صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۴  ، 
کد خبر : ۷۴۸۲۴

آزادی بیان؟!


رضا گرمابدری
اعتراض وزارت خارجه ایران به کشورهای اروپایی درخصوص نقض حقوق بشر در این کشورها که با ارسال نامه انجام گرفت بهانه ای شد برای مسعود بهنود تا بتواند دوباره در نقش مدافع و حامی آزادی بیان! ظاهر شود و از این جایگاه به نقد جمهوری اسلامی ایران بپردازد. وی در این ارتباط می نویسد: «آری این حق ایران و کشورهای جهان است که به نقض حقوق بشر در نقطه ای از گیتی اعتراض کنند و حق انحصاری آمریکا و اروپا نیست اما تبصره ای دارد، جوامعی که در آنها آزادی بیان خدشه دارد اعتراضشان در گوش جهان نمی پیچید.
صدمه ای که محدودیت های آزادی بیان به جوامعی مانند ایران وارد می کند بیش از اینها است... متن اعتراض هایی که به نقض حقوق بشر در اروپا و آمریکا می شود، مستند است به افشاگری های رسانه های همان جوامع و این خود بزرگترین موید وجود آزادی بیان است و خود بزرگترین نقطه قوت جوامع مردمسالار که از خطا مصون نیستند، بدکاری در آنجاها نایاب نیست، گوانتانامو و بدکاری ابوغریب دارند، سربازانشان در ژاپن گاهی مرتکب خطاهای بزرگ می شوند، شرکت های بزرگشان تخلف مالی می کنند، مدیران بلندپایه دولتی و پارلمانی شان مصون از فساد نیستند، اما عاملی که باعث می شود که با همه اینها بحرانی جامعه را تهدید نکند آزادی بیان است. رسانه های همگانی با آن آزادی تضمین شده ای که برای افشای مفاسد و بدکاری ها دارند قدرتی به جوامع مردمسالار می دهند که دیگر جوامع از آن محرومند. این مقدمه که «اگر دستگاه حاکمه آمریکا و کشورهای اروپایی اجازه دارند ناقضان حقوق بشر را تعیین و به دنیا معرفی کنند، چرا ایران نداشته باشد» سخنی درست است که بر بنیاد آن می توان یک بنای استدلالی نهاد و به ظاهر همین است که دولت را واداشته تا وارد این عرصه شود و در بیانیه ای خطاب به اروپایی ها نسبت به نقض حقوق اقلیت ها اعتراض کند، اما موثر بودن این اعتراض مستلزم جدی گرفتن آزادی بیان در کشور شاکی است.»
کشورهای پیرامونی (سابقا جهان سوم) از آن رو نمی توانند در مقولاتی مانند حقوق بشر اسبی بدوانند و موجی جهانی دراندازند که آزادی بیان را جدی نگرفته اند.» هر خواننده ای به وضوح درمی یابد غرض آقای بهنود از بافتن این همه «رطب و یابس» بیان این نکته است که در غرب آزادی بیان وجود دارد و در جمهوری اسلامی ایران آزادی بیان وجود ندارد، اما چون بیان عریان این ادعا نظری را جلب نمی کند و کنجکاوی را برنمی انگیزد و خواننده را به سبب تکرار تلخ این عبارات، دلزده و آزرده می کند، دست به دامن «رطب و یابس» شده و چون هدف القاء «فقدان آزادی بیان» در ایران است، توجه چندانی به نکات مقدماتی و عبارات ابزاری که می بایست این القا را به انجام برساند نشده است، موضوع دستخوش تناقض و درهم ریختگی بر هم زننده قواره بحث گشته و اساس و بنیادی برای ادعا باقی نگذاشته است که در ذیل به مواردی اشاره می شود:
1-ایشان ادعا می کند: «جوامعی که در آنها آزادی بیان خدشه دارد اعتراضشان درگوش جهان نمی پیچید.» بر فرض که چنین باشد، این مسئله بدتر و قابل سرزنش تر است یا اینکه در ذیل آزادی بیان صدای اعتراض بلند شود، اما زورمداران با پررویی نسبت به آن بی اعتنایی و آن را رد می کنند. آیا صدای مخالفان اشغال عراق به گوش دولتمردان آمریکایی نمی رسد؟! پس چرا عراق را تخلیه نمی کنند؟ آیا این نان خوردن از شعار «آزادی بیان» و تبدیل آن به چماقی برای کوبیدن بر سر حکومت ها و گروه های مردمی که مخالف سلطه غرب هستند، نیست؟
2-در حالی که در غرب تعداد قابل توجهی از اندیشمندان و حتی اصحاب رسانه به سبب بیان بعضی مطالب که به هر دلیل با ذایقه صاحبان ثروت و قدرت سازگاری ندارد، تحت فشار قرار می گیرند یا شغل خود را از دست می دهند و یا محاکمه قضایی می شوند، چگونه می توان از وجود «آزادی بیان» در غرب دفاع کرد؟ آیا به یاد آوردن اسامی نوام چامسکی، روژه گارودی و... جایی برای این گونه دفاع مزورانه باقی می گذارد؟
3-بهنود می نویسد مستندات اعتراض به نقض حقوق بشر در اروپا افشاگری رسانه های اروپاست و همین را دلیل «آزادی بیان» در غرب معرفی می کند. باید پرسید مگر مستندات ادعاهای آنها علیه جمهوری اسلامی در بحث حقوق بشر مطالب رسانه ها و به ویژه مطبوعات نیست؟ آیا اینکه آقای بهنود به عنوان یکی از وابستگان رژیم طاغوت سال ها در مطبوعات ایران علیه جمهوری اسلامی و ارزش های آن قلمفرسایی کرده و در متن مورد اشاره فعلی این هم قلم نظام را متهم به محدود کردن «آزادی بیان» می کند، دلیل واضح و محکمی برای وجود آزادی بیان» در ایران نیست؟
4-بهنود «آزادی بیان» را بزرگترین نقطه قوت جوامع مردم سالار می داند و در عین حال می نویسد: این جوامع از خطا مصون نیستند، بدکاری در آنجاها نایاب نیست، گوانتانامو و بدکاری ابوغریب دارند، سربازانشان در ژاپن گاهی مرتکب خطاهای بزرگ می شوند... اما عاملی که باعث می شود که با همه اینها بحرانی جامعه را تهدید نکند «آزادی بیان» است.
آقای بهنود مشخص نکرده که چه نسبتی میان «آزادی بیان» و به تایید وی وجود خطا، بدکاری، گوانتانامو، بدکاری ابوغریب و... وجود دارد. «آزادی بیانی» که وجودش نتواند بازدارنده این همه خلاف و جنایت باشد، چه جایی برای دفاع دارد، شاید اینگونه بتوان نسبت میان آن دو را بیان کرد که با دفاع صوری از «آزادی بیان» و سینه چاک کردن برای آن راحت تر می توان بسیاری خطاها و جنایات را انجام داد و از هر گونه مجازاتی هم مصون ماند. آقای بهنود می گوید چون در غرب «آزادی بیان» وجود دارد این گونه اعمال (خطا در این جوامع، گوانتانامو و...) بحران تهدیدکننده برای جامعه ایجاد نمی کند. حال آقای بهنود به این سوال پاسخ دهد، چرا با اینکه به زعم وی در ایران «آزادی بیان» وجود ندارد؟ طی مدت 27 سال گذشته، بحرانی که تهدیدکننده نظام باشد مشاهده نگردید.
5-آقای بهنود! همگان می دانند «آزادی اعتقاد» مقدم بر «آزادی بیان» است، پس چه شده که در فرانسه وجود چند دختر «محجبه» که با حجاب خود نمادی اندک از اعتقاد خود را آشکار کردند، تحمل نشدند و پس از راه اندازی «نمایش کذب» تروریسم در آمریکا و برخی کشورهای غربی چه که بر سر مسلمانان و حتی شهروندان غربی نیاوردند، در این ایام پر رنج و درد این «آزادی بیان» که بتواند از ایجاد مشکلی جلوگیری کند یا مشکلی را حل کند کجا بود؟ حامیان و مدافعانش کدام اقدام موثر را انجام دادند؟ آقای بهنود مشکل کشورهای پیرامونی، «آزادی بیان» از نوعی که شما و غربی ها می گویید نیست. مشکل، خود این کشورها و مبلغین آگاه و ناآگاه آنها هستند. تلاش این زنجیره این است که مردم این کشورها دست پنهان مشکل ساز را نبینند و سرگرم موضوعاتی مانند «آزادی بیان غربی» باشند. مردم این موضوع را خوب می فهمند، مشروط بر آنکه با دسیسه، آیینه نگاه آنها را غبارزده نکنند!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات