فرزان شهیدی
نوار غزه از هفتم دی ماه 78 طی 22 روز آماج شدیدترین ووحشیانه ترین حملات رژیم صهیونیستی قرار گرفت. در این نبرد نابرابر اسراییل بیش از 1500 تن بمب بر سر مردم بی دفاع غزه فروریخت که در اثر آن بیش از 1300 تن به شهادت رسیده وحدود 6000 نفر مجروح شدند وزیرساخت های غزه در سطح گسترده ای ویران شد، اما مقاومت ونماد آن یعنی جنبش حماس از میدان بدر نرفت وتسلیم نشد.
از این منظر جنگ 22روزه غزه پیروزی تازه ای را برای جبهه مقاومت رقم زد ودر مقابل شکست مفتضحانه جدیدی را به پرونده رژیم صهیونیستی افزود. از این رو جنگ غزه نقطه عطف مهمی در روند تحولات نظامی وسیاسی منطقه محسوب می شود که همانند جنگ سی وسه روزه شایان بررسی وتحلیل ابعاد وپیامدهای مختلف آن می باشد.
هدف دولت ایهود اولمرت از جنگ غزه آن بود که با بمباران شدید هوایی ودر مرحله بعد حمله زمینی کار حماس را در نوار غزه یکسره کند تا به این وسیله هم انتقام شکست جنگ سی وسه روزه را از جبهه مقاومت بستاند وهم در عرصه داخلی آرای مردم اسراییل را در آستانه انتخابات به حزب حاکم(کادیما) جلب کند، خصوصا آن که طبق نظرسنجی ها حزب رقیب یعنی لیکود پیشتاز بوده است.
حذف ویا حداقل مهار حماس در باریکه غزه وپس از آن سپردن اداره این منطقه به خودگردان نیز از دیگراهداف رژیم صهیونیستی محسوب می شد که در این هدف کشورهای عربی هم با رژیم غاصب همداستان بودند.
اما شکست درجنگ غزه رویاهای اولمرت وهمقطارانش را نقش برآب کرد وآثار نارضایتی وگسست داخلی در سرزمین های اشغالی از اواسط جنگ مشهود بود. اعلام آتش بس یک جانبه از سوی رژیم صهیونیستی مفهومی جز ناکامی در تحقق اهداف نظامی نداشت، هر چند دولت تل آویو تلاش کرد با اعلام آتش بس بر سر جهانیان منت نهاده وخود را صلح طلب معرفی کند. این دروغ پردازی همانند سخنان اولمرت در کابینه است که در شامگاه اعلام اتش تاکید کرد اسراییل در اهداف نظامی خود پیروز شده است!
رژیم صهیونیستی تلاش کرد آن چه را در معرکه نظامی کسب نکرد در عرصه سیاسی بدست آورد، لذا در مرحله پس از جنگ به شگردهای سیاسی متوسل شد تا با کمک هم پیمانان غربی وعربی خود به مهار حماس پرداخته وبه زعم خود از کابوس مقاومت در غزه خلاصی یابد.
از جمله طرح های سیاسی اتخاذ ترتیبات امنیتی جدید در غزه ودر مرزهای مصر می باشد. رژیم صهیونیستی تمایل زیادی دارد آمریکا ویا نیروهای ناتو در این ترتیبات حضور داشته باشند، اما مصر نسبت به این ایده تمایلی نشان نداده است.
به تعبیر برخی محافل صهیونیستی طرح امنیتی رژیم صهیونیستی قصد دارد غزه را از یک زندان خونین به یک قفس طلایی تبدیل کند. این تعبیر بدان معناست که رژیم صهیونیستی از طرح محاصره وحمله نظامی علیه حماس طرفی نبسته واینک دراندیشه شگردهای نرم افزاری علیه این جنش می باشد ودر همین راستا است که ایهود اولمرت در اجلاس شرم الشیخ از بازسازی غزه سخن می گوید، گویی جهانیان واعراب باید حتی هزینه راکت های اسراییلی را که در غزه شلیک شده پرداخت کنند!
بدین ترتیب محاصره غزه همچنان ادامه خواهد یافت، هر چند شکل ظاهری آن تغییر یافته ویا کشورهای دیگری ماموریت رژیم صهیونیستی را در انفکاک حماس از محیط پیرامونی خود برعهده گیرند.
ادامه محاصره هر چند به شکل نرم افزاری در واقع انزوای حماس را دنبال می کند ودر وهله بعد اسراییل قصد دارد از کابوس غزه رهایی یابد وبه تدریج فلسطینی ها را از آرمان ها وخواسته هایی همچون تشکیل دولت مستقل بازدارد.
با این تحلیل ادامه حضور حماس در غزه که موجب تداوم انفکاک سیاسی وجغرافیایی میان فلسطینی ها شده است، مطلوب رژیم صهیونیستی است وحال که حذف حماس ممکن نشده است، اما تحمل این جنبش ـ البته در صورت به دست آوردن ضمانت های قوی برای آتش بس پایدارـ برای رژیم صهیونیستی قابل قبول است.
اما از نگاه جبهه مقاومت تحلیل های دیگری به گوش می رسد. اگر زمانی برخی از رهبران اسراییلی آرزو داشتند روزی باریکه غزه در دریا غرق شود ویا رهبران فعلی این رژیم تلاش دارند با فشار ومحاصره وحمله نظامی غزه را به زانو درآورند، اما امروز پس از جنگ 22 روزه شاهد آن هستند که غزه همچنان پابرجاست وفرهنگ مقاومت در آن موج می زند.
حملات سنگین جنگنده های اف - 16 وتانک های میرکاوا- 4 وبمب های سوزاننده فسفری نه تنها این مقاومت را از میان نبرد، بلکه موجب تقویت آن در میان فلسطینی ها شد ودر فراسوی مرزها حیثیت اسراییل را به عنوان یک رژیم تروریستی وجنایتکار بیش از گذشته لکه دار کرد.
حماس در غزه حضور دارد وبلکه پس از جنگ علیرغم خسارت های مادی ومعنوی، موقعیت برتری یافته است در مقابل حکومت خودگردان وریاست آن به شدت تضعیف شده است.
در مجموع پیروزی غزه پیام های مهمی دربردارد. یک پیام آن نوید پیروزی های مکرر به مجاهدان وطرفداران جبهه مقاومت است که شامل خیل عظیمی از توده های مردمی ووجدان های بیدار نه تنها در جهان اسلام وعرب، که در سرتاسر جهان است. حماس به عنوان پرچمدار این پیروزی، نظریه «خانه عنکبوت» را بار دیگر آزمود وبه این جمع بندی رسید که با مقاومت ومعنویت در کنار تدابیر میدانی وتاکتیکی می توان اسطوره اسراییل را در هم شکست، همان گونه حزب الله لبنان این تجربه را در سال های 2000 و2006 آزمود.
پیام دیگر متوجه جبهه متحد سازش وخصوصا رژیم های وابسته عربی است که در جنگ «فرقان» در کنار «کفار حربی» ایستاده ونقش «منافقان داخلی» را ایفا کردند. اما امروز در برابر ملت های خود که حامی جبهه مقاومت هستند، احساس شرمساری می کنند.
وبالاخره جنگ غزه همانند جنگ سی وسه روزه مدعیان حقوق بشر اعم از مجامع بین المللی وقدرت های بزرگ را بار دیگر رسوا ساخت ونشان داد که جهان متمدن امروز با مبانی حقوق بشر وعدالت فاصله زیادی دارد.