عباسعلی فرزندی: مقاومت و ادبیات آن که در اندیشه ما و همراهان اعتقادیمان وجود دارد و آزادگان عالم نیز برای آن ارزش قائلند، ریشه درتاریخ حق مداران عالم خلقت دارد و فراتر از احساسات ملی و میهنی است، هر چند این احساسات را نیز به همراه دارد. وقتی از هسته های مقاومت مردمی، مستضعفان و حزب الله حرف می زنیم در حقیقت به زبان مقاومتی اشاره داریم که در سراسر دنیای بشریت و انسانی شناخته شده است، اگرچه از نشانه ها و جزئیات متفاوتی برخوردار باشد و هر چند بخشی از مدعیان پاسداشت ارزش های انسانی و بشری که بویی از انسانیت نبرده اند را یارای درک و فهم ابعاد این مقاومت، نباشد.
در واقع مقاومتی که از آن سخن گفته می شود ضمن این که تشویق مردم به مقاومت و ایستادگی در مقابل دشمنان انسان و انسانیت را تعقیب می کند از شناخت حق و حقیقت و حراست و حفاظت همه جانبه از حریم آن نیز غفلت نمی ورزد، زیرا اندیشه واقع بین و حقیقت نگر، سرزمین و مرزهای توحید را خارج از حقوق انسانی و بشری نمی بیند و هم پوشی نگرش انسانی و اعتقاد توحیدی را با عقل و نقل منطبق می داند و استدلال های فراوانی نیز در این زمینه می تواند ارائه نماید.
وقتی هابیل برای حفظ هویت و ارزش های انسانی همه استعداد خود را برای دفع تجاوز و نفی سلطه گری قابیل به کار گرفت و در این راه وجود خود را فدا نمود اولین بذرهای مقاومت را در سرزمین وجود انسان ها افشاند و به یقین می توان گفت همه هسته های مقاومت مردمی در مقابل طواغیت و مستکبران تاریخ در راستای مقاومت انسانی و حق مدارانه هابیل قابل ارزیابی، تفسیر و تحلیل است.
به راستی آیا می توان با تحلیل واقعی تاریخ بشریت و بررسی ابعاد مقاومت های مردمی چون مقاومت پیروان مومن موسی(ع) در مقابل فرعونیان و ایستادگی مومنانه یاوران طالوت در مصاف با جالوت و سربازانش، ایستادگی مومنانه رسول الله(ص) و اصحابش در مقابل ابوسفیان ها، ابولهب ها و ظلم پیشگانی که آن مجسمه های ظلم و ستم را همراهی می کردند در اوراق به هم پیوسته سرنوشت بشر مشاهده نمود و ضرورت تشکیل هسته های مقاومت مردمی را برای نیل به اهداف بشری و دفع ستم متجاوزان به حقوق انسان ها نادیده گرفت و کارآمدی آن را مورد غفلت قرار داد؟
ضرورت شکل گیری هسته های مقاومت مردمی در مقابل ظلم پیشگان تجاوزگر در طول تاریخ آن چنان آشکار بوده که کمتر کسی آن را انکار می نماید. از شواهد و نمونه های تاریخی کارآمدی هسته های مقاومت مردمی در زمینه استیفای حقوق ملت ها در مقابل زورمداران عالم که بگذریم تجربه ملت ایران در دوران مبارزه با طاغوت و مراحل مختلف انقلاب اسلامی نشان داد که قدرت متراکم مردمی منبعث از هسته های مقاومت آن چنان است که بتواند یک رژیم تا دندان مسلح برخوردار از حمایت های همه جانبه ابرقدرت ها را به گونه ای متلاشی کند که همه جهانیان را به اعجاب وادارد و دگر بار نور امید را در توده های مستضعف مردمی در سراسر دنیا و به ویژه در جهان برخوردار از اعتقاد بگستراند و الگوی کارآمد بسیج مردمی و هسته های مقاومت را فراروی حق پویان و آزادی خواهان عالم قرار دهد.
وقتی ملت ایران با پیروی از امام خمینی(ره) برای نیل به اهداف و حقوق ملی و دینی خود در مقابل فشارها و تهدیدات رژیم پهلوی و آمریکا مراحل مختلف انقلاب خونبار خود را طی می نمود و پس از پیروزی انقلاب نیز با مقاومت مومنانه مردمی گردنه های صعب العبور منتهی به قلل عزت و افتخار را می پیمود به یقین به تبعیت از کلام الهی که رسول خدا(ص) و یارانش را مخاطب: «فاستقم کما امرت و من تاب معک» قرار داده بود، هسته های مقاومتی را پایه ریزی می کرد، که ضمن احیای مکتب حیات بخش تاریخی پرورش دهنده مجاهدان مدافع حقوق انسان ها در دوران معاصر، زمینه شکل گیری هسته های حزب الله و هسته های مستضعفان را در جای جای دنیای پهناور فراهم می نمود چنانچه شکل گیری حزب الله لبنان در جهان تشیع، انتفاضه ملت فلسطین در جهان اهل سنت و سازمان یابی پیروان ادیان الهی و آزادی خواهان عالم در مقابل جهان خواران را می توان نمونه هایی از هسته هایی دانست که در راستای دفاع از حقوق مظلومان و گسترش عدالت در دنیای ناعادلانه امروزی افتخارات بزرگی آفریده اند.