دکتر یدالله جوانی
طی سالهای اخیر، سناریوهای مختلفی برای تضعیف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از سوی نظام سلطه طراحی و بعضا عملیاتی و اجرا شده است. سردمداران نظام سلطه از قبیل آمریکا، انگلیس و صهیونیزم بین الملل با تکیه بر قدرت رسانه ای و در چارچوب عملیات روانی، تلاش گسترده ای را برای تخریب چهره سپاه و پاسداران در نزد افکار عمومی جهانیان به عمل می آورند. در این تلاش گسترده، آنان به دنبال شبیه سازی هستند. اکنون القاعده به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته می شود و حتی عمده مسلمانان جهان نیز حرکت القاعده و رهبران آن را به دلیل افراط گرایی و خشونت طلبی محکوم می کنند. نظام سلطه تلاش می کند از سپاه پاسداران و فرماندهان آن، چنین چهره ای را به نمایش بگذارد. در ماههای گذشته، کارکرد رسانه های غربی نشان می دهد که حجم تلاش ها برای تخریب چهره سپاه افزایش یافته است. از هر حادثه کوچک و بزرگی که امکان بهره برداری در راستای اتهام زنی به سپاه وجود داشته باشد استفاده می شود تا هدف مورد نظر در عملیات روانی علیه سپاه و فرماندهان آن تحقق یابد.
از داستان سرایی ها در مورد نقش سپاه در ضرب و شتم دیپلمات کویتی در تهران گرفته تا برخی از حوادث در عراق، لبنان، سرزمین های اشغالی و بعضا انفجارات و دیگر اقدامات تروریستی که در سطح جهان انجام می گیرد، جملگی مواردی است که با اشاره انگشت اتهام به سمت سپاه و فرماندهان آن، اهداف خاص تعقیب می گردد. در موضوع هسته ای و صدور قطعنامه های 1737 و 1747 چنین تلاشی برای تخریب چهره سپاه و فرماندهان آن نیز کاملا مشهود است. در حالیکه مسایل هسته ای ایران به طور کامل به سازمان انرژی اتمی مربوط است، لکن در تحریم ها و اعمال محدودیت ها برای سفر به خارج از کشور، نام فرماندهان اصلی سپاه در قطعنامه ها گنجانده شده است. براساس آنچه خبرگزاریها به عنوان پیش نویس قطعنامه بعدی علیه فعالیت های هسته ای ایران که از سوی آمریکا و انگلیس تهیه شده منتشر کرده اند، این تلاش مشهود است که فشارهای بیشتری علیه سپاه در حال تدارک است. در این پیش نویس از مسدودکردن اموال و سرمایه های مربوط به سپاه پاسداران به عنوان یک محور از تحریم های جدید یاد شده است.
سوال این است که در برخورد و مقابله نظام سلطه با جمهوری اسلامی ایران، به چه دلیل سپاه وفرماندهان عالی رتبه آن، اینگونه مورد هجوم و تخریب قرار می گیرند؟
و سوال دیگر اینکه، آیا دشمنان در تحقق خواسته خود نسبت به سپاه موفق می شوند یا خیر؟
در پاسخ به سوال اول باید گفت، ایالات متحده به عنوان سمبل اصلی و نماد برتر نظام سلطه در سراشیبی فروپاشی ابر قدرتی خود قرار گرفته و دوران طلایی سلطه گری این کشور رو به پایان است. آمریکا گرفتار چالش هایی شده که برای رهایی از آن هرچه بیشتر تلاش می کند، کمتر نتیجه می گیرد. «نیکلاس برنز» معاون وزیر خارجه آمریکا طی اظهاراتی چهار چالش موفقیت در عراق، حمایت از دولت سنیوره و حفظ آن، برقراری صلح اعراب و اسرائیل و موضوع هسته ای ایران را به عنوان چالش های اصلی آمریکا در خاورمیانه بیان می دارد و می گوید جمهوری اسلامی ایران مانع اصلی و اساسی برسرراه آمریکا برای حل این چالش ها است.«برنز» فشار برشبکه های اطلاعاتی و نیروهای شبه نظامی ایران را به عنوان یکی از راهکارهای موثر برای عبور از این مانع می داند. نکته قابل توجه اینکه چندی قبل در جلسه استماع مجلس سنای آمریکا، گزارشی در سه محور درباره ایران ارائه شد که در جمع بندی نشست کمیته استماع، از قرار دادن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فرماندهان آن در قطعنامه 1747 و بهره گیری از فصل هفتم منشور سازمان ملل در رابطه با سپاه به عنوان یک موفقیت یاد می گردد.
رویکرد اینگونه ای نسبت به سپاه و فرماندهان آن از سوی دشمنان، به نقش و جایگاه بی بدیل سپاه پاسداران در پاسداری از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن در طول 28 سال گذشته برمی گردد. در هنگامه ای که تمامیت ارضی و استقلال کشور با غائله های تجزیه طلبانه جریانهای وابسته به نظام سلطه در سالهای اول انقلاب به صورت جدی به خطر افتاده بود، سپاه پاسداران به گونه ای نقش آفرینی کرد که حضرت امام (ره) فرمودند:« اگر سپاه نبود کشور هم نبود.» اکنون پس از 28 سال، دشمنان ما به خوبی به نقش وجایگاه واقعی سپاه در حفاظت از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و پیشبرد آرمان های انقلاب اسلامی پی برده اند. برهمین اساس دشمنان به این جمع بندی رسیده اند که برای تضعیف جمهوری اسلامی ایران، باید سپاه پاسداران را تخریب نمایند.
اما سوال دوم را اینگونه می توان پاسخ داد که آمریکایی ها به کژراهه می روند و در تخریب وتضعیف سپاه پاسداران و فرماندهان عالی رتبه آن هرگز موفق نخواهند شد. آمریکایی ها می خواهند با عملیات روانی از چهره سپاه در نزد افکار عمومی در جهان، القاعده دیگری بسازند، لکن حرکت آنان از اساس غلط است. سپاه کجا و القاعده کجا؟ سپاه بازوی ولایت فقیه است که با حرکت در مدار اعتدال، توانسته جمهوری اسلامی ایران را به مرکز فرماندهی جبهه مستضعفین علیه مستکبرین تبدیل کند. اکنون جبهه مستضعفین که روزی تشکیل آن از آرزوهای امام راحل به حساب می آمد تحقق پیدا کرده و روز به روز بر پویایی، بالندگی و موفقیت های آن افزوده می شود. درچنین روندی، فشار بر سپاه و تلاش برای تخریب آن، نتیجه عکس داشته و برمحبوبیت و مقبولیت آن می افزاید.