صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۰  ، 
کد خبر : ۷۵۴۳۳

شیطنت جواب نمى دهد/صادق مهدی غفرانی


بصیرت: انتخابات ریاست جمهوری سال 83؛ از همان ابتدا که نام افرادی مثل دکتر معین و مهرعلیزاده در کنار کروبی، هاشمی و احمدی نژاد به عنوان نامزد مطرح می شد، بسیاری از اصلاح طلبان و روزنامه نگاران وابسته به آنان در کنار فعالیتهای تبلیغاتی خود، این نکته را نیز پیش بینی می کردند که نامزدهایشان احتمالا ردصلاحیت می شوند و اگر چنین شود مشارکت مردم تحت الشعاع قرار می گیرد و به نوعی احوالی به آنها دست داده بود که برای مردم پیش گو شده بودند.
به فاصله دقایقی بعد از اعلام رد صلاحیت معین و مهرعلیزاده، حجمی از مصاحبه ها- که انگار از قبل تنظیم شده بود- روی سایتها رفت با این محتوا که دموکراسی خدشه دار شد و مردم محروم شدند و... اما یک روز بعد با صدور دستور مهم رهبر انقلاب مبنی بر حضور آقایان معین و مهرعلیزاده در جمع نامزدهای ریاست جمهوری، طرح های کاغذی و حزبی خیلی ها نقش بر آب شد و عمر رابین هودها چند ساعتی بیشتر به درازا نکشید و در پایان نیز جریان اصولگرایی در میدانی که تمام توان مدعیان اصلاحات حضور داشت، به پیروزی دست یافت.
¤ ¤ ¤
در انتخابات مجلس هشتم؛ زمزمه هایی از حضور سران اصلاح طلب در انتخابات به گوش می رسد. استقبال گسترده مخالفان دولت نهم از ثبت نام در انتخابات این مجلس و راه اندازی «جنبش ثبت نام»، این ایده را به ذهن متبادر می کرد که سران این جبهه تصمیم دارند اولا از ردصلاحیت گسترده مهره ها استفاده رسانه ای و سوژه سازی برای جنگ روانی کنند و ثانیا با الباقی چهره های سرشناس تأیید شده، لیست متحد تشکیل دهند. اما پس از ردصلاحیت ها و بازنگری شورای نگهبان و تجدیدنظر ارفاقی در بررسی صلاحیت نامزدها و حضور جمع قابل توجهی از آنان در عرصه انتخابات، به طوری که حتی در همین تهران 2 لیست کاملا متفاوت از اصلاح طلبان منتشر شد، بسیاری از احزاب افراطی با معضل جدیدی روبه رو شدند که در مصاحبه عضو هیئت دولت هشتم با یک خبرگزاری اینگونه بازتاب پیدا کرد: «تأیید صلاحیت اکثریت نامزدهای جبهه تمام برنامه های ما را به هم ریخت. حالا راضی کردن افراد برای انصراف و شکل دادن جبهه متحد کاری دشوار و دست نیافتنی شده است.» اصولگرایان و لیست متحد آنان در این انتخابات نیز گوی سبقت را ربودند و در دو دور متوالی به پیروزی معناداری دست یافتند.
¤ ¤ ¤
زمستان 87؛ از چند ماه پیش طبق معمول همه انتخاباتهای این دو دهه، با نزدیک شدن به پایان دوره دولت نهم، شایعاتی مبنی بر آمدن میرحسین موسوی به عنوان نامزد اصلاح طلبان مطرح شد. اگرچه مردم از سال 76 به شنیدن این اسم از زبان یاران خاتمی و شعار «دو یار، دو همسنگر، دو پیرو رهبر، موسوی و خاتمی» روی بیلبوردهای تبلیغاتی عادت کرده بودند اما این بار گویا نخست وزیر دهه 60 کشورمان، دعوتها را جدی گرفت و از سکوت دو دهه ای در پشت تابلوهای نقاشی اش کنار آمد و رسما وارد میدان شد. گرچه در ظاهر همان اتفاقی افتاد که اصلاح طلبها آرزو می کردند اما اعلام برخی مواضع از سوی میرحسین و شفاف شدن زاویه های جدی وی با عقبه فکری و اقتصادی اصلاح طلبان، این نکته را برای افکار عمومی افشا کرد که دعوت چندین ساله از مهندس موسوی، صرفا جهت بهره برداری از نام و تصویر قدیمی مردم از وی است و نه تنها با او نقطه اشتراکی ندارند بلکه حضور وی را در عرصه سیاسی برنمی تابند. از این رو خاتمی که دل دل کردن هایش برای آمدن یا نیامدن صدای رفقای گرمابه و گلستانی اش را هم درآورده بود، علیرغم آن که گفته بود «ورودش به انتخابات برای نظام هزینه خواهد داشت»، تحت فشار سران جبهه به طور غیررسمی اعلام حضور کرد.
¤ ¤ ¤
به گمانم مخالفان جریان اصول گرایی در سالهای اخیر هر جا که به سراغ ترفندهای فریب کارانه و مخملی رفته اند، ضد حال تأمل برانگیزی خورده اند و به فرصت سوزی هایشان افزوده اند. به قول یکی از شخصیت های بزرگ نظام: «در کشوری که مردم آن تکبیرگو هستند، شیطنت جواب نمی دهد»!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات