رضا گرمابدری
بسماللهالرحمنالرحیم
حدود شصت سال بود که صهیونیست ها قلدرمآبانه هرگاه اراده می کردند به صورت نحیف و آزرده ملت نجیب و مظلوم فلسطین سیلی می زدند و هر گاه یک کشور عربی در دفاع از ملت فلسطین موضعی می گرفت و انتقادی می کرد سیلی محکم تری دریافت می نمود. سیاست مزورانه «چماق و هویج» صهیونیست ها که با حمایت همه جانبه آمریکا اعمال می شد تعدادی از رهبران عرب و فلسطین را به پای میز مذاکره کشاند، حال آنکه در زیر پوست هویت اصیل فلسطین مقوله ای کاملا مغایر با آنچه که در ذهن صهیونیست ها و این بخش از رهبران عرب وجود داشت، در جریان بود. آغاز انتقاضه نشان داد که ملت فلسطین این بازی های سیاسی که در پی به باد دادن عزت و شرافت آنها است را بر نمی تابد. نخست وزیرهای رژیم صهیونیستی یکی پس از دیگری با برنامه های جدید آمدند و رفتند، اما ملت فلسطین ماند و مقاومت کرد. ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستی به گمان آن که با یورش ناجوانمردانه و وحشیانه به ملت فلسطین می تواند بر مشکلات عدیده داخلی فایق آید، غزه را آماج حملات گسترده ارتش صهیونیستی قرار داد تا ملت فلسطین و حماس را به زانو درآورد. ضعف دفاعی حماس در مقابله با تهاجمات سنگین صهیونیست ها خاطر ایهود اولمرت را در تداوم حملات آسوده کرده بود.
درگیر شدن نیروهای حزب الله با صهیونیست ها در منطقه شبعا و به اسارت درآمدن دو صهیونیست تمام محاسبات اولمرت را برهم زد و خاطر آسوده وی را آنچنان پریشان ساخته که باید از او به عنوان بداقبال ترین نخست وزیر رژیم صهیونیستی نام برد که باید فشار خارج از توانی را تحمل کند که از سوی حزب الله بر وی وارد می شود. برخلاف گذشته این مرتبه این ملت فلسطین نبود که می بایست سیلی بخورد و باز هم از بداقبالی اولمرت، او بود که می بایست سیلی محکمی از حزب الله بخورد. اسارت دو صهیونیست به دست نیروهای حزب الله آنچنان محاسبات اولمرت آماده شده برای برگزاری جشن پیروزی بر حماس و ملت فلسطین را بر هم زد که از روی ناچاری و برای حفظ حیات سیاسی خود مجبور به حمله به لبنان شد. اگر اولمرت به لبنان حمله نمی کرد به احتمال زیاد دولتش سقوط می کرد و حالا که حمله کرده اگرچه به نوعی توانسته مخالفان داخلی خود را در این موضوع دخالت دهد، اما به هیچ عنوان قدرت اداره این جنگ تمام عیار و ادامه آن را ندارد.
نقطه قوت و برتری رژیم صهیونیستی در گذشته نسبت به اعراب و بویژه فلسطینی ها و لبنانی ها برخورداری از تجهیزات پیشرفته نظامی و پشتوانه تبلیغاتی برای بزرگنمایی این قدرت و نیز تجربه چند جنگ پیروزمندانه بر اعراب بود. اما امروزه عوامل اصلی دخیل در شکل دهی به توان نظامی صهیونیست ها تغییر کرده است. با رویکرد اعتقادی ملت فلسطین و لبنان به مبارزه همه جانبه با رژیم غاصب و فراهم آوردن لوازم این مبارزه در عرصه نظامی، معادلات گذشته به نفع ملت فلسطین و لبنان تغییر یافته است. آنچه که در حال حاضر نقش تعیین کننده ای در فرجام این درگیری نظامی دارد، میزان «استقامت» است و در این میان ملت لبنان و فلسطین پیشینه روشن و مشخصی دارند آنها سال ها جنگ، ویرانی و ناامنی را بخشی از زندگی خود برشمرده اند و با آن خو گرفته اند و در مقابل صهیونیست ها به هیچ عنوان طاقت تحمل ناامنی و آوارگی و محرومیت را ندارند به همین خاطر دولت اولمرت وضعیت بسیار شکننده ای دارد و به زودی ناچار خواهد شد برای جلوگیری از وخیم تر شدن موقعیت خود عقب نشینی کند ولی چون به درستی متوجه شده است اگر اقدام به عقب نشینی کند می بایست امتیازات بیشتری نسبت به درخواست اولیه حزب الله در برابر آزادی دو اسیر بدهد، در حال چاره اندیشی است. افزایش تهاجمات موشکی حزب الله و هدف قرار دادن مراکز اقتصادی و محل اسکان پرتراکم صهیونیست ها و نیز گرفتن اسرای بیشتر بسیار زودتر از آنچه که پیش بینی می شود کمر دولت اولمرت را خواهد شکست. در این معرکه هولناک «معیار مقاومت» کارساز است، چیزی که صهیونیست ها از آن بی بهره و حزب الله نماد و مظهر آن است.