صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۲:۰۰  ، 
کد خبر : ۷۴۳۰۷

نبرد پیچیده دیپلماسی


علی امینی
باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا چند هفته ای است که در هرم قدرت سیاسی آمریکا قرارگرفته است. این قدرت بدون شک برسایر قوای نظامی و اقتصادی آمریکا سایه افکنده است. پیش از این و درعرصه انتخابات ریاست جمهوری، اوباما از تغییر و دگرگونی در سیاست های آمریکا سخن گفت شاید یکی از دلائل اقبال عمومی مردم آمریکا به وی نیز همین شعار بوده است. همانطوری که جهانیان در دو دوره ریاست جمهوری جمهوریخواهان هزینه های سنگینی پرداخت نمودند، مردم آمریکا نیز با چالش های عدیده ای مواجه شدند. در این دو دوره کشور آمریکا در عرصه جهانی و در میان افکار عمومی دنیا تا حد منفورترین کشورهای جهان تنزل یافت.
در این میان، سخن گفتن از تغییر از سوی یکی از دو کاندیدای برجسته حزب دموکرات آمریکا که اینک وی رئیس جمهور این کشور شده است، برای باز تولید قدرت سیاسی آمریکا و اصلاح روش ها و شیوه های نادرست دوران حاکمیت جریان نومحافظه کاری در این کشور موضوع قابل توجهی به نظر می رسد اما باید دید که نگاه اوباما از تغییر چیست؟ از منظر تجزیه و تحلیل مفهومی، تغییر در حد فاصل انقلاب و تحول قرار دارد. به نظر می رسد که مفهوم تغییر از دیدگاه اوباما ایجاد یک اراده عمومی در آمریکا برای نیل به اتحاد ملی معطوف به تکثرگرایی بین المللی در جهت حل چالش های آمریکا است.
آنچه مسلم است این که، اوباما محصول قدرت هوشمندانه در آمریکا است، قدرتی که در تکاپو است تا مخرج مشترک قدرت نرم دموکرات ها و قدرت سخت محافظه کاران در این کشور باشد. در واقع اوباما می خواهد تا این قدرت در هم تنیده و هدفمند را در عرصه های مختلف داخلی، منطقه ای و بین المللی به کار گیرد تا منافع راهبردی آمریکا را که طی یک دهه اخیر به چالش کشیده شده است بازسازی، تثبیت و استحکام بخشید. این اراده در کابینه وی کاملا مشهود است. به عبارت دیگر آنچه که در کابینه اوباما به وضوح مشاهده می شود نوعی «تکثرگرایی اجماع محور» است. انتخاب هیلاری کلینتون دموکرات به عنوان وزیر خارجه، ژنرال جیمزجونز جمهوریخواه به عنوان مشاور امنیت ملی و رابرت گیتس نومحافظه کار به عنوان وزیر دفاع حاکی از نوعی ساخت سیاست تکثرگرای وحدت محور است که اوباما تلاش دارد آن را در سطوح مختلف قدرت در عرصه های داخلی، منطقه ای و بین المللی اعمال نماید.
اوباما می خواهد با استفاده از مشارکت هدفمند هر دو جناح سیاسی قدرتمند در آمریکا، انرژی متراکم آنها را برای حل چالش های فراروی ایالات متحده و تثبیت و تحکیم قدرت این کشور استفاده کند. اینکه آیا او در عمل موفق خواهد شد که این قدرت هوشمند را مدیریت و اعمال نماید یا نه باید منتظر ماند و بازتاب اعمال سیاست های وی را مشاهده نمود. کابینه قبلی آمریکا به ریاست جورج بوش، با گفتمان «نفی گرایی کلام محور» و از طریق نفی دیگران و ادبیات خشن می خواست جایگاه و موقعیت برتر آمریکا را در عرصه بین المللی به اثبات برساند اما کابینه جدید با فاصله گرفتن از آن گفتمان تلاش دارد تا با مشارکت دادن دیگران در ساخت سیاست، خود به مدیریت جهان بپردازد و برخلاف نومحافظه کاران که سیاست یک جانبه گرایی را در برخورد با چالش های فرارو در محیط بین المللی اعمال می کردند، اوباما و کابینه اجماع ملی وی تلاش دارد تا در برخورد با چالش های فراروی تعاملی هوشمندانه داشته باشد.
براساس این سیاست، اوباما با متحدین سنتی ایالات متحده آمریکا، در قالب تکثرگرایی، اجماع بیشتری خواهد داشت. به این ترتیب مرکز ثقل قدرت سیاسی و نظامی آمریکا از عراق و خاورمیانه به طرف استوانه بحران یعنی افغانستان و پاکستان نقل مکان خواهد کرد. برای نیل به این قدرت، اوباما تلاش خواهد کرد تا ضمن ارتقای پتانسیل مشارکتی در سطح بین المللی، بر روی تعهدات باصطلاح خیرخواهانه آمریکا برای مبارزه با چالشگران غیرحکومتی ( گروه های مقاومت ضد آمریکا) که در ادبیات دولتمردان آمریکای نیروهای تروریستی قلمداد می شوند تاکید ورزد. اجرای این سیاست با هدف بازسازی وبهبود چهره سیاسی مخدوش شده آمریکا در جهان انجام می گیرد.
اوباما در مورد ایران نیز اگر چه از مذاکره بدون تعلیق سخن گفته اما در اواخر انتخابات ریاست جمهوری و طی چند هفته اخیر حضور در کاخ سفید هر زمان که راجع به ایران سخن گفته به نحوی اعلام داشته که ابزارهای سخت از روی میزش کنار نخواهد رفت. در منظر اوباما، ایران اسلامی همچنان یک «چالش عمده » و «تهدید» تلقی می گردد.
رئیس جمهور جدید آمریکا تلاش می کند در برخورد با ایران از یک خرد سیاسی معطوف به مهار استفاده کند . لذا وی با تغییر اولویت بندی گزینه های سابق و جابه جایی آنها در برخورد با ایران، در چارچوب قدرت هوشمندانه از ترکیبی از قدرت های نرم وسخت بهره خواهد گرفت. در دوره قبل، اولویت با قدرت سخت ( اول چماق بعد هویج) اما در این دوره اولویت با قدرت نرم خواهد بود. ( سیاست هویج و چماق)
هیلاری کلینتون ، وزیر خارجه دولت اوباما در زمان شروع به کار خود در وزارت امور خارجه براین نکته مهم تاکید داشت که در برخورد با ایران از سیاست هویج و چماق استفاده خواهد کرد. به این ترتیب دولت جدید آمریکا تلاش می کند تا با بهره گیری از روش هوشمندانه و خرد اجماع ملی و مشارکت جهانی، جذابیت برخورد با ایران را در عرصه جهانی ارتقاء دهد.
دولت گذشته با برجسته سازی تهدیدات ایران، توانست تا در قالب تئوری های جنگ نامتعادل، بر افکار عمومی جهان سوار شود و ایران را به عنوان یک تهدید بین المللی تا مرزهای بین ماده 41 و 42 شورای امنیت سوق دهد و اما این دولت تلاش می کند تا با حفظ آن مرزهای گذشته دایره محاصره و فشارهای بین المللی را بر روی ایران متمرکز نماید تا بلکه مقاومت را در ایران اسلامی و انقلابی متزلزل و فضای استراتژیکی را برای تغییر رفتار در ایران مهیا سازد.از این رو سخن گفتن از مذاکره مستقیم و بدون پیش شرط از سوی رئیس جمهور آمریکا بدون تردید با هدف کنترل و مهار ایران انجام می شود.
آنچه مسلم است اینکه اوباما فرصت خطرناکی برای ایران است. ادبیات او در برخورد با ایران، ادبیاتی هوشمندانه و زیرکانه است و به همین دلیل نرم سخن می گوید و اما رفتار پیچیده از خود بروز می دهد. شکست سیاست های اوباما دیپلماسی فعال، خردمندانه و پیچیده ای می طلبد. دیپلمات های ورزیده و با ایمان دستگاه سیاست خارجی کشورهان باید با توکل بر خدا خود را برای یک جنگ دیپلماسی پیچیده و در هم تنیده با آمریکا آماده کنند. جنگ پیچیده ای که با بهره گیری از امدادهای الهی ، انشاء الله تعالی به خروج کامل آمریکا از منطقه و انزوای بین المللی این کشور منجر خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات