پنج جنگ
تاسیس اسرائیل درماه مه سال 1948 بلافاصله با اولین جنگ پیگیری شد. این جنگی بود که علیه مصر، اردن وسوریه آغازشد وپای عراق ولبنان را نیز به میان کشید. فلسطینی ها به دشواری دراین نزاع مشارکت کردند، اما صدها هزارتن ازآنان آواره شده وبیشتر به لبنان، اردن( کرانه باختری ) وغزه پناهنده شدند. با آتش بسهایی که درپی این جنگ میان طرف های درگیربرقرارشد، اسرائیل توانست به منطقه وسیعی که بسیار بیشترازمیزان اولیه بود، استیلا یافته وحدود 80 درصد ازمنطقه تحت حاکمیت فلسطین را به اشغال خود درآورد.با این وجود اسرائیل هنوز خود را آسیب پذیر می دانست و این احساس ناامنی تنها ازبیت المقدس دو تکه شده و مرزهای به شدت نا آرام ریشه نمی گرفت. توافق وتبانی اسرائیل با انگلیس و فرانسه برسربحران سوئز درسال 1956( دومین جنگ) خیلی سریع اسرائیل را صاحب سپری دفاعی ازنیروهای صلح بان سازمان ملل کرد. این نیروها توانستند میان اسرائیل و مصر در صحرای سینا فاصله بیندازند. پس ازآن درخواست ناصربرای عقب نشینی نیروی فوق العاده سازمان ملل به اصلی ترین عامل برای آغاز جنگ 6 روزه در ژوئن 1967( سومین جنگ ) تبدیل شد. اسرائیل دراین جنگ کرانه باختری، صحرای سینا وبلندی های جولان را به اشغال خود در آورد. به نظربسیاری ازاسرائیلی ها جنگ 6 روزه نزاعی بود که باید امنیت پایدار را برایشان به ارمغان می آورد، آنها برای خود دلایلی هم داشتند.
اردن روحیه اش را باخته بود ومصرو سوریه هم انگیزه چندانی برای ادامه مبارزه نداشتند. اما درحالی که یک میلیون فلسطینی وحتی بیشتر تحت اشغال ارتش اسرائیل بودند، پایان دهه 60 شاهد رشد ملی گرایی فلسطینی بود. دراوایل دهه 70 اسرائیل جنبش های آزادی بخش فلسطینی را اصلی ترین تهدید برای خود می دانست به گونه ای که حتی جنگ رمضان / یوم کیپور(جنگ چهارم) دراکتبر1973 بسیاری از اسرائیلی ها را در بهت فرو برد. دراین جنگ مصر وسوریه تلاش کردند تا اراضی ازدست داده خود را احیا کنند وحتی اسرائیلی ها را مجبورکنند که به یک توافق با فلسطینی ها تن دهند. اما این دو کشور موفق نشدندوجنگ تقریبا همان طورکه شروع شده بود با تلفات سنگین مصری ها وسوری ها وبهت وحیرت جامعه اسرائیلی درغم ازدست دادن برخی از نیروهای زبده نظامی خود به پایان رسید.
این تجربه به همراه رسوایی های متعدد رشوه خواری در دولت اسرائیل به سقوط دولت اتئلاف سه ساله حزب کارگر وبه قدرت رسیدن حزب راست گرای لیکود منجرشد. مناخم بگین وسایرین تلاش های خود را برکنترل نوارغزه وکرانه باختری متمرکز کرده وبا وجود برخی مخالف های داخلی، بامصری ها در کمپ دیوپد برای عقب نشینی ازصحرای سینا ودستیابی به یک قرارداد صلح شکننده، وارد مذاکره شدند. این جنگ کوچکترین خللی درعزم و اراده فلسیطنی ها وارد نکرد واز آنجایی که که بسیاری از فعالیت های آنان از لبنان سازماندهی می شد، اسرائیل درسال 1982 مبادرت به اشغال جنوب لبنان ومحاصره غرب بیروت (جنگ پنجم) کرد. نزاعی که درپی این اشغال با گروه تازه شکل یافته حزب الله درگرفت، زمینه شکست نیروهای اسرائیلی را فراهم آورد. این درحالی بود که حمایت های داخلی اسرائیل نیز به دلیل تلفات پی درپی این نیروها درجنوب لبنان به شدت کاهش یافته بود. اسرائیل درسال 1985 ازبخش اعظم این منطقه عقب نشینی وتا ماه مه 2000 تنها به حفظ نوارباریکی ازآن قناعت کرد.
ظهور انتفاضه
با پایان دهه 80 اسرائیل احتمالا خود را ازهمسایه هایی نظیرسوریه ومصردرامان می دید، اما این رژیم بلافاصله باانتفاضه اول مواجه شد. به کارگیری سربازان جوان و تنومند اسرائیلی وهمچنین استفاده ازخشونت بیشترعلیه شهروندان فلسطینی به خصوص درکرانه باختری موجب رنجش شدید بسیاری ازاسرائیلی ها شد وبه یکی از دلایل اولیه آغاز روند صلح اسلو دردهه 90 تبدیل شد، اما آغاز این روند دلایل دیگری نیز داشت و فقط به ترور اسحاق رابین توسط یک صهیونیست تندرو درنوامبر سال 1995 محدود نمی شد. در دهه 80 حدود یک میلیون یهودی از اتحاد جماهیرشوروی سابق به اسرائیل مهاجرت کردند. بیشتر این مهاجرین عزم خود را جزم کرده بودند که به هر ترتیب ممکن برای اولین بار در زندگیشان امنیت واقعی را برای خود تضمین کنند. این رویکرد باعث شد تا اسرائیل بیشتر به سوی راست منحرف شود. این تحول به همراه شکست های سنگین دولت خود گردان فلسطینی درسپتامبر 2000 زمینه ظهورانتفاضه الاقصی را مهیا کرد.