امیر محبیان در سرمقاله رسالت با عنوان چرخش جهش یا تغییر روش؟ پیامدهای تغییر دبیرکل مشارکت را مورد ارزیابی قرار داد. در این یادداشت با ذکر بخشی از گفتههای رضا خاتمی و محسن میردامادی که طی آن دبیرکل سابق به انتقاد از دولت احمدینژاد پرداخت و دبیرکل جدید روند پیشین اصلاحات را مورد نقد قرار داد، نوشته شده است: تفاوت دیدگاه حداقل در سطح گفتار میان دبیرکل جدید و دبیرکل پیشین کاملا آشکار است. واقعا چه اتفاقی افتاده است؟ آیا جبهه مشارکت با درک تحولات اجتماعی و سیاسی ای در داخل (انتخابات مجلس و ریاستجمهوری) و چه در خارج(تغییرات ناشی از عملکرد حزبالله) که مورد تایید جدی میردامادی در همایش احزاب سراسر کشور با عنوان حمایت احزاب از مقاومت لبنان و فلسطین قرار گرفت، به نوعی چرخش در مواضع سیاسی دست زده است؟ یا آنکه میکوشد به جای حل معضلات تئوریک در مبانی اعتقادی حزب در عرصه پراتیک سیاسی صرفا از روی این معضلات بجهد؟ و یا آنکه فارغ از همه اینها مشارکت همچنان به درستی تئوریک و عملی رویکردهای خود در عرصه استراتژی باور داشته و تنها میکوشد در حد تاکتیکها تغییر روشی را برای گذار از شرایط فعلی به نمایش گذارد؟ روزنامه رسالت در یادداشتی دیگر با عنوان مشارکت در انشعاب، با اشاره به برگزاری کنگره مشارکت و انتخاب دبیرکل جدید این حزب نوشت: انتخاب میردامادی به دبیرکلی مشارکت را میتوان واکنشی از سوی میانهها و سنتیها به شکست انتخاباتی محصول عملکرد تندروها تعبیر کرد به نحوی که دو طیف اولی رفتار نسنجیده و افراطی طیف سوم را علت اصلی رویگردانی مردم در انتخابات اخیر میپندارند. رفتارهایی نظیر به تعطیلی کشانیدن شورای شهر اول، مصوبات و تحصن مجلس ششم نزدیک شدن به گروههای فرسوده و بدون پایگاه اجتماعی اپوزیسیون نظیر نهضت آزادی و ملی – مذهبیها که نتیجهای جز دلزدگی مردم از مشارکت را در پی نداشت. این روزنامه نوشته است: در سطحی عمیق تر شاید بتوان از اعمال نفوذ برخی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب – پدرخواندههای مشارکت – در انتخاب دبیرکل جدید نیز ردی یافت. هژمونی سازمان مجاهدین بر گروههای موسوم به اصلاحطلب زمانی پذیرفتنی و ملموس خواهد بود که قدرت در حزب مشارکت از تندروها به میانهها منتقل شده باشد. در بخش دیگری از یاد داشت آمده است: راه نیافتن رمضان زاده حتی به گردونه رقابت برای دبیرکلی آن هم در موقعیتی که وی از سوی شاخه جوانان حزب مشارکت متمایل به طیف تندرو به عنوان گزینه دبیرکلی حمایت میشد، از تسویه حساب داخلی و معضلات پیچیده در آیندهای نه چندان دور حکایت میکند. گویی مدل فروپاشی حزب همبستگی و انشعابات متعدد درون تشکیلاتی در انتظار حزب 8 ساله مشارکت است. روزنامه کیهان نیز به نقل از اسدالله کیان ارثی عضو مجمع روحانیون مبارز نوشت: اصلاحطلبان هویت واقعی خود را هنوز باز نیافتهاند.. اصلاحطلبان نه از اول هویت واقعی خود را پیدا کرده بودند و نه آنوقت که قدرت در دستشان بود توانستند به این جهت پی ببرند و نه اکنون واقعی صحبت میکنند امروز عدهای میگویدن استراتژی ما اتئلاف است ولی همین افراد همیشه عامل تفرقه و جدایی در جبهه اصلاحات بوده و هستند...به دلیل عدم وجود تعریف جامعی از اصلاحات هر کسی یک گوشهای ازحرف را میگرفت و به یک گونه باعث اختلاف در آن دیدگاههای صحیحی که ممکن بود به نتیجه هم برسد، میشد همین افراد و گروهها زمانی هم که در قدرت بودند محدودهای را مشخص نکردند که برطبق آن پیش بروند و اکنون بسیاری از آنان به زیاده گویی مبتلا شدهاند.