صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۷  ، 
کد خبر : ۷۵۶۹۹

روزهای تلخ ناتو در افغانستان


على تتماج
افغانستان که بیش از سه دهه است درگیر جنگ داخلی و مداخلات خارجی می باشد، اینک دورانی بحرانی را سپری می کند. در شرایطی که مردم افغانستان و افکار عمومی جهان امیدوار بودند که با حضور نیروهای چند ملیتی، نابسامانیهای این کشور پایان یابد، نه تنها این مهم محقق نگردید بلکه اشغالگران خود به عامل بی ثباتی و جنایت مبدل گردیدند. در کنار تحولات جاری افغانستان در شش سال گذشته، نقش و جایگاه ناتو و اهداف آینده آن برای بقا امری قابل تامل می باشد. نیروهای ناتو در سال 2001 در شرایطی در کنار آمریکا به اشغال افغانستان پرداختند که تلاش داشتند تا اولا حوزه فعالیت خود را از اروپا به سایر نقاط جهان گسترش دهند لذا از افغانستان به عنوان اولین ماموریت خارج از خانه یاد کردند، ثانیا به عنوان بازوی نظامی سازمان ملل ایفای نقش نموده که ماهیتی جهانی به آنها می داد، ثالثا به عنوان مروجان فرهنگ لیبرالیسم غربی در بعد نظامی فعالیت کنند.
هر چند که نیروهای ناتو با بیش از 30 هزار نفر در سالهای اشغال افغانستان تلاش کرده اند که به این اهداف دست یابند اما شواهد از ناکامی کامل آنها حکایت دارد. افزایش تلفات نیروها که بالغ بر هزار نفر می گردد، کشتار غیرنظامیانی که به دههاهزار تن بالغ گردیده ( در سال 2006، تنها 1500 غیرنظامی افغانی به قتل رسیده اند) ناتوانی در مقابله با نیروهای طالبان، عدم هماهنگی میان نیروهای ائتلاف که فضایی از ناامیدی و بی ثباتی را در میان آنها ایجاد کرده است (30 کشور)، معطوف شدن نظامیان به قاچاق مواد مخدر و زنان و کودکان به جای اجرای عملیات پاکسازی طالبان و مزارع خشخاش را می توان از مهمترین چالش های ناتو در افغانستان ارزیابی کرد که آن را از اهدافش دور ساخته است. این ناکامی ها پیامدهای بسیاری برای ناتو که خود را بانی صلح می داند به همراه داشته است که عبارتند:
1) انزجار مردم و دولت افغانستان از ناتو بگونه ای است که اکنون از آنها با نام اشغالگران یاد کرده و خواستار مقابله با آنان شده اند. این تحرکات تا جایی است که حامد کرزای، رئیس جمهور از یک سو و نمایندگان پارلمان افغانستان از سوی دیگر خواستار تعیین جدول زمانی برای خروج نیروهای ناتو شده اند.
2) مردم اروپا و کشورهایی که فرزندانشان در افغانستان حضور دارند نیز در صف مخالفان ناتو قرار گرفته اند. آنها نیز با برپایی تظاهرات‌های گسترده خواستار بازگشت فرزندانشان به کشورشان گردیده اند. این در حالی است که آنها بر اصل شکست ناتو در اولین ماموریت خارج خانه تاکید دارند. نکته مهم آنکه مجامع جهانی و سازمان‌های حقوق بشر نیز با ارائه گزارش های متعدد از نقض گسترده حقوق شهروندان افغان به دست نیروهای ناتو خبرداده و آن را جنایت جنگی دانسته اند.
3) هرچند که ایالات متحده از ناتو به عنوان همپیمان در جنگ افروزی بهره برداری می کند اما برای حفظ هژمونی خود، براصل تضعیف و ناتوانی ناتو تاکید دارد. آمریکا ناتوانی ائتلاف در افغانستان را سندی بر ضعف نظامی اروپا و لزوم وابستگی آن به ارتش آمریکا می داند. لذا می توان گفت که دلیل عدم توجه واشنگتن به افغانستان هرچند برگرفته از ناکامی های آن در عراق است اما در بخش دیگری از سناریوهای آن، این اقدام گامی برای اعلام ضعف نیروهای اروپایی است.
براساس آنچه از چالش های ناتو ذکر شد، آنها اکنون در بحرانی گرفتار آمده اند که ادامه حضور در آن به منزله افزایش ناکامی ها و خروجشان به منزله رسوایی جهان و قرار گرفتن آنها در انزوا می باشد. آنها اکنون تلاش دارند تا با استمرار حضور در افغانستان، ساخت پایگاههای نظامی جدید، آموزش نیروهای ارتش و پلیس افغان، امضای قراردادهایی با کشورهای همسایه برای دادن پایگاه نظامی به ناتو و تشدید حملات علیه نیروهای طالبان که تاکنون هزاران، غیرنظامی را به کام مرگ برده است، ضمن سرپوش نهادن برناکامی های خود راه را برای ادامه اشغالگری فراهم سازد.
نتیجه اینکه روند تحولات افغانستان، بویژه انزجار مردم و دولت این کشور از اشغالگران، تاکید مردم اروپا بر بازگشت فرزندانشان و تلاش آمریکا برای زمین گیر ساختن ناتو در افغانستان که برگرفته از نارضایتی این کشور از عدم همراهی ناتو با جنگ عراق می باشد، سبب می گردد که ناتو دوران سختی را در افغانستان سپری کند که نتیجه نهایی آن در شرایط کنونی خروج آنها با شکست خواهد بود هرچند که اکنون آنها با ادعای پیروزی برطالبان برحضور بلند مدت خود در افغانستان تاکید کرده اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات