاخص هایی را برجسته می کند، که آن شاخص ها نمایانگر دیدگاه سیاستگذاران اهداء جوایز و نشان ها به آن هنرمند است. وقتی در آن پروفایل رسمی، در توضیح زندگی و حرفه این کاریکاتوریست ایرانی، دو شاخص، یکی توهین به مقام شامخ امام خمینی(ره) و تحمل زندان به سبب آن و دیگری تلاش برای خلق کاریکاتورهای مرتبط با حقوق بشر برجسته می شود، آیا می توان پذیرفت مبنای اهداء این جایزه به کریم زاده، مبارزه او با جنگ طلبان بوده است.
«راران لوری» بنیانگذار صهیونیست لقب و نشان «دوست سازمان ملل» (FUN) برای کاریکاتوریست ها به عنوان درجه دار نظامی در نبرد اول و آخر صهیونیست های معاصر حضور داشته است و چندی پیش برای تقویت روحیه سربازان نیروی هوایی آمریکا به فلوجه عراق رفت و با آن ها عکس یادگاری گرفت. وی در حلقه روزنامه نگاران صهیونیست همراه با رؤسای جمهور و نخست وزیران اسرائیل (چون بن گورین، بگین، رابین و شارون) قرار داشته و در زمره مشاورین نزدیک کوفی عنان و با نکی مون (دبیران کل سابق و لاحق سازمان ملل متحد) است. جایزه ای که با نام او به کاریکاتوریست های سیاسی اهداء می شود به امضای دبیر کل وقت سازمان ملل می رسد. با سابقه ای که از «راران لوری» منتشر شده، رویکرد سازمان ملل در اهداء جایزه به حسن کریم زاده می تواند منطبق بر مضامین ادعایی ایشان باشد؟!
2- «کیهان» برخلاف گفتار آقای کریم زاده دریادداشتش ادعای نشست و برخاست ایشان با «اسرائیلی»ها را طرح نکرده و خبر از تعامل و ارتباط این کاریکاتوریست با نحله های هنری معاند داده است. علیرغم این ادعای شگفت انگیز کاریکاتوریست «اعتماد ملی» که از حضور عناصر صهیونیست و اسرائیلی در «نمایشگاه گروهی کارتونیست های سیاسی نیویورک» بی اطلاع است و تأکید می کند «وجود ملیت های مختلف در نمایشگاههایی از این دست امری است طبیعی» و ادعا دارد که «مهم مفهومی است که در طرح های هنرمندان ارائه می شود» نه اینکه «چه کسی از چه کشوری در آن نمایشگاه شرکت داشته»، باز هم «کیهان» مشتاق است که این رویکرد را از آقای کریم زاده بپذیرد که ایشان به سبب «جهل به موضوع» فریب صهیونیست های حامی این جوایز و القاب را خورده اند اما به شرح دلایل آتی، استدلال آقای کریم زاده پذیرفتنی نیست:
اولاً - در سایتی که برای شرکت کنندگان سمینار و نمایشگاه کاریکاتوریست های سیاسی در سازمان ملل راه اندازی شده، شرکت کنندگان و برگزیدگان همگی دارای ملیت ها و هویت های مشخص هستند. تاریخچه لقب FUN، صاحبان این لقب، کاندیداها و برگزیدگان با شرح حال و شاخص های مورد نظر بانی و بنیانگذار صهیونیست این جایزه (راران لوری) همگی منتشر شده است و اتفاقاً پروفایل حرفه ای کاریکاتوریست دانمارکی هتاک به مقام ارجمند و بی همتای حضرت رسول اکرم(ص) و پروفایل یک کارتونیست اسرائیلی به نام Michel kichka در صدر و ذیل نام کاریکاتوریست «اعتماد ملی» قرار دارد. نگوئید که این شناسنامه مرجع را ندیده اید که نپذیرفتنی است.
ثانیاً - در عکسی که روزنامه اعتماد (مورخه 20/1/86) از حسن کریم زاده در کنار چهار کاریکاتوریست دیگر چاپ کرد یک عامل صهیونیست حضور دارد. این کاریکاتوریست که به سبب خلق کاریکاتوری توهین آمیز به مقام پیامبر اعظم (ص) در کلوپ انتشارات Denver، نشان و جایزه شجاعت سال 2006 را از «شبکه بین المللی حقوق کاریکاتوریست ها» دریافت کرد. این نشان و جایزه به یازده کاریکاتوریست دانمارکی که در میان آنان کاریکاتوریست هتاک به ساحت رسول اکرم (ص) حضور دارد هم اهداء شد. دو نشان شجاعت، به دو کاریکاتوریست ضد دین و هتاک.
آیا آقای کریم زاده طرح موهن کاریکاتوریستی را که با او عکس یادگاری گرفته هم ندیده اند؟! آیا از اعطای نشان شجاعت به این طراح الجزیره ای که برای مطبوعات آژانس یهود طرح های زیادی زده است را ندیده اند؟! آیا طراح لوگوی روزنامه «شرق» باز هم از حضور عناصر صهیونیست در کنار خود، از هم نفسی با آنان که ناجوانمردانه پاک ترین بنده حضرت حق را مورد تعرض قرار داده اند، بی خبر است؟! آیا دکتر «روبرت راسل» آلمانی و مدیر اجرایی «شبکه (آمریکایی) بین المللی حمایت از حقوق کاریکاتوریست ها» را که اتفاقا دیروز خبر احضار «مانا نیستانی» به مرجعی قضایی را منتشر کرد، دو روزنامه نگاری که از فعالان لابی صهیونیسم به شمار می روند، نمی شناسد؟!
گفته اید «اگر روزی احساس کنم هنرم کوچکترین آزردگی را برای هرکسی در جهان- به خصوص هم وطنانم- ایجاد کرده، نه تنها خودم را نمی بخشم که قلمم را بوسیده و کنار خواهم گذاشت، چرا که من هنرمندم و از آن مهم تر مسلمان.»
ما و همه هنرمندان متعهد دوست دارند شما را از این موضع و تفکر کنار خود داشته باشند، اما این کنار هم زیستن متعهدانه و دین خواهانه لوازمی دارد- یکی از آن لوازم آن است که به همین سان که با «اعتماد ملی» مرزبندی نظری خود را در یادداشت دیروز خود ابراز کرده اید، با معاندان و صهیونیست ها نیز تمایزیابی شفافی داشته باشید.
آقای کریم زاده! به دنبال دوستی و کسب مدال شجاعت از این مردم باشید. باور کنید از پایان راه رفته نیز می توان بازگشت ... کیهان از این که گفته اید درکاریکاتور سال های قبل هم منظورتان حضرت امام (ره) نبوده است خشنود است.
و بالاخره انتظار آن است که جناب آقای کروبی بعد از مشاهده اینهمه اسناد غیرقابل انکار از اصرار بر اقدام ناشایسته و دشمن پسند برخی اطرافیان خود در حزب و روزنامه اعتماد ملی دست بردارند و به خود آیند که آیا از شخصیتی مانند ایشان دور از انتظار نیست که از یکسو شعار خط امامی بودن بدهند و در همان حال، در مقابل اهانت به ساحت مقدس حضرت امام«ره» تا این اندازه بی تفاوت باشند؟