بصیرت: حوادث ماه های اخیر و اوضاع آشفته پاکستان و افغانستان گروهک طالبان که با ادعای اسلام خلافتی خود گوش فلک را کر کرده بی سروصدا مشغول کشتار عده ای از مسلمانان مظلوم در مرز مشترک پاکستان و افغانستان بود. عوارض این جنایت بزرگ که باهمدستی یزیدی ها صورت گرفته هنوز هم ادامه دارد ولی با کمال تاسف رسانه های منطقه درباره آن خاموشند!
متن خبری که در این زمینه دردست می باشد و مربوط به چند روز قبل است اینست :
« بیش از 550 هزار شیعه پاکستانی در منطقه پاراچنار این کشور مدت 18 ماه است که در محاصره گروه های طالبان و بمباران نیروهای آمریکائی قرار دارند. به گزارش تابناک فاجعه انسانی دلخراشی در منطقه پاراچنار پاکستان درحال رخ دادن می باشد. درحال حاضر چند هفته ایست که راه های اصلی ورود آب و غذا برروی ساکنین این منطقه بسته شده و مردم در محاصره قرار دارند . بنابر این گزارش نیروهای طالبان تنها در یک حمله 600 تن از شیعیان پاراچنار را به شهادت رسانده اند و در یک اقدام بی سابقه به قطع دستان کودکان خردسال مبادرت نموده اند. در این منطقه اشرار موسوم به گروه های یزیدی با نیروهای طالبان همدست شده و علیه مردم مظلوم پاراچنار در منطقه سرحد پاکستان که مقر اصلی طالبان در این کشور است در بمباران های مرزی پاکستان توسط آمریکا منطقه پاراچنار مورد هدف واقع می شود » (روزنامه جمهوری اسلامی 87 11 15 صفحه 15 ) .
جنایاتی که براساس این خبر در پاراچنار رخ داده در ابعاد یک فاجعه انسانی است . اینکه 600 نفر در یک حمله به شهادت رسیده اند اینکه دستان عده ای از کودکان بریده شده اینکه 550 هزار نفر اعم از زن و کودک و پیرو جوان در محاصره قرار گرفته اند اینکه این مردم در همین حال توسط هواپیماهای آمریکائی بمباران می شوند و اینکه ساکنان منطقه از نظر آب و غذا در مضیقه قرار دارند اینها همه ابعاد وحشتناک یک فاجعه انسانی را ترسیم می کنند. خطرناک تر آنکه منطقه پاراچنار در موقعیتی قرار دارد که تحت نفوذ و کنترل تقریبا انحصاری گروه تروریستی طالبان است . آنچه بر این خطر می افزاید حضور گروه یزیدی در این منطقه است که از نظر کینه توزی تحجر و خروج از چارچوب های اسلامی مشابه طالبان است .
نکته مهمی که به این فاجعه ابعاد وسیع تر و عمیق تری می دهد سکوت خبری عجیبی است که درباره آن وجود دارد. همانطور که در متن خبر آمده این جنایت از 18 ماه قبل آغاز شده و در این مدت متوقف نگردیده و همچنان ادامه دارد . سئوال مهم اینست که چرا در این 18 ماه رسانه ها درباره این جنایات خبری منتشر نکرده اند آیا کشتن 600 نفر انسان در یک حمله خبر کوچکی است ! آیا قطع کردن دستان عده ای از کودکان خبر مهمی نیست ! آیا در محاصره قرار گرفتن 550 هزار انسان خبر تکان دهنده ای نیست ! آیا یکسره بمباران شدن بیش از نیم میلیون انسان در یک منطقه تحت محاصره آنهم با محدودیت های همه جانبه از جمله فقدان آب و غذا خبری نیست که برای مردم اهمیت داشته باشد
این سکوت خبری از چند جهت زیر سئوال است .
اول آنکه رسانه ها چرا رسالت خبری خود را فراموش کرده اند
آیا رسانه های پاکستانی و افغانی از این فاجعه با خبر بوده اند و سکوت کرده اند یا از آن خبری نداشتند اگر با خبر بودند چرا به مسئولیت خود عمل نکرده اند و اگر بی خبر بودند معلوم می شود مردم مظلوم پاراچنار در محاصره خبری هم هستند و اینهم یکی دیگر از ابعاد فاجعه انسانی پاراچنار است .
دوم آنکه دولت پاکستان در برابر جنایت مشترک طالبان ـ یزیدی ها و آمریکا در پاراچنار به وظیفه خود عمل نکرده است . این بهانه که استان سرحد و به ویژه پاراچنار منطقه نفوذ طالبان است و مشکلات خاص خود را دارد و دولت پاکستان امکان برقراری امنیت در این منطقه را ندارد قابل قبول نیست . زیرا باتوجه به عظمت فاجعه و اهمیت موضوع دولت پاکستان می توانست از سایر کشورها کمک بگیرد و با به راه انداختن یک جریان تبلیغاتی جهت دار مشکل را حل کند . البته دولت پاکستان درست در همین مدت 18 ماه گذشته گرفتار مشکلات داخلی بود و با بمباران های آمریکا در مناطق مرزی از جمله پاراچنار نیز درگیری داشت و تا حدودی می توان کوتاهی اسلام آباد در برابر این فاجعه را ناشی از این مشکلات دانست اما اکنون که اوضاع پاکستان آرام شده انتظار اینست که در این زمینه گام های اساسی بردارد.
سوم آنکه غربی ها به ویژه آمریکا و انگلیس و فرانسه که در افغانستان حضور نظامی دارند و در پاکستان نیز نفوذ دارند نه تنها برای جلوگیری از فاجعه پاراچنار کاری انجام نداده اند بلکه با مکتوم نگهداشتن جنایات طالبان و یزیدی ها در واقع به این گروه های تروریستی کمک کرده و در جنایات آنها شریک هستند. جرم آمریکا در این فاجعه بیشتر است زیرا با اینکه دولتمردان آمریکائی از محاصره مردم پاراچنار مطلع بودند و از جنایات طالبان و یزیدی ها خبر داشتند باز هم به بمباران آن منطقه ادامه دادند. هرچند توجیه آمریکائی ها اینست که با این بمباران ها درصدد قلع و قمع طالبان هستند اما بر کسی پوشیده نیست که طالبان ولیده نامشروع آمریکاست و دست سران این گروه تروریستی در دستان دولتمردان آمریکائی است .
چهارم آنکه واقعه پاراچنار هیچ ربطی به موضوع اختلافات مذهبی شیعه و سنی ندارد. زیرا طالبان و یزیدی ها از موضعی حرکت و عمل می کنند که اصولا با اسلام بیگانه است . آنها گروه های تروریستی و خونخوار و قدرت طلبی هستند که هرکس را با خود هم عقیده ندانند او را از سر راه خود برمیدارند خواه سنی باشد خواه شیعه . بنابر این نباید اجازه داد افراد فرصت طلب از فاجعه پاراچنار سواستفاده کنند و به بهانه حمایت از شیعه به اختلافات شیعه و سنی دامن بزنند. در این واقعه باید شیعه و سنی دست دردست همدیگر با متحجران خونخواری همچون طالبان و یزیدی ها مقابله کنند و ریشه آنها را که اسلام را بدنام کرده اند بخشکانند.
و آخرین نکته اینست که جمهوری اسلامی ایران برای کمک به مردم ستم دیده پاراچنار تلاش های زیادی بعمل آورده و هم اکنون نیز بعمل می آورد. این تلاش ها باید گسترده تر شود و ابعاد وسیع تری پیدا کند و بامشارکت دولت های پاکستان و افغانستان زمینه را برای پاکسازی منطقه از گروه های تروریستی طالبان و یزیدی فراهم سازد و مردم پاراچنار را که از مردم غزه مظلوم تر هستند برای همیشه از این ظلم نجات دهد.