صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۰۱  ، 
کد خبر : ۷۵۴۲۴

علائق آمریکا در خلیج‌فارس


على دژمان
از میان زیر سیستم های آسیای جنوب غربی، خلیج فارس اولویت اول ایران در راه تحقق سند چشم انداز بیست ساله نظام است.
این زیر سیستم به همان میزانی که برای ایران اهمیت دارد برای مهمترین رقیب فرامنطقه ای ایران یعنی آمریکا حائز اهمیت است. ایالات متحده آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران مجبور شد برخلاف دکترین نیکسون که خواهان عدم حضور مستقیم در خلیج فارس بود، حضور خود را در منطقه تقویت نماید. سیاست کارتر مبتنی براعلام خلیج فارس به عنوان منطقه حیاتی برای آمریکا، سیاست ریگان در حمایت از عراق در مقابل ایران و همچنین سیاست حمایت از کشتی های کویتی، سیاست کلینتون در مهار دو جانبه ایران و عراق و در نهایت استراتژی نظم نوین جهانی بوش پدر و حضور مستقیم در خلیج فارس به بهانه سرکوب تجاوز رژیم بعثی عراق و اینک اشغال نظامی عراق به تدریج حضور آمریکا در منطقه را تشدید کرد. حمله آمریکا به عراق موجب شد تا آمریکا به شکل مستقیم برای موازنه در منطقه حضور دائمی داشته باشد.
موقعیت جغرافیایی خلیج فارس و نقش آن در نظریات ژئوپولیتیکی جهان در گذشته وامروز برکسی پوشیده نیست. این موقعیت در دوران استعمار غرب به عنوان راه نزدیک تر به هندوستان و حفاظت از کمپانی هند شرقی دارای اهمیت خاصی بود و در نظام دو قطبی و پس از فروپاشی آن این موقعیت از حیث ژئوپولیتیکی، ژئواکونومیکی و ژئواستراتژیکی ارزش دوچندان پیدا کرد.
از یک طرف کشور ایران به صورت پل ارتباطی بین شرق و غرب و همین طور به صورت حدفاصل بین اتحاد جماهیر شوروی سابق و روسیه کنونی، خلیج فارس و دریای عمان و در نتیجه اقیانوس هند قرار دارد و از طرف دیگر شبه جزیره عربستان از نظر جغرافیایی دو آبراه مهم خلیج فارس ودریای عمان و بحر احمر را در سواحل خود دارد و از طریق دریای عرب به اقیانوس هند متصل است. از سه تنگه استراتژیک اقیانوس هند یعنی تنگه مالاکا، باب المندب و هرمز، دو تنگه اخیر متصل به شبه جزیره عربستان می باشد. همین طور کانال سوئز نیز در رابطه با بحر احمر و تنگه باب المندب دارای اهمیت است. به عبارت دیگر اعتبار اظهارنظر«آلبوکرک» مهاجم پرتغالی به اقیانوس هند و خلیج فارس در 866 میلادی مبنی براینکه هر دولتی سه تنگه هرمز، باب المندب ومالاکا را داشته باشد برجهان مسلط خواهد بود تا به امروز همچنان باقی است. در میان سه تنگه یاد شده هرمز در مرکز قرار گرفته و تسلط براین تنگه به مفهوم تسلط بر دو تنگه دیگر خواهد بود. لذا سیاست جهانی ایالات متحده آمریکا به عنوان حفظ سلطه جهانی و ایجاد یک نظم سلسله مراتبی دستوری از یک طرف و حضور مستقیم آن در منطقه خلیج فارس از سوی دیگر را می توان در همین راستا تحلیل کرد. اتکای اقتصاد جهان در 50 سال گذشته به نفت ارزان و سرشار خلیج فارس و نیاز روز افزون جهان به انرژی فسیلی و عدم وجود جایگزین مناسب برای انرژی تا 30 سال آینده از یکطرف و از سوی دیگر برخورداری بیش از 66/0 ذخایر ثابت شده انرژی جهانی در خیلج فارس را می توان به عنوان یکی از مهمترین امتیازات ژئو اکونومیک این منطقه ذکر کرد. زیرا از 13 تا 20 میلیون بشکه نفتی که از حوزه خلیج فارس صادر می شود 75 درصد نیاز نفتی اروپا، 65 درصد نیاز نفتی ژاپن و 13 درصد نیاز نفتی از واردات آمریکا که خود یکی از بزرگترین تولید کنندگان نفت در جهان است را به خود اختصاص می دهد. از طرفی نیاز روزافزون کشورهای در حال توسعه در آسیای جنوب شرقی به انرژی می تواند اهمیت این منطقه را دوچندان نماید. نکته دیگر اینکه تنگه هرمز که شاهرگ حیاتی اقتصادی جهانی است در این منطقه قرار دارد. ریچارد نیکسون رئیس جمهور اسبق آمریکا در این مورد می گوید:
نفت خون صنعت مدرن است و منطقه خلیج فارس قلبی است که این خون را مانند تلمبه به جریان می اندازد و راههای دریایی پیرامون خلیج فارس شریانهایی هستند که این غول حیاتی از آنها می گذرد.
خلیج فارس در تثبیت هژمونی آمریکا، به خصوص بعد از حادثه 11 سپتامبر، نقش برجسته ای در استراتژی کلان این قدرت جهانی دارد. لذا آمریکا سعی دارد با کنترل جریان انتقال انرژی، قدرتهای نایب هژمون (اروپا،ژاپن، روسیه، چین و حتی هند) راتحت کنترل خود قرار دهد. بنابراین حادثه 11 سپتامبر این حقیقت را برجسته ساخت که تامین انرژی نه تنها یک هدف برای منافع ایالات متحده در منطقه خلیج فارس محسوب می شود، بلکه پراهمیت ترین عامل در اجرای استراتژی جهانی آمریکا نیز هست.
نکته مهم دیگر اینکه پیروزی انقلاب اسلامی و در نتیجه آن بیداری اسلامی و موج دموکراسی خواهی در سالهای اخیر، پذیرش الگوی مردم سالاری دینی در بین ملتهای منطقه به عنوان یک الگوی بومی مذهبی و افزایش نقش ژئوپولیتیک شیعه در یکی دو سال گذشته بخصوص پیروزی الگوی حکومتی ایران شیعی در عراق، پیروزی حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه، حماس در فلسطین و اخوان المسلمین در مصر به عنوان جنبشهای آزادی بخش و پیرو جمهوری اسلامی باعث نگرانی روز افزون آمریکا شده است. این تحولات سبب شده است تا آمریکا چه در خلیج فارس و چه در کشورهای حاشیه نشین آن همواره مانع تحرک ایران شود و در پی نادیده گرفتن جایگاه طبیعی ایران در نظام منطقه ای باشد. آمریکا می خواهد در رقابت منطقه ای و فضاسازی توسعه، حوزه نفوذ ایران را کاهش و در عوض توسعه نفوذ رقبای ایران را افزایش دهد؛ لذا جمهوری اسلامی ایران جهت تضعیف قدرت آمریکا در خلیج فارس می تواند اقدامات ذیل را انجام دهد.
1- ایران در مقابل خطرات و تهدیدات آمریکا در منطقه به جای تکیه بر اختلافات ماهوی مناسب تر است به تامین منافع ملی درمنطقه تاکید شود و تا جائیکه ممکن است از ورود به بازی نظامی مورد نظر آمریکا خودداری کند.
2- یکی از نقشه های آمریکا برای تغییر جغرافیای سیاسی خاورمیانه تضعیف اتحادیه های منطقه ای اطراف در رژیم صهیونیستی است تا حاشیه های امنیتی برای این رژیم ایجاد و تقویت شود. در مقابل تلاش ایران باید بر تقویت گروه بندی های منطقه ای باشد. همچنین باید برای تقویت همبستگی و انسجام درونی میان اعضای اپک تلاش نمود و در شورای همکاری خلیج فارس به عنوان عضو ناظر حضور پیدا کرد.
3- با توجه به اینکه آمریکا درصدد امنیتی کردن هویت منطقه است، برای خروج از تحمیل و امنیت گرایی موردنظر آمریکا باید درصدد گسترش و متنوع سازی روابط غیرنظامی با کشورهای منطقه بود تا از این فضای امنیتی که آمریکا ایجاد کرده خارج شد.
4- از نظر استراتژیک، روسیه، هند وچین فرصت هایی هستند که ایران می تواند با استفاده از توانمندی ها و قابلیت های اقتصادی، سیاسی آنها خود را از فشار سیاسی و امنیتی تحمیل شده از سوی آمریکا برهاند. با توجه به تحولات درون اروپا و سیاست خارجی اتحادیه اروپایی و نیز مشکلات عدیده آمریکا در سیاست خارجی در آینده توان چانه زنی و قدرت مانور ایران به مراتب افزایش می یابد.
5- ایران باید تلاش کند از عامل انرژی برای همگرایی کشورهای منطقه نهایت بهره برداری لازم را ببرد. همگرایی اقتصادی بی تردید منجر به وابستگی متقابل می شود و وابستگی متقابل نیز نوید بخش همگرایی سیاسی است، از این رو با توجه به تمایل هند، پاکستان و چین جهت توسعه و تحکیم روابط تجاری واقتصادی با ایران، دستگاه دیپلماسی کشورمان باید از این فرصت استفاده کرده و آن را به یک الگوی وابستگی متقابل و تشکیل یک بلوک قدرتمند شرقی بدون دخالت عضو بازدارنده خارجی تبدیل کند.
6- ایران لازم است که فعالیت های اقتصادی و تجاری خود را با کشورهای منطقه خصوصا در مورد انتقال انرژی از وجه سیاسی خارج کند و از عناصر مهمی مانند ارزانترین، کوتاه ترین و امن ترین مسیر انتقال نفت و گاز حوزه خزر و خلیج فارس به بازارهای جهانی از طریق ایران را در اولویت کاری و تبلیغی قرار دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات